بحث درباره مرحله پس از نظام کنونی ایران نه خیالپردازی است و نه حدس و گمانی بیپایه، بلکه بازتاب نگاهی واقعبینانه به تحولی است که احتمال وقوع آن بسیار بالاست. حتی اگر رژیم جمهوری اسلامی بتواند موج فشارهای مخالفان، اعتراضهای مردمی و حملات اسرائیل و آمریکا را مهار کند، شواهد همچنان نشان میدهد که ایران در آستانه تغییری بزرگ و اجتنابناپذیر قرار دارد.
دیروز (جمعه،۳۰ ژانویه ۲۰۲۶) در جلسات «مجمع دریای سرخ»، که «دفتر خانواده» درمورد سرمایهگذاری آن را برگزار کرده بود، درباره این موضوع صحبت کردم.
صحبتهای من محدود به وضعیت ایران در مرحله تغییر بود، زیرا بحث درباره بحران کنونی بسیار گسترده و پیچیده است. به نظر من، تغییر در ایران قطعی و اجتنابناپذیر است، حتی اگر این تحول بهزور سلاح و نیروی نظامی رخ ندهد. رژیم جمهوری اسلامی عملا فرسوده شده و دیگر قادر به بازسازی ساختارهای خود نیست و توان مقابله با الزامات دوران گذار را ندارد.
در هر حال، اگر به آینده ایران بنگریم، با کشوری روبهرو خواهیم شد که با آنچه در نیم قرن گذشته میشناختیم متفاوت است. کشوری با اقتصادی ناتوان که توسط متعصبان تضعیف شده، درست همانطور که کمونیستها در چین و اتحاد جماهیر شوروی انجام دادند. مسیر پیش رو ممکن است طولانی و دشوار باشد، بهویژه اگر هرجومرج سایهاش را بر کشور بگسترد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
ایران کشوری سرشار از منابع طبیعی است، هرچند بیشتر نامش با فرش، زعفران و خاویار گره خورده است. این کشور دومین ذخایر گاز جهان را دارد، اما تحریمها صادرات آن را به رده هجدهم محدود کرده است. ایران همچنین یکی از تولیدکنندگان بزرگ نفت است، بازاری نویدبخش با جمعیتی ۹۰ میلیونی دارد و با سه دریا هممرز است.
علت اصلی این بحران به سوءمدیریت باز میگردد، زیرا رژیم جمهوری اسلامی با غرق شدن در گرداب ایدئولوژی دینی کشور را به فقر کشانده و منابع آن را در جنگها هدر داده است.
در شرایط عادی، ایران قادر است بدون نیاز به غارت منابع عراق یا باجگیری از غرب، به کشوری ثروتمند مانند کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تبدیل شود، حضور آن در بازار انرژی به تشدید رقابت بینجامد و کشورهای عربی منطقه را به توسعه اقتصاد، تولید و قابلیتهای علمی و آموزشی سوق دهد.
عربستان سعودی و ایران دو کشور همسایهاند که دو قطب اصلی اقتصاد منطقه به شمار میآیند. عربستان از نظر مساحت بزرگتر و ایران از نظر جمعیت پرشمارتر است؛ عربستان بیشترین ذخایر نفت و ایران بیشترین ذخایر گاز را در اختیار دارد. در آینده، زمانی که شرایط مناسب فراهم شود، فرصت گستردهای برای این دو کشور وجود دارد تا رابطهای سازنده و مثبت برقرار کنند و در تقویت ثبات و امنیت منطقه نقشی موثر ایفا کنند.
پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که سرنوشت رابطه ایران و اسرائيل و خصومت شدیدی که میان دو طرف وجود دارد، چگونه رقم خواهد خورد؟
به نظر میرسد وقتی رژیم کنونی ایران تغییر کند یا سیاستهای آن دگرگون شود، دو کشور ایران و اسرائيل به یکدیگر نزدیک شوند و شاید حتی از دشمنی ساختاری به سوی همکاری عملی گام بردارند. اسرائیل از فناوری پیشرفته برخوردار است و میتواند در عرصههای مهم و حیاتی سرمایهگذاری کند، اما این کشور به شراکت بلندمدت در حوزه انرژی و دسترسی به یک بازار بزرگ نیاز دارد. تنها مانعی که در حال حاضر بر سر راه همکاری دو کشور وجود دارد، زمان مورد نیاز برای آمادهسازی ایران و منابع گازی آن است. البته رسیدن به این هدف ممکن است بیش از نیم دهه طول بکشد، مشروط بر اینکه تغییرات پیش رو ایران را به سمت هرجومرج سوق ندهد.
به نظر من، شتاب واشنگتن در ایجاد تغییر در ایران، نه با انگیزه تنبیه، بلکه با هدف جلوگیری از وخامت فزاینده اوضاع در آن کشور صورت میگیرد. ایالات متحده به دنبال دستیابی به توافقی است که در آن تهران تضعیفشده از سه امتیاز کلیدی غنیسازی اورانیوم، موشکهای بالستیک و عوامل منطقهای خود دست بکشد. در غیر این صورت، اوضاع به سمت تغییر جزئی پیش خواهد رفت. البته بعید است که در حال حاضر ایران سناریویی مشابه اشغال عراق را شاهد باشد.
با افزایش نیاز به انرژی برای تامین هزینههای عظیم هوش مصنوعی، اهمیت ایران برای واشنگتن رو به افزایش است و این امر باعث میشود ایران به دلیل دارا بودن ذخایر عظیم گاز از اهمیت بسیاری در مقیاس جهانی برخودار باشد، بهویژه اینکه گاز، همانند نفت در قرن گذشته، بناست نقش کلیدی در راهبرد ایالات متحده ایفا کند.
همچنان باید یادآورد شد که در گذشته، زمانی که دیگر کشورهای نفتی نیاز بازار جهانی انرژی را تامین میکردند، محاصره و منزوی کردن ایران میتوانست سیاستی مناسب باشد، اما امروز با توجه به افزایش تقاضا برای گاز، منزوی کردن ایران راهبردی مناسب نیست.
بنابراین در آینده نزدیک، خواهیم شنید که گاز نهتنها بهعنوان اهرم سیاسی اهمیت دارد، بلکه در قلب امنیت انرژی قرار دارد و در تامین امنیت اقتصادی جهان نقش کلیدی ایفا میکند.
فارغ از انگیزهها و کشمکشها، تحولات احتمالی در ایران میتواند نظم منطقهای دو دهه گذشته را بازتعریف کند. نگرانی جهان عرب از آینده نامعلوم قابل درک است، چراکه هزینهها بسیار سنگین بوده و با گذشت ۱۵ سال از بهار عربی، هرجومرج هنوز پایان نیافته است. با این حال، باید تمرکز خود را بر جنبههای مثبت معطوف کنیم و برای فرصتها و شرایط بهتر آماده شویم، نه اینکه صرفا در برابر احتمالات منفی موضع بگیریم.
برگرفته از الشرقالاوسط

