در حالی که مقامهای نظام جمهوری اسلامی و دولت مسعود پزشکیان همچنان میکوشند سرکوب وسیع حکومت در انقلاب ملی ایرانیان را «کنترل امنیتی» یا «سرکوب اغتشاشگران و تروریستها» توصیف کنند، روایتهای مردمی متعدد، ویدیوها و تصاویر منتشرشده و حجم بالای دادههای رسیده از کشتار دهها هزار نفر از کودکان، نوجوانان، جوانان، زنان و سالمندان، تصویری کاملا متفاوت ترسیم میکند.
چند فرد ساکن مناطق مختلف تهران روز چهارشنبه ۱۵ بهمن، در گفتگو با ایندیپندنت فارسی، روایت کردند که دستور سرکوب و «شلیکهای مسلسلوار با سلاحهای سنگین نظامی» در محلهها و حتی در نقاط مختلف یک منطقه شهری، همزمان و یکسان نبود. یکی از شاهدان عینی که در اعتراضهای شرق تهران حضور داشت، به ایندیپندنت فارسی گفت: «در محلهای که من بودم، دستور شلیک و کشتار از حدود ساعت ۲۲:۱۵ شب پنجشنبه ۱۸ دی صادر شد. همان شب خبر داشتیم که در بعضی نقاط تهران، خیلی زودتر از این ساعت تیراندازی شروع شده بود.»
بر اساس روایتهای مشابه، در قلعهحسنخان در حاشیه غربی تهران، نیروهای مسلح از حوالی ساعت ۲۰:۳۰ شلیک مستقیم را شروع کرده بودند. یکی از ساکنان این منطقه میگوید: «اینجا اصلا بحث متفرق کردن جمعیت نبود. از همان ابتدا شلیک بود. نه تیر هوایی، نه اخطار. مردم را هدف گرفته بودند تا عمدانه میزان کشتار را بالا ببرند.»
آنچه در این روایتها بیش از هر چیز تکاندهنده است، نوع سلاحهایی است که علیه معترضان غیرمسلح به کار گرفته شد. یکی از ساکنان تهران میگوید: «نه با کلاشنیکف یا کلت، بلکه با دوشکا، سلاحی که اصولا برای میدان جنگ طراحی شده، شلیک میکردند. این سلاح ضدزره برای درهم شکستن خودروهای نظامی و تجهیزات سنگین به کار میرود، نه برای شلیک به بدن انسان. با همین سلاح، معترضان بیدفاع، از جمله کودکان و زنان را هدف گرفتند.»
او ادامه میدهد: «جای گلولههای دوشکا را روی آسفالت و جدولهای خیابان میدیدیم. حیرتانگیز و باورنکردنی بود. این گلولهها را نه به دشمن خارجی، بلکه به جوانان بیدفاع ایرانی شلیک میکردند؛ به آدمهایی که فقط فریاد میزدند و فرار میکردند.»
دوشکا گونهای «مسلسل سنگین» ساخت شوروی سابق است که برخلاف سلاحهای انفرادی، بهطور معمول روی خودروهای باری یا نظامی نصب میشود و برای عملیات ضدزره، هدف گرفتن خودروهای نظامی و حتی دفع هلیکوپترها در میدان جنگ به کار میرود.
شاهدان میگویند شدت و شکل این سرکوب فراتر از هر منطق امنیتی یا کنترل اعتراضها بود. یکی از آنها درباره مرکز تهران میگوید: «این کشتار وحشیانه فقط برای سرکوب اعتراض نبود. انتقامی حکومتی بود. جمهوری اسلامی به بدترین و خشنترین شکل ممکن از مردم ایران انتقام گرفت.»
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
به گفته او، حتی در مواردی که نیروهای سرکوب میتوانستند با باتوم یا حتی سلاحهای سبک معترضان را از پا درآورند، از سلاحهای سنگین استفاده میکردند: «کسی را که با یک باتوم هم میشد زد، با دوشکا هدف گرفتند و بدنش را متلاشی کردند. این حجم از خشونت فقط از نفرت میآید؛ نفرت حکومتی که از مردم خود بیزار است.»
از محلههای مختلف تهران از جمله تهرانپارس، نارمک، ستارخان، آریاشهر، اشرفی اصفهانی، سعادتآباد، نازیآباد و خانیآباد نیز روایتهای مشابه دیگری به دست ایندیپندنت فارسی رسیده است، که از تیراندازی مستقیم با سلاحهای جنگی، تعقیب معترضان در کوچهها و شلیک به افرادی که در حال فرار بودند، خبر میدهند.
یکی از ساکنان جنوب تهران میگوید: «ما حالا دیگر کاملا فهمیدهایم که اگر این رژیم بماند، به معنای واقعی کلمه ریشه ما را میسوزاند. تا دیروز توهمشان این بود که بخشی از مردم طرفدارشاناند و با همین توهم هم زندگی ما را نابود کردند. حالا که بهوضوح دیدهاند مردم از آنها متنفرند، پادشاهیخواه شده و خواهان براندازیاند، نفرتشان چند برابر شده است.»
به باور این افراد، آنچه در روزهای ۱۸ تا ۲۱ دی، همزمان با فراخوانهای عمومی شاهزاده رضا پهلوی در تهران رخ داد، نقطهای بازگشتناپذیر در رابطه حکومت و جامعه ایران بود. یکی از آنها میگوید: «اگر این حکومت بماند، انتقام سختتری از ما خواهد گرفت؛ بسیار سختتر از هر آنچه تا امروز دیدهایم. ما دیگر راه بازگشتی نداریم.»
فعالان حقوق بشر با استناد به گزارشهای میدانی، تصاویر و شهادت شاهدان، میگویند آنچه در استانهایی مانند تهران، اصفهان، فارس، مازندران، گیلان، همدان، کهگیلویه و بویراحمد و کرمانشاه رخ داد، بخشی از یک الگوی سازمانیافته کشتار جمعی است؛ الگویی که تاکنون به کشته شدن دهها هزار نفر انجامیده است و همچنان ادامه دارد، بیآنکه هیچ نهاد مستقلی امکان تحقیق مستقل و کنکاش و کشف ابعاد پنهان این فاجعه ملی را داشته باشد.
مصونیت عاملان، سرکوب خانواده قربانیان و پنهانکاری ساختاری حکومت نیز این کشتار را به بحرانی انسانی بدل کرده است که به نظر میرسد پیامدهای آن برای جامعه ایران، تا چند دهه باقی بماند.

