«باران نبارد، تهران تخلیه می‌شود»؛ هشدار پزشکیان و میراث شکست‌خورده انقلاب ۵۷ در مدیریت آب

از سدسازی‌های بی‌رویه تا انتقال آب بین‌حوضه‌ای و توسعه کشاورزی ناپایدار در مناطق خشک، مجموعه‌ای از تصمیم‌های غیرعلمی و سیاسی منابع آبی ایران را نابود کرده است

در هشدارآمیزترین اظهارات دهه‌های اخیر درباره کمبود منابع آبی، حالا مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهوری ایران، می‌گوید اگر تا آذرماه باران نبارد، «باید آب را در تهران جیره‌بندی کنیم و اگر باز هم نبارید، آبی نمی‌ماند و باید تهران را خالی کنیم.»

سخنی که اگرچه به‌ظاهر هشداری اقلیمی است، در واقع اعترافی صریح به شکست سیاست‌های چند دهه‌ای جمهوری اسلامی در مدیریت منابع آب ایران به شمار می‌رود. در همان روزی که این سخنان ایراد شد، شرکت آب و فاضلاب استان تهران به‌طور رسمی وضعیت ذخایر آبی پایتخت را «قرمز» اعلام کرد و محسن اردکانی، مدیرعامل آبفای تهران، گفت که ذخیره سدها به پایین‌ترین حد در ۶۰ سال گذشته رسیده و درصد پرشدگی آن‌ها کمتر از ۱۱ درصد است.

او هشدار داد که اگر سد طالقان را هم از این مجموعه حذف کنیم، ذخیره واقعی آب تهران تنها ۵ درصد خواهد بود. به گفته اردکانی، «سال آبی جاری با کاهش ۴۲ درصدی حجم ذخایر سدها، بحرانی‌ترین دوره شش سال گذشته است» و در صورت تداوم خشکسالی، جیره‌بندی گسترده آب اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

مهدی مقصودی، مدیر امور آب کرج، نیز اعلام کرد که تنها ۷ درصد از ظرفیت سد امیرکبیر باقی مانده است و «آب پشت سد طی چند روز آینده به پایان می‌رسد». به گفته او، اگر بارندگی‌ها آغاز نشود، حداکثر تا دو هفته آینده، دیگر امکان تامین آب برای استان تهران و البرز وجود نخواهد داشت. احمد نجفیان، مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای البرز، هم گفته که بیش از ۹۰ درصد ظرفیت سد کرج خالی است و منابع زیرزمینی نیز در آستانه فروپاشی قرار دارند

هم‌زمان حسام خسروی، معاون شرکت آب و فاضلاب تهران، تایید کرد که در ۴۵ روز گذشته حتی یک میلی‌متر بارندگی در پایتخت ثبت نشده و ظرفیت سدها به زیر ۱۱ درصد سقوط کرده است.

البته نشانه‌های این بحران مدت‌ها است که در زندگی روزمره مردم ایران پدیدار شده است. با وجود پایان تابستان و ماه‌های گرم سال، ساکنان مناطق مختلف تهران در نیمه پاییز همچنان از افت فشار و قطع شبانه آب خبر می‌دهند و در محله‌هایی مانند نیاوران، ازگل، قیطریه، گیشا و یوسف‌آباد ساکنان از ساعت ۱۰ شب تا صبح عملا بدون آب‌اند. در حالی که هنگام قطعی برق طبق برنامه خاموشی اجرا می‌شد، شرکت آب هیچ اطلاعیه‌ای منتشر نمی‌کند و مردم در بی‌اطلاعی کامل به سر می‌برند.

در مقیاس ملی، بیش از ۲۰ استان ایران از ابتدای پاییز حتی یک قطره باران هم ندیده‌اند. محمدرضا صباغیان نماینده، یزد در مجلس، در واکنش به این وضعیت به طعنه گفت: «اگر وزارت نیرو نمی‌تواند تدبیر کند، حداقل بگوید مردم بروند دعای باران بخوانند.» جمله‌ای که هرچند کنایه‌آمیز است، عمق درماندگی ساختار مدیریت آب در جمهوری اسلامی را آشکار می‌کند.

چند دهه سوءمدیریت

کارشناسان محیط‌زیست با اشاره به حل کامل این بحران در کشورهای همسایه ایران و مناطق کم‌بارش‌تر در حاشیه خلیج‌فارس، معتقدند بحران کنونی نه نتیجه مستقیم خشکسالی طبیعی، بلکه حاصل سیاست‌های اشتباه در طول چهار دهه گذشته است. از سدسازی‌های بی‌رویه تا انتقال آب بین‌حوضه‌ای و توسعه کشاورزی ناپایدار در مناطق خشک، مجموعه‌ای از تصمیم‌های غیرعلمی و سیاسی‌اند که منابع آبی ایران را نابود کرد‌ه‌اند.

در استان‌هایی مانند فارس، خوزستان و سیستان‌ و بلوچستان نیز مانند مناطق شمالی و مرکزی ایران، آب پشت بسیاری از سدها تقریبا تمام شده‌ است.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

با وجود این هشدارها، دولت پزشکیان همان مسیر دولت‌های پیشین مثل اجرای طرح‌های پرهزینه انتقال آب از مناطق کوهستانی به پایتخت را ادامه می‌دهد. عیسی بزرگ‌زاده، سخنگوی صنعت آب ایران، تایید کرده که «طرح انتقال آب از طالقان» مبنای برنامه دولت برای عبور از پاییز است، اما منتقدان می‌گویند این طرح‌ها تنها بحران را از جایی به جای دیگر منتقل می‌کند.

محمد درویش، پژوهشگر محیط‌زیست، دراین‌باره هشدار می دهد: «آب طالقان را به تهران آوردیم تا لحظه تایتانیک تهران را اندکی عقب بیندازیم. همان اشتباهی که در زاگرس، کارون و زاب تکرار کردیم و نتیجه‌اش مهاجرت گسترده مردم و نابودی اکوسیستم‌ها بود.»

در حالی که مقام‌های جمهوری اسلامی خشکسالی و تغییرات اقلیمی را عامل بحران معرفی می‌کنند، واقعیت آن است که مصرف آب شرب در ایران دو برابر میانگین جهانی است و درحالی که تنها یک‌سوم ظرفیت جهانی منابع آبی را در اختیار دارد. کشاورزی سنتی و هدررفت گسترده آب در شبکه‌های فرسوده توزیع نیز اوضاع را وخیم‌تر کرده است.

در مقایسه، کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات و قطر با بارندگی کمتر از ایران توانسته‌اند با سرمایه‌گذاری در فناوری‌های شیرین‌سازی آب دریا، بازیافت فاضلاب و اصلاح الگوی مصرف، بر چالش کم‌آبی غلبه کنند. در جمهوری اسلامی ایران اما فساد اداری، نبود شفافیت و نگاه سیاسی به منابع طبیعی، هرگونه اصلاح ساختاری را ناممکن کرده است.

خطر فروپاشی زیست‌محیطی

اکنون کارشناسان از رسیدن وضعیت ایران به آستانه «ورشکستگی آبی» سخن می‌گویند. افت ۷۵ درصدی بارندگی نسبت به میانگین بلندمدت و فرونشست زمین تا ۴۰ سانتی‌متر در سال در دشت‌های تهران، ورامین، اصفهان یا فارس، نشانه‌های آغاز فروپاشی زیست‌محیطی‌اند. با ادامه این روند، حتی بازگشت بارش‌های طبیعی نیز نمی‌تواند سدها و سفره‌های زیرزمینی را احیا کند.

هشدار پزشکیان مبنی بر تخلیه احتمالی تهران نیز در حقیقت تصویری روشن از آینده‌ای است که دهه‌ها سوءمدیریت رقم زده است؛ آینده‌ای که در آن نه آسمان بی‌باران، بلکه ترجیح موشک و بمب اتم و شبه‌نظامیان به محیط‌زیست، ایران را تشنه و پایتخت آن را خالی از سکنه خواهد کرد.