جمهوری اسلامی از «روند مثبت» مذاکرات می‌گوید، واشنگتن حلقه محاصره را تنگ‌تر می‌کند

هشدارهای امنیتی، تحرکات نظامی و تحریم‌های جدید همگی احتمال افزایش تنش را تقویت می‌کنند

در شرایطی که مقام‌های رسمی جمهوری اسلامی بر «مثبت بودن روند مذاکرات» با ایالات متحده تاکید می‌کنند، مرور تحولات ۲۴ ساعت گذشته تصویری متفاوت از فضای حاکم بر روابط تهران و واشنگتن ترسیم می‌کند. این تصویر بیش از آنکه نشانه کاهش تنش باشد، از تشدید فشار سیاسی، امنیتی و اقتصادی علیه حکومت ایران حکایت دارد. چنین شکافی میان روایت رسمی و داده‌های میدانی، پرسش‌هایی جدی درباره واقعیت مذاکرات، اهداف اطلاع‌رسانی رسمی و پیامدهای احتمالی آن برای جامعه و اقتصاد ایران ایجاد کرده است.

وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی روز گذشته اعلام کرد مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا «در مسیر مثبت» قرار دارد و امکان رسیدن به توافق همچنان وجود دارد. این اظهارات در رسانه‌های رسمی بازتاب گسترده یافت و برخی رسانه‌ها از آن به‌عنوان کاهش احتمال درگیری نظامی یاد کردند. با این حال، همزمانی این موضع‌گیری با مجموعه‌ای از اقدامات آمریکا و متحدانش، روایت رسمی تهران را با تردید روبه‌رو کرده است.

این موضع‌گیری در چارچوب سیاست رسانه‌ای جمهوری اسلامی طی سال‌های اخیر قابل تحلیل است؛ سیاستی که معمولا بر حفظ امید به دیپلماسی حتی در شرایط فشار حداکثری تاکید دارد. اما داده‌های میدانی اخیر نشان می‌دهد فاصله معناداری میان فضای واقعی تحولات و روایت رسمی وجود دارد.

 

هشدارهای امنیتی غرب؛ پیام‌هایی فراتر از احتیاط دیپلماتیک

نخستین نشانه افزایش سطح نگرانی‌ها، درخواست رسمی دولت‌های آلمان و آمریکا از شهروندانشان برای ترک سریع ایران است. در این اطلاعیه‌ها تاکید شده شهروندان این کشورها در صورت امکان حتی از مسیرهای زمینی ایران را ترک کنند. این هشدارها از سطح توصیه‌های احتیاطی معمول فراتر ارزیابی می‌شود.

کارشناسان امنیتی معتقدند این قبیل هشدارها معمولا زمانی صادر می‌شوند که نهادهای اطلاعاتی غربی به ارزیابی‌های دقیقی مبنی بر افزایش احتمال درگیری نظامی، بی‌ثباتی داخلی یا عملیات امنیتی ویژه دست یافته باشند. صدور همزمان این هشدار از سوی دو کشور هم‌پیمان پیام روشنی را درباره ارزیابی مشترک آنها از وضعیت ایران مخابره می‌کند.

در ادامه، گزارش‌هایی درباره استقرار نیروهای ویژه آمریکا موسوم به دلتا فورس در ترکمنستان و در فاصله حدود ۲۷۰ کیلومتری مشهد منتشر شد. این خبر ابتدا در شبکه‌های اجتماعی مطرح شد و سپس برخی رسانه‌های منطقه‌ای با استناد به منابع امنیتی به آن پرداختند. در صورت صحت این گزارش‌ها، استقرار این نیروها در کنار اخبار حضور تجهیزات نظامی آمریکا در کشورهای همسایه ایران، می‌تواند نشانه تلاش برای تکمیل حلقه فشار نظامی تلقی شود.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در حوزه اقتصادی نیز نشانه‌های روشنی از افزایش فشار دیده می‌شود. دونالد ترامپ اعلام کرده فرمان اجرایی اعمال تعرفه ۲۵ درصدی علیه دولت‌هایی که با ایران تجارت دارند صادر شده است. هدف این اقدام افزایش هزینه تعامل اقتصادی با ایران عنوان شده است.

حتی اگر این تعرفه‌ها به طور کامل اجرا نشود، پیام آن برای بازارهای جهانی روشن است: همکاری اقتصادی با ایران با مخاطره بالا همراه است. چنین پیامی می‌تواند فضای اقتصادی هر توافق احتمالی را محدود کند.

همزمان، وزارت خزانه‌داری آمریکا از اعمال ۳۱ تحریم جدید علیه اشخاص و نهادهای مرتبط با ایران خبر داد. این تحریم‌ها شبکه کشتیرانی سایه ایران و برخی مقام‌ها را هدف قرار داده است. اجرای تحریم‌ها در جریان مذاکرات، یادآور الگوی فشار همزمان با گفتگو در دوره‌های پیشین است.

 

افزایش تحرکات نظامی؛ حفظ گزینه نظامی در کنار مذاکره

در راه بودن ناوهای نظامی بیشتر و افزایش تجمع نیروهای آمریکایی در منطقه، در نگاه برخی تحلیلگران نظامی نشانه آماده‌سازی برای سناریوهای درگیری گسترده تلقی می‌شود. انتقال سامانه‌های پدافندی تاد به خاورمیانه و استقرار آنها در کشورهای عربی نیز در همین چارچوب تحلیل می‌شود.

هزینه بالای انتقال تجهیزات و نیروهای نظامی موضوع مهمی در تحلیل‌های راهبردی است. بسیاری از کارشناسان معتقدند چنین جابه‌جایی‌هایی صرفا ابزار فشار مذاکره نیست. در روابط بین‌الملل، تقویت حضور نظامی معمولا مکمل فشار دیپلماتیک محسوب می‌شود، نه نشانه اعتمادسازی.

برخی نشانه‌های دیگر نیز به افزایش تنش دامن زده است، از جمله افزایش فعالیت اندیشکده‌های نزدیک به پنتاگون درباره سناریوهای درگیری و افزایش پروازهای شناسایی در خلیج فارس. انتشار تصاویر حرکت ناو آبراهام لینکلن و برخی تحرکات نظامی دیگر نیز در همین چارچوب تحلیل می‌شود.

مجموع این تحولات نشان می‌دهد آمریکا همزمان با مذاکرات، گزینه نظامی را نیز فعال نگاه داشته است؛ موضوعی که با روایت موفقیت‌آمیز بودن مذاکرات از سوی مقام‌های ایرانی همخوانی کامل ندارد.

 

مدیریت روایت داخلی؛ ضرورت سیاسی یا ملاحظه اقتصادی؟

در کنار این تحولات، پرسش اصلی این است که چرا روایت مثبت از مذاکرات در داخل ایران برجسته می‌شود. یکی از سناریوهای مطرح، مدیریت جریان‌های سیاسی داخلی مخالف مذاکره است. در این چارچوب، دولت می‌کوشد با برجسته‌سازی روند مثبت مذاکرات، از افزایش فشار داخلی بر تیم مذاکره‌کننده جلوگیری کند.

اظهارات برخی مقام‌های سیاسی و مذهبی نشان می‌دهد این فشارها همچنان وجود دارد. برخی چهره‌های سیاسی حضور فرمانده سنتکام در فضای مذاکرات را مغایر با مصوبات داخلی دانسته‌اند. چنین موضع‌گیری‌هایی نشان می‌دهد اجماع کاملی درباره مذاکرات وجود ندارد.

سناریوی دوم به مدیریت افکار عمومی و جلوگیری از شوک اقتصادی مربوط است. جمهوری اسلامی از این هراسان است که انتشار اخبار منفی درباره مذاکرات به‌سرعت به نوسان در بازار ارز، طلا و بورس منجر می‌شود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده بازارهای مالی ایران به‌شدت به اخبار سیاسی واکنش نشان می‌دهند.

مجموع تحولات اخیر نشان می‌دهد میان روایت رسمی تهران درباره «مثبت بودن مذاکرات» و اقدامات عملی آمریکا و متحدانش فاصله قابل توجهی وجود دارد. هشدارهای امنیتی، تحرکات نظامی، تحریم‌های جدید و سیاست‌های اقتصادی فشارزا، همگی احتمال افزایش تنش را تقویت می‌کنند.