رهبری شاهزاده محمد بن سلمان برای جهان عرب در سال ۲۰۲۵، نتیجه طبیعی یک رویکرد سیاسی و دیپلماتیک منحصربهفرد است که عربستان سعودی را از جایگاه یک قدرت منطقهای تاثیرگذار به نقش یک کنشگر محوری در عرصه بینالمللی ارتقا داده است؛ کنشگری که در بازتعریف موازنههای قدرت جهانی نقشآفرینی میکند.
نبوغ این شاهزاده جوان در توانایی او برای تلفیق بلندپروازیهای اقتصادی ملی با واقعگرایی سیاسی که ثبات خاورمیانه را بهعنوان اولویتی مطلق و مصالحهناپذیر، در صدر دستور کار قرار میدهد، عملا مشهود است. در همین چارچوب، سفر تاریخی دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، به ریاض در سال ۲۰۲۵ به نقطه عطفی دیپلماتیک بدل شد و به شکلگیری یک ائتلاف راهبردی متفاوت انجامید؛ ائتلافی که نه بر پایه وابستگی، بلکه بر اصل شراکت برابر و منافع مشترک بلندمدت استوار است.
شاهزاده محمد بن سلمان توانست موافقت تاریخی ایالات متحده را برای فروش جنگندههای پیشرفته افــ۳۵ به پادشاهی عربستان سعودی به دست آورد. اقدامی که دههها بود دستنیافتنی تلقی میشد. همزمان با کسب این دستاورد نظامی بزرگ، موافقت برای تجهیز ریاض به جدیدترین پردازندههای هوش مصنوعی جهانی نشاندهنده نگاه آیندهمحور شاهزاده محمد بنسلمان برای تبدیل عربستان سعودی به یک قطب فناوری جهانی است که با بازیگران بزرگ رقابت میکند.
این دستاوردها با امضای یک پیمان دفاعی جامع و آغاز همکاریهای هستهای پیشرفته برای اهداف صلحآمیز به اوج رسید و به عربستان سعودی سپری راهبردی و حضوری پررنگ در حوزه فناوری اعطا کرد که آن را در خط مقدم قدرتهای بزرگ جهان قرار میدهد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در کانون این تحرکات دیپلماتیک، واقعگرایی سیاسی به محور اصلی سیاست خارجی ولیعهد عربستان سعودی بدل شد؛ رویکردی که زمینه را برای گشوده شدن مسیر گفتگوهای راهبردی با ایران بر پایه چارچوبهای روشن که احترام به حاکمیت کشورها و مداخله نکردن در امور داخلی را اصل قرار میدهد، فراهم کرد. نتیجه این رویکرد کاهش محسوس تنشها در خاورمیانه و فروکش کردن بحرانهای عمیقی بود که سالها بود توان منطقه را فرسوده میکرد و منابع آن را هدر میداد.
این موفقیت دیپلماتیک تنها به نفع عربستان سعودی تمام نشد، بلکه برای همه کشورهای عربی نوعی چتر امنیتی ایجاد کرد؛ بهویژه در قبال تحولات سوریه که شاهزاده محمد بنسلمان با رویکردی راهبردی و نگاهی سنجیده و دوراندیشانه، با آن برخورد کرد.
این رویکرد بر لزوم حفظ تمامیت ارضی سوریه و تقویت نهادهای دولتی این کشور متمرکز است تا مسیر نفوذ شبهنظامیان فرامرزی که امنیت منطقه و جهان را تهدید میکنند، بهطور کامل مسدود شود. این راهبرد خردمندانه که در برابر طرحهای وابسته به قدرتهای خارجی ایستادگی میکند و حافظ هویت عربی و اسلامی منطقه است، شاهزاده محمد بن سلمان را در جایگاه تنها رهبری قرار داد که از یک طرح نجاتبخش جامع با قابلیت اجرا برخوردار است که نه در حد شعار متوقف میشود و نه در وعده، بلکه در واقعیتهای ملموس تجلی مییابد.
شاهزاده محمد بن سلمان با راهاندازی چشمانداز ۲۰۳۰، تنها به ساخت یک اقتصاد قدرتمند بسنده نکرد، بلکه دورهای تازه از حاکمیت را آغاز کرد؛ دورهای که وابستگی تصمیمهای جهان عرب به قدرتهای خارجی را بهطور قاطع کنار میگذارد.
توانایی شاهزاده محمد بنسلمان در متوازنسازی روابط با سه قطب اصلی قدرت جهانی یعنی واشنگتن، پکن و مسکو، در کنار حفظ خط قرمزها و ارزشهای ملی بنیادین، جایگاه عربستان سعودی را بهعنوان یک محور موثر در معادلات جهانی ارتقا داد و موجب شد ریاض در سال ۲۰۲۵ به یکی از مهمترین مراکز تصمیمگیری جهان تبدیل شود. این روند محمد بنسلمان را که معمار نهضت نوین عربی و سپر اطمینانبخش در برابر هرجومرج شناخته میشود، به رهبری محبوب تبدیل کرد که پیش از اجماع سیاسی، حمایت مردمی را با خود دارد.
از این رو، اطلاق عنوان «رهبر جهان عرب» به شاهزاده محمد بن سلمان در این مقطع حساس، صرفا یک توصیف نمادین و اغراق رسانهای نیست، بلکه اذعان به یک واقعیت ژئوپلیتیکی است که در نتیجه دستاوردهای عینی در زمینههای دفاعی، فناوری و سیاستورزی واقعگرایانه شکل گرفته است و آیندهای روشن را برای جهان عرب، به دور از درگیریهای گذشته و وابستگی به پروژههای خارجی، تضمین میکند.
برگرفته از عکاز

