طالبان از زمان بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱، با اتخاذ رویکردی مبتنی بر یکسانسازی زبانی در همه سطوح، مجموعهای از اقدامها را در پیش گرفتهاند که به حاشیه رانده شدن زبانهای فارسی و ازبکی در افغانستان انجامیده است.
افزون بر حذف واژههای فارسی از تابلوها، سردر نهادهای دولتی و خصوصی و سربرگ مکاتبات اداری، رسانههای فارسیزبان و نهادهای آموزشی نیز از این سیاستها متاثر شدهاند.
البته رژیم طالبان تاکنون خطمشی مکتوب و تصویبشدهای درباره نحوه مواجهه با زبانهای رایج در افغانستان صادر نکرده است، اما از آنجا که جریانی برخاسته از قوم پشتون است و زبان مادری رهبران و بخش عمده اعضای آن پشتو است، این زبان عملا به زبان رسمی و اداری افغانستان تبدیل شده است.
در میان فرمانهای طالبان، تنها یک نامه به تاریخ تیر ۱۴۰۲، به امضای مولوی سیفالدین تائب، معاون اداره امور این گروه، دیده میشود که به استناد دستور شفاهی ملا هبتالله آخندزاده، از همه نهادهای رسمی خواسته است در مکاتباتشان، به جای واژههای انگلیسی، معادل آنها به زبان پشتو را بنویسند. در این نامه تاکید میشود که نهادهای رسمی باید از بهکارگیری زبان انگلیسی خودداری کنند و استفاده از زبان پشتو را در اولویت قرار دهند.
رهبر طالبان از زمان بازگشت این گروه به قدرت، تنها یک بار، در شهریور ۱۴۰۳، به زبان فارسی سخنرانی کرد که بخشهایی از آن از طریق رسانههای تحت کنترل طالبان هم پخش شد. به جز این مورد، دیگر سخنرانیهای او به زبان پشتو بودند، هرچند فرمانها و دستورهای او به زبانهای مختلف، از جمله پشتو، انگلیسی، اردو، عربی، فارسی و ازبکی، ترجمه و منتشر میشوند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در ماده ۱۶ قانون اساسی افغانستان که طالبان آن را لغو کردند، زبانهای رسمی این کشور پشتو و دری (فارسی) اعلام شده است. این ماده همچنین تصریح میکند که زبانهای ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشهای، نورستانی و پامیری هم در مناطقی که گویشوران آنجا زندگی میکنند، جایگاه زبان رسمی سوم را دارند و کتابهای درسی مدارس و مراکز آموزشی به این زبانها چاپ میشود.
این ماده قانونی تاکید میکند که دولت موظف است برای تقویت و توسعه همه زبانهای رایج در افغانستان برنامههای موثر طراحی و اجرا کند و فعالیت رسانهها به همه زبانها آزاد است.
با این حال، طالبان در خلا قانونی و با توسل به شریعت اسلامی بر پایه تفسیری که در مدارس دینی آموختهاند، ضمن بیتوجهی به ادبیات، زبان، فرهنگ و تاریخ، در چهار سال گذشته برای تقویت و توسعه زبان پشتو هم اقدامی انجام ندادهاند و از طرفی، با رویکرد قوممحوری که دارند، در پی تضعیف زبانهای فارسی و ازبکی برآمدهاند.
در این مدت، تابلو سردر دانشگاهها، نهادهای دولتی، سازمانهای خصوصی، بانکها و نام بسیاری از خیابانها و اماکن عمومی از فارسی به پشتو تغییر یافته است. در تازهترین مورد، مسئولان منصوب طالبان تابلو سردر دانشگاه سمنگان در شمال افغانستان را عوض و با حذف نام دانشگاه به زبانهای فارسی و ازبکی، تنها زبانهای پشتو و انگلیسی را حفظ کردند. در تابلو پیشین، نام این دانشگاه به چهار زبان فارسی، پشتو، انگلیسی و ازبکی نوشته شده بود، اما در نسخه جدید، تنها عنوان «پوهنتون سمنگان» درج شده است. «پوهنتون» در زبان پشتو به معنای دانشگاه است.
تابلو سردر دانشگاه سمنگان در گذشته و اکنون-facebook.com/asadullah.barizazizi
در سمنگان واقع در شمال افغانستان، ترکیب گستردهای اقوام مختلف سکونت دارند، اما ازبکها بزرگترین گروه جمعیتی این استان را تشکیل میدهند. بر اساس آمارهای منتشرشده، پس از آنها تاجیکها، هزارهها و پشتونها بیشترین جمعیت قومی سمنگاناند.
بسیاری از پژوهشگران، سمنگان افغانستان را همان سمنگانی میدانند که در شاهنامه از آن یاد شده و منطقهای آباد در مرز توران و ایران بوده است. این شهر تاریخی در ادبیات فارسی جایگاهی فراتر از یک نام جغرافیایی دارد و صحنه یکی از ماندگارترین روایتهای حماسی و عاشقانه، یعنی دیدار رستم و تهمینه و تولد سهراب، است.
اکنون در افغانستان تحت سلطه طالبان، نهتنها میراث فرهنگی در معرض زوال و فراموشی قرار گرفتهاند، بلکه واژههای فارسی و ازبکی نیز از سردر مهمترین نهاد آموزشی سمنگان حذف شدهاند. البته پیشتر در دیگر شهرها، از جمله کابل، بلخ، هرات، فاریاب و جوزجان هم اقدامهای مشابه انجام شد، اما با وجود اعتراض فعالان فرهنگی و ادبی، طالبان تاکنون از موضع خود عقبنشینی نکردهاند.
با این حال، گروهی از فعالان حقوق بشر روز چهارشنبه ۱۷ دیماه، در نامهای خطاب به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، از رویکرد تبعیضآمیز رژیم طالبان در قبال زبان فارسی ابراز نگرانی کردند و این روند را «مغرضانه و مصداق تبعیض ساختاری» دانستند.
در این نامه که در فضای مجازی منتشر شد، آمده است: «در سالهای اخیر، بهویژه پس از حاکمیت گروه طالبان در افغانستان، سیاستی مغرضانه و سازمانیافته برای حذف، تضعیف و سرکوب فارسی دری و تحمیل ساختاری زبان پشتو بهعنوان ابزار سلطه، در تمامی عرصههای آموزشی، اداری، رسانهای، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور به اجرا درآمده است.»
این نامه میافزاید که رویکرد طالبان به «حذف ساختاری زبان فارسی دری، سرکوب هدفمند گویشوران آن و محرومسازی آنان از مشارکت برابر و منزلت اجتماعی در زندگی عمومی انجامیده و دامنه آن بهطور مستمر در حال گسترش است».
فعالان افغان زبان فارسی را «زبان مشترک و خط پیوند اقوام مختلف افغانستان» توصیف و تاکید کردهاند که عملکرد طالبان نهتنها ناقض اصل برابری، منع تبعیض و حقوق زبانی و فرهنگی بخش بزرگی از جمعیت افغانستان است، بلکه تداوم آن میتواند به نابودی ساختاری زبان فارسی دری و هویت فرهنگی چندهزارساله این کشور بینجامد.
هرچند زمامداران افغانستان در دورههای مختلف، در قبال زبانهای رایج این کشور، از جمله فارسی و ازبکی، رویکردهایی مشابه طالبان اتخاذ کردند، این سیاستها به لطف ریشههای تاریخی و بومی عمیق این زبانها در جغرافیا و تاریخ افغانستان، تاکنون تاثیر زیادی بر گستره و پایداری آنها نداشته است.

