طرح پهلوی برای نجات ایران

ایرانیان به خیابان‌ها ریختند، شعار دادند، اعتراض کردند و خواستار پایان استبداد شدند. آن‌ها فقط خواهان تغییر نبودند؛ آن‌ها نام فردی را صدا می‌زدند که به او برای رهبری این مسیر اعتماد دارند: پدرم

پرچم شیروخورشید در انقلاب ملی ایران-برگرفته از ویدیوهای اعتراضات 

من از خانواده‌ای می‌آیم که با جسارت رویا می‌دید و بی‌وقفه می‌جنگید تا آن رویاها را به واقعیت تبدیل کند. پدربزرگم، محمدرضاشاه پهلوی، تلاش کرد با اصلاحات گسترده، ایران را مدرن و شکوفا کند؛ اصلاحاتی که سطح زندگی را ارتقا می‌داد، آموزش و حقوق زنان را گسترش می‌داد و جایگاه ایران را در میان کشورهای بزرگ جهان بازمی‌گرداند. پدرم، رضا پهلوی، همیشه امیدوار بود روزی مردم ایران بتوانند آزادانه آینده‌ای دمکراتیک، سکولار و آباد را بر پایه کرامت و حقوق بشر انتخاب کنند.

سال‌ها گمان می‌کردم این رویاها هرگز تحقق نخواهند یافت. تجربه به انسان می‌آموزد که در دنیایی که قدرت بدون محدودیت دنبال می‌شود، شرافت اغلب به عنوان باری سنگین تلقی می‌شود و من به این شک افتاده بودم که صداقت بتواند پیروز شود.

هفته‌های اخیر آن باور را تغییر داد.

پدرم به مدت ۴۷ سال در تبعید نماینده ایران بوده، در حالی که رژیم‌ها و منابع قدرتمند سعی کردند او را تضعیف، حذف یا بی‌اعتبار کنند. با این حال، وقتی لحظه فرا رسید، ایرانیان به خیابان‌ها ریختند، شعار دادند، اعتراض کردند و خواستار پایان استبداد شدند. آن‌ها فقط خواهان تغییر نبودند؛ آن‌ها نام فردی را صدا می‌زدند که به او برای رهبری این مسیر اعتماد دارند: پدرم.

علی‌رغم دهه‌ها تبلیغات، تهدید، زندان و تهدید مداوم به مرگ، مردم ایران به وضوح دیدند. آنها پدرم را نه از دیدی تحمیل شده، بلکه همان‌طور که هست دیدند: مردی با نیت والا، با عشق به کشور، آماده فداکاری برای بازگرداندن ایران به جایگاه واقعی‌اش به عنوان کشوری آزاد، دمکراتیک و مستقل.

ایرانیان زیر نظامی زندگی کرده‌اند که نماینده کرامت، آرزوها و میراث آن‌ها نیست. با این حال، سرکوب نتوانسته چیزی بنیادین را خاموش کند: این باور که ایران از چنگ رژیم اشغالگر بازپس گرفته خواهد شد. امروز رژیم سرکوب خود را گسترش داده و با آوردن شبه‌نظامیان خارجی و نیروهای حزب‌الله به خاک ایران، اعتراضات را سرکوب و غیرنظامیان بی‌سلاح را به قتل می‌رساند.

این کارزار در حکم جنگ رژیم علیه مردم خود است. مخالفت سیاسی به‌عنوان جرمی مرگبار تلقی می‌شود و پاسخ به غیرنظامیان در محله‌هایشان با نیروی مرگبار داده می‌شود. بیمارستان‌ها به مکان‌های وحشت تبدیل شده‌اند؛ به آن‌ها یورش برده می‌شود تا زخمی‌ها بازداشت شوند و معترضانِ جویای درمان تعقیب شوند. هزاران ایرانی کشته شده‌اند. حکومتی که باید از شهروندانش محافظت کند، خود به منبع خشونت علیه آن‌ها تبدیل شده است.

در برابر کشتار و بازداشت‌های گسترده، ایرانیان با شجاعت به قیام ادامه می‌دهند. روشن نیست آیا جامعه بین‌المللی از آن‌ها حمایت خواهد کرد و اراده مردم ایران را بالاتر از منافع کوتاه‌مدت قرار خواهد داد یا نه. دیگر پرسش این نیست که آیا ایران تغییر خواهد کرد، بلکه این است که جهان آیا — و چگونه — در زمانی که مردم ایران درباره آینده تصمیم می‌گیرند، در کنارشان خواهد ایستاد.

پدرم هرگز قدرت را برای خودِ قدرت نخواسته است. او صریح بوده است: نقش او کمک به هدایت ایران در یک گذار به سوی نظامی است که مردم ایران آزادانه انتخاب کنند.

در سال‌های پیش رو، ایران به رهبری باثبات و معتبر نیاز خواهد داشت که بتواند میان نسل‌ها، ایدئولوژی‌ها، قومیت‌ها و باورهای دینی پل بزند. به رهبری‌ نیاز دارد که احترام بین‌المللی داشته باشد و در عین حال در برابر مردم داخل کشور پاسخگو بماند.

همین موضوع بود که اپوزیسیون دموکراتیک را در کنفرانس همکاری ملی مونیخ ۲۰۲۵ گرد هم آورد. جمهوری‌خواهان و پادشاهی‌خواهان و نمایندگانی از سراسر جوامع و مناطق ایران، حول چارچوبی که پدرم دهه‌هاست بیان کرده، همگرا شدند: جدایی دین از دولت، تمامیت ارضی ایران، حفاظت از آزادی‌های فردی و برابری در برابر قانون. همین اصول است که باعث شده بسیاری — حتی مخالفان سابق — او را راهی برای تحقق یک گذار مسالمت‌آمیز بدانند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

تاریخ روشن و بدون ابهام است: هنگامی که جامعه بین‌المللی یک جامعه در حال گذار را نادیده می‌گیرد، فضا برای سلطه افراطی‌ترین بازیگران فراهم می‌شود. دیده‌ایم که آرمان‌های مشروع جای خود را به گروه‌های شبه‌نظامی، فرقه‌ها و جدایی‌طلبی خشونت‌آمیز داده است. ایران توان چنین سرنوشتی را ندارد — و جهان نیز چنین ظرفیتی ندارد. ایرانیان خواهان کشوری آزاد، کثرت‌گرا و متحد هستند، نه کشوری که با افراط‌گرایی، انحصار ایدئولوژیک یا تجزیه سرزمینی تکه‌تکه شود. هر آینده‌ای که بر اجبار، کیش شخصیت یا سرکوب بنا شود، فقط تراژدی‌های گذشته را با پرچمی دیگر تکرار خواهد کرد.

این جنبش ریشه در عشق به میهن دارد و در میل به بازپس‌گیری کرامت، فرهنگ، تاریخ و آینده ایران. ایرانیان در پی آزادی برای ساختن کشوری هستند که بازتاب‌دهنده هویت واقعی آن‌ها باشد.

آنچه جهان باید انجام دهد روشن است. باید توان سرکوب رژیم را کاهش دهد، از جمله از طریق اقدام نظامی و سایبری هدفمند علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. باید با مصادره دارایی‌های رژیم و محروم کردن این نظام از منابعی که برای کشتن مردمش استفاده می‌کند، تامین مالی سرکوب را متوقف کند. باید ایران را متصل نگه دارد و اجازه ندهد با قطع اینترنت، غیرنظامیان منزوی و خشونت گسترده پنهان شود. و باید به این توهم دیپلماتیک پایان دهد که به حاکمانی که با ترور حکومت می‌کنند مصونیت می‌بخشد؛ با بستن سفارتخانه‌های رژیم، تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران و پاسخگو کردن مقام‌ها بابت جنایت‌هایشان.

جهان باید از یک گذار روشن و معتبر حمایت کند. پدرم چارچوبی برای یک دولت انتقالی مبتنی بر وحدت و انتخاب دموکراتیک ارائه کرده است. مردم ایران آماده‌اند. آیا جهان در کنار آن‌ها خواهد ایستاد؟

ترجمه از مقاله شاهدخت نور پهلوی در نشریه نیواستیتسمن

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه