تجمع صدها خانواده پشت درهای مراکز پلیس؛ بی‌خبری از سرنوشت کودکان بازداشتی

سرباز کلانتری: با اطمینان می‌توانم بگویم دست‌کم ۸۰ درصد افرادی که در این چند روز به کلانتری ما آورده شده‌اند، کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال بوده‌اند

در اعتراض‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ که از بازار تهران آغاز شد و در مدت کوتاهی از مرکز پایتخت فراتر رفت و به شهرهای دیگر گسترش پیدا کرد، اقشار مختلف، از دانشجویان و جوانان تا بازنشستگان، شرکت دارند. با این حال، داده‌های میدانی و گزارش‌ها نشان می‌دهد حضور افراد زیر ۱۸ سال در این دور از اعتراض‌ها بسیار چشمگیر و مشهود است.

این حضور در آمارهای مربوط به بازداشت‌ها و ناپدیدشدن‌ها نیز بازتاب یافته است. به‌ طوری‌ که گزارش‌ها آشکار می‌کند کودکان زیادی پس از ضرب‌وشتم شدید بازداشت و به مکان‌های نامعلوم منتقل شده‌اند. ده‌ها خانواده اعلام کرده‌اند که از وضعیت و محل نگهداری فرزندان زیر ۱۸ سال خود بی‌اطلاع‌اند. در برخی موارد، بازداشت‌ها با هجوم نیروهای امنیتی به خانه‌ها و خشونت‌آمیز بوده و هم‌زمان از کشته شدن چند کودک در جریان این اعتراض‌ها هم گزارش‌هایی منتشر شده است.

نقض آشکار حقوق کودکان

بر اساس کنوانسیون حقوق کودک که جمهوری اسلامی ایران نیز از کشورهای عضو و متعهد به اجرای آن به شمار می‌رود، دولت‌ها موظف‌اند در تمامی اقدام‌های مرتبط با کودکان، اصل منافع کودک را در اولویت قرار دهند. این کنوانسیون هرگونه بازداشت غیرقانونی و خودسرانه کودکان را به‌صراحت ممنوع می‌داند و تاکید می‌کند دستگیری، بازداشت یا زندانی‌ کردن کودک تنها باید به‌عنوان آخرین راه‌حل و برای کوتاه‌ترین مدت ممکن صورت گیرد.

طبق مفاد این کنوانسیون، دولت‌ها متعهد شده‌اند از جرم‌انگاری رفتارهایی که در چارچوب حقوق بنیادین کودکان قرار می‌گیرد، خودداری کنند و با کودکان قانون‌شکن هم برخوردی متناسب با سن، کرامت انسانی و نیازهای رشدی آنان داشته باشند. اعمال خشونت در فرایند بازداشت، نگهداری کودکان در مکان‌های نامعلوم، محروم‌ کردن آنان از دسترسی به خانواده و ایجاد فضای ارعاب و ترس، نقض آشکار تعهدات بین‌المللی دولت‌ها در قبال حقوق کودک محسوب می‌شود.

کنوانسیون حقوق کودک حق آزادی بیان، حق آزادی عقیده و حق مشارکت کودکان در بیان دیدگاه‌هایشان را هم به رسمیت می‌شناسد و تصریح می‌کند کودکان حق دارند نظرشان را درباره تمامی موضوعات مرتبط با زندگی و آینده خود آزادانه ابراز کنند، بدون آنکه به دلیل استفاده مسالمت‌آمیز از این حقوق، در معرض تعقیب، بازداشت یا مجازات قرار گیرند. سرکوب اعتراض‌های مسالمت‌آمیز و بازداشت کودکان به دلیل حضور در تجمع‌ها یا بیان مخالفت، در تضاد مستقیم با این تعهدات قرار دارد و نشان‌دهنده نقض سازمان‌یافته حقوق بنیادین کودکان است.

در اعتراض‌های اخیر، نه‌تنها تعهدات مندرج در کنوانسیون حقوق کودک رعایت نشده، بلکه شواهد میدانی و گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد که کودکان بسیاری با اعمال شدیدترین برخوردهای خشونت‌آمیز بازداشت شده‌اند. بر اساس داده‌های موجود، نیروهای امنیتی و انتظامی در جریان بازداشت کودکان به ضرب‌وجرح، تهدید و ارعاب متوسل شده‌اند و در موارد متعددی، دستگیری‌ها با خشونت فیزیکی شدید همراه بوده است.

محمدمعین ملکی، کودک ۱۶ ساله اهل دهلران، از جمله این موارد است که بنا بر گزارش‌های موجود، با یورش نیروهای امنیتی به منزل پدری‌اش و اعمال خشونت بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شده است.

در روزهای گذشته، تعداد قابل‌توجهی از کاربران در فضای مجازی از بازداشت کودکان خانواده و اقوامشان در نقاط مختلف ایران خبر داده‌اند. آن‌ها اعلام کرده‌اند که پس از بازداشت، از وضعیت جسمی و روانی کودکان، محل نگهداری آنان یا نهاد مسئول بازداشت هیچ اطلاعی در دست نیست. حال‌ آنکه قطع ارتباط کودکان بازداشت‌شده با خانواده، نگهداری در مکان‌های نامعلوم و محروم‌ سازی آنان از حداقل تضمین‌های قانونی، مصداق بارز ناپدیدسازی قهری و نقض آشکار حقوق بنیادین کودک به شمار می‌رود.

در میانه این سرکوب‌های گسترده، خبرگزاری‌های رسمی و حکومتی ویدیویی از دو دختر نوجوان منتشر کردند که در آن، در قالب گفتگویی کنترل‌شده، به دریافت پول برای راه‌اندازی تجمعی در گوشه‌ای از تهران اعتراف می‌کنند.

یکی از پایگاه‌های اینترنتی وابسته به رژیم هم پیش‌تر ویدیویی منتشر کرده بود که در آن، پسر نوجوانی که پس از سردادن شعارهای تند بازداشت شده بود، به دلیل ترس و درماندگی شدید، کنترل خود را از دست می‌دهد.

استیصال پدران و مادران در مقابل پلیس امنیت

منابع حقوق بشری شمار بازداشت‌شدگان این دور از اعتراض‌ها را بین یک‌ هزار تا یک‌ هزار و ۵۰۰  نفر براورد کرده‌اند. با این حال، شواهد میدانی نشان می‌دهد تعداد افرادی که تنها در فاصله زمانی هفتم تا شانزدهم دی‌ماه بازداشت شده‌اند، به‌مراتب بیش از آن چیزی است که در آمارهای رسمی اعلام می‌شود.

در غیاب آمار دقیق و نبود اطلاع‌رسانی شفاف، امکان ارائه عددی قطعی درباره شمار بازداشت‌شدگان وجود ندارد، اما گزارش‌های میدانی و شهادت‌های مستقیم مردم حاکی از آن است که تعداد زیادی از افراد، به‌ویژه کودکان و نوجوانان، در این مدت با شدیدترین اشکال خشونت، ضرب‌وشتم و سرکوب بازداشت شده‌اند.

یکی از این روایت‌ها مربوط به پدری است که پسران نوجوانش در محله نازی‌آباد تهران بازداشت شدند. او روایتش را با مقایسه‌ میان اعتراض‌های سال ۱۴۰۱ و اعتراض‌های اخیر آغاز می‌کند و می‌گوید: «من در سال ۱۴۰۱ هم در اعتراض‌های نازی‌آباد حضور داشتم. به جرات می‌توانم بگویم که دست‌کم در محله ما، حضور کودکان و نوجوانان در این دور از اعتراض‌ها بسیار پررنگ‌تر و چشمگیرتر از سال ۱۴۰۱ است. آن زمان هم دانش‌آموزان زیادی به خیابان آمدند، اما در این دور، من نوجوانان بیشتری را می‌بینم و مهم‌تر از آن، می‌بینم که برخورد با آن‌ها به‌مراتب خشن‌تر و خشونت‌‌بارتر شده است.»

این مرد که در محله نازی‌آباد تهران مغازه لباس‌فروشی دارد، می‌گوید پسرانش سه روز پیش، حدود ساعت ۶ عصر، از خانه خارج شدند و دیگر بازنگشتند. به گفته او، از ساعت ۸ یا ۹ شب، تماس‌های مکرر با موبایل آن‌ها بی‌پاسخ ماند و گوشی‌هایشان خاموش بود. او به همراه برادرش به نخستین کلانتری نزدیک محل سکونتش مراجعه کرد، اما با برخوردی توهین‌آمیز و تهدیدآمیز مواجه شد.

به گفته او، ماموران کلانتری با الفاظ زشت و خشونت‌آمیز اعلام کردند که «بچه‌های شما حتما اغتشاشگر بودند. اینجا نیستند، بروید و سوال نکنید» و زمانی که آن‌ها به این نحوه برخورد اعتراض کردند، با تهدید بازداشت مواجه شدند.

به گفته این پدر، پس از بی‌نتیجه ماندن مراجعه به نخستین کلانتری، او و برادرش تصمیم گرفتند به کلانتری دیگری مراجعه کنند، اما این بار ماجرا را به شکل متفاوتی مطرح کردند و گفتند که پسرانشان گوشی‌های گران‌قیمت داشته‌اند و آن‌‌ها نگران‌اند که اتفاقی مانند سرقت برای آن‌ها رخ داده باشد. این روایت باعث شد ماموران کلانتری دوم کد ملی پسران را در سامانه وارد کنند و پس از ثبت اطلاعات بود که مشخص شد هر دو نوجوان به‌عنوان «اغتشاشگر» بازداشت و به ساختمان پلیس امنیت در خیابان تختی منتقل شده‌اند.

این پدر می‌گوید پس از دریافت آدرس پلیس امنیت، با نگرانی شدید به آن محل مراجعه کردند، اما در آنجا به آن‌ها گفته شد که هیچ فردی به آن مرکز منتقل نشده و اطلاعات ارائه‌شده نادرست بوده است. او توضیح می‌دهد که از نازی‌آباد تا اداره پلیس تختی در محله افسریه، مسیر را با اضطراب شدید و وضعیت روحی وخیم طی کردند، اما آنجا نیز متوجه شدند که پاسخ روشنی دریافت نمی‌کنند. در نهایت، پس از بازگشت دوباره به یکی از کلانتری‌ها و با پرداخت مبلغی به یکی از سربازان، موفق شدند بفهمند که همه بازداشت‌شدگان به پلیس پیشگیری انقلاب منتقل شده‌اند.

این فرد می‌گوید زمانی که به پلیس پیشگیری انقلاب مراجعه کرد، با صحنه‌ای مواجه شد که عمق بحران را به‌روشنی نشان می‌داد: ده‌ها پدر و مادر نگران، خشمگین و مستاصل که در جستجوی خبری از فرزندان بازداشت‌شده خود بودند و هیچ پاسخ روشنی دریافت نمی‌کردند. او فضای مقابل اداره پلیس پیشگیری انقلاب را آمیخته‌ای از ترس، خشم و درماندگی توصیف می‌کند که آنجا بسیاری از پدر و مادرها گریه می‌کردند، برخی با صدای بلند فریاد می‌زدند و عده‌ای دیگر در هوای سرد زمستان و از شدت اضطراب و بی‌خبری به خود می‌لرزیدند.

با این حال در تمام آن مدت، مسئولان حاضر در محل هیچ توضیح نمی‌دادند و تنها در مواردی، برخی نیروها به‌صورت پنهانی و زیر لب به خانواده‌ها اطلاع می‌دادند که فرزندانشان به‌شدت کتک خورده است. البته این خبرهای کوتاه و غیررسمی هم بیش از آنکه آرامش ایجاد کند، بر اضطراب و وحشت خانواده‌ها می‌افزود.

او روایت می‌کند که در یکی از موارد، زمانی که یکی از خانواده‌ها موفق شد فرزند بازداشت‌شده خود را آزاد و از محل خارج کند، صحنه‌ای تکان‌دهنده شکل گرفت. پدران و مادران دیگر به سمت آن خانواده هجوم آوردند و با التماس می‌پرسیدند که چگونه توانستند فرزندشان را نجات دهند و آیا راهی برای آزادی کودکان آن‌ها نیز وجود دارد یا نه.

این مرد تعداد افرادی را که در آن لحظه مقابل پلیس پیشگیری انقلاب تجمع کرده بودند، دست‌کم حدود هزار نفر براورد می‌کند؛ خانواده‌هایی که هر یک در جست‌وجوی نشانی از فرزند خود بودند و مدام فقط این جمله را می‌شنیدند که «اینجا تجمع نکنید».

دستگیری کودکان با ضرب و شتم

پسر نوجوانی که در میدان هفت‌حوض تهران همراه یکی از دوستانش در اعتراض‌ها حضور داشت، لحظه بازداشت دوستش را این‌گونه روایت می‌کند: «در یک لحظه، ماموران به‌طور ناگهانی به وسط جمعیت هجوم آوردند. من و دوستم که تا آن لحظه دست هم را گرفته بودیم، از هم جدا شدیم. دوست من گیر افتاد و من توانستم به‌سرعت خودم را پشت ویترین یک مغازه که حالت پناهگاه داشت، پنهان کنم، اما با چشم‌های خودم دیدم که دوستم و خیلی از مردم معترض دیگر را به‌شدت کتک زدند و بازداشت کردند.»

این نوجوان می‌گوید صحنه کتک خوردن دوستش را یک لحظه فراموش نمی‌کند: «وقتی چهار مامور موتورسوار مشت‌هایشان روی سر و صورت دوستم فرود می‌آمد، تمام وجودم می‌لرزید. او فقط ۱۶ سال دارد. من هیچ کاری از دستم برنمی‌آمد. خیلی ترسیده بودم. وقتی رسیدم خانه، فقط گریه کردم و در آغوش مادرم فرورفتم. پدرم بود که با پدر دوستم تماس گرفت و گفت چه اتفاقی افتاده و پسرش بازداشت شده است.»

به گفته این نوجوان، پدر دوستش بلافاصله برای پیگیری وضعیت فرزندش به کلانتری مراجعه کرد، اما با برخوردی خشن و تحقیرآمیز مواجه شد و ماموران به او گفتند که هیچ خبری از فرزندش ندارند و زمانی که او با التماس خواست دست‌کم بداند پسرش کجا است، به او دستور دادند محل را ترک کند و ساعت ۷ صبح روز بعد بازگردد، اما صبح روز بعد نیز، پاسخ روشنی به خانواده داده نشد و ماموران اعلام کردند که بازداشت‌شدگان منتقل شدند، اما مشخص نکردند به کجا.

این نوجوان می‌گوید که «پدر دوستم هنوز هم نمی‌داند پسرش کجا نگهداری می‌شود و خانواده‌شان کاملا از هم پاشیده‌اند».

بیشتر بازداشتی‌ها زیر ۱۸ سال دارند

سربازی که در یکی از کلانتری‌های تهران مشغول خدمت است، مشاهداتش را در روزهای اخیر چنین روایت می‌کند: «افرادی که در خیابان‌ها معترضان را بازداشت می‌کنند، اغلب از نیروهای یگان ویژه‌اند. مردم را دسته‌دسته بازداشت می‌کنند و اغلب در حالی که خونین و زخمی‌اند، به کلانتری تحویل می‌دهند.»

این سرباز توضیح می‌دهد که بازداشت‌شدگان در شرایطی غیرانسانی نگهداری می‌شوند. به گفته او، در بازداشتگاه کلانتری، ده‌ها نفر را در یک اتاق کوچک روی هم می‌ریزند، به شکلی که افراد تنها می‌توانند به‌صورت ایستاده کنار هم بایستند و امکان نشستن یا حرکت ندارند و این وضعیت ساعت‌ها ادامه پیدا می‌کند.

به گفته این شاهد عینی، بازداشت‌شدگان از طیف‌های مختلف اجتماع‌اند، اما آنچه در روزهای اخیر به‌طور برجسته دیده می‌شود، ترکیب سنی آنان است: «با اطمینان می‌توانم بگویم دست‌کم ۸۰ درصد افرادی که در این چند روز به کلانتری ما آورده شده‌اند، کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال بودند.»

علاوه بر بازداشت‌های گسترده، گزارش‌ها حاکی از آن است که در جریان اعتراض‌های اخیر، تعدادی از کودکان کشته شده‌اند. با وجود گذشت چندین روز از آغاز این دور از اعتراض‌ها، نه آمار دقیق قربانیان کودک به‌صورت رسمی اعلام شده و نه درباره جزئیات کشته ‌شدن آنان اطلاعات شفاف و کاملی در دسترس است.

آنچه از مجموعه داده‌های میدانی، روایت‌های شاهدان عینی و گزارش‌های منابع حقوق بشری به دست می‌آید، نشان‌دهنده الگویی نگران‌کننده و سازمان‌یافته از سرکوب اعتراض‌ها با تمرکز ویژه بر کودکان و نوجوانان است.

بازداشت‌های گسترده، ضرب‌وشتم شدید، هجوم به خانه‌ها، نگهداری کودکان در مکان‌های نامعلوم، قطع ارتباط با خانواده و فقدان هرگونه اطلاع‌رسانی شفاف، همگی مصادیق روشن بازداشت خودسرانه و نقض اصول بنیادین حمایت از کودک به شمار می‌روند.