دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، برای سومین بار از زمان بازگشت به قدرت، تلاش میکند با جمهوری اسلامی به توافق هستهای برسد. به نوشته اکسیوس، مقامهای آمریکایی میگویند این بار تلاشها واقعی و جدی است، اما سابقه نشان میدهد ترامپ پیشتر نیز از مسیر دیپلماسی خارج شده و به سمت اقدام نظامی رفته است، مسیری که ممکن است بار دیگر تکرار شود.
ترامپ روز جمعه مذاکرات را در حالی آغاز میکند که اهرمهای مهمی در اختیار دارد. آمریکا طی هفتههای اخیر استقرار نظامی گستردهای در خلیج فارس و اطراف ایران داشته است که تهدیدی معتبر به شمار میرود. همزمان، جمهوری اسلامی پس از موج اعتراضهای گسترده و سرکوب خونین معترضان، ضعیفتر و منزویتر از گذشته به نظر میرسد. با این حال، مقامهای آمریکایی در مورد آمادگی رهبر جمهوری اسلامی برای پذیرش شروطی که ترامپ برای توافق احتمالی تعیین کرده است، تردید جدی دارند.
تجربه مذاکرات پیشین نیز بر این تردیدها افزوده است. آخرین دور گفتوگوهای هستهای در نهایت به جنگ ۱۲ روزه و بمباران تاسیسات هستهای انجامید. تلاش دوم در پاییز گذشته صورت گرفت، وقتی واشنگتن کوشید از تمایل تهران برای جلوگیری از فعالسازی مکانیسم ماشه استفاده کند و جمهوری اسلامی را به تحویل اورانیوم با غلظت بالا وادار کند. این مسیر نیز به بنبست رسید، بهویژه بهدلیل بیاعتمادی عمیقی که در تهران پس از مشارکت آمریکا در جنگ ۱۲ روزه شکل گرفته بود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در شرایط کنونی، مقامهای آمریکایی تاکید میکنند تصمیم ترامپ به اعزام نمایندگانش، استیو ویتکاف و جرد کوشنر، برای گفتوگو با عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، پوششی برای یک حمله غافلگیرانه دیگر نیست. با این حال، حجم قابلملاحظهای از تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه منتقل شده است تا در صورت تصمیم رئیسجمهوری برای اقدام نظامی، آماده باشد.
در پشت صحنه، تردیدهایی در کاخ سفید وجود دارد که حملات نظامی آمریکا میتواند واقعا به تغییر سیاسی قاطع در ایران منجر شود یا خیر. نگرانی از واکنش تلافیجویانه جمهوری اسلامی در سراسر منطقه نیز یکی از عوامل بازدارنده بوده است. در همین حال، ترکیه، قطر، مصر و چند کشور دیگر تلاشهای دیپلماتیک فشردهای برای کاهش تنش آغاز کردند که در نهایت، به نشست روز جمعه در استانبول انجامید. وزیر خارجه ترکیه همچنین از چند کشور عربی دعوت کرده است بهعنوان ناظر در این گفتوگوها حضور داشته باشند.
در سطح نظامی، با انتقال یک ناو هواپیمابر و دیگر تجهیزات پیشرفته آمریکا به منطقه، طرحهای مورد بحث بهمراتب گستردهتر شدهاند. اسرائیل پیشتر با حملات محدودتری که ترامپ مدنظر داشت مخالف بود و آنها را صرفا نمادین و در عین حال پرخطر میدانست. این معادله اکنون تغییر کرده است. طی روزهای اخیر، شماری از فرماندهان ارشد و مقامهای اطلاعاتی اسرائیل به واشنگتن سفر کردهاند و درباره سناریوهای تهاجمی و دفاعی احتمالی در صورت جنگ با جمهوری اسلامی رایزنی کردهاند.
ترامپ در سخنان اخیرش گفته است هرچند «آرمادایی بزرگ» به منطقه میفرستد، درِ گفتوگو را باز نگه میدارد. در مقابل، جمهوری اسلامی تاکید کرده است که فقط درباره پرونده هستهای مذاکره خواهد کرد و حاضر به ورود به موضوعاتی مانند برنامه موشکی نیست، موضوعی که نشان میدهد حتی در حوزه هستهای نیز فاصله مواضع دو طرف همچنان زیاد است.
این رویکرد ترامپ، یادآور مفهومی قدیمی در سیاست خارجی به نام «دیپلماسی قایقهای جنگی» Gunboat Diplomacy است. این اصطلاح به پیگیری اهداف دیپلماتیک از طریق نمایش آشکار قدرت نظامی، بهویژه نیروی دریایی، اشاره دارد، نمایشی که بهطور ضمنی یا صریح طرف مقابل را در صورت نپذیرفتن شروط طرف قدرتمند، تهدید به جنگ میکند.
این شیوه در قرن نوزدهم رواج پیدا کرد، زمانی که قدرتهای غربی با اتکا به برتری نظامی، کشورهای ضعیفتر را به اعطای امتیاز وادار میکردند. اغلب، صرف حضور ناوهای جنگی در سواحل یک کشور برای اعمال فشار کافی بود و نیازی به استفاده واقعی از زور احساس نمیشد.
در جهان معاصر نیز این منطق همچنان کاربرد دارد. تغییر آرایش ناوگانهای دریایی، اعزام ناوهای هواپیمابر و نمایش قدرت نظامی ابزارهاییاند که دولتها برای تاثیرگذاری بر محاسبات سیاسی طرف مقابل به کار میگیرند. به تعبیر مشهور هنری کیسینجر، «یک ناو هواپیمابر، صد هزار تُن دیپلماسی است».

