مصاحبه شرم‌آور پدر مگان مارکل

وفاداری به خانواده هر قدر هم مهم باشد، نباید کسی را به آن وادار کرد

پدر مگان‌ مارکل: هر دختر جوانی می‌خواهد پرنسس شود و حالا او می‌خواهد آن را دور بریزد- ADRIAN DENNIS / POOL / AFP

داستان بستگان بی‌شرم و حیای افراد مشهور به اندازه خود مفهوم شهرت، قدیمی است، اما صرف نظر از اینکه چند وقت یک بار چهره زشت خود را نشان دهد، همواره برای افرادی که با آن روبه‌رو می‌شوند آزاردهنده است. این داستان، مخصوصا در رابطه بین مگان مارکل و توماس مارکل بسیار ناخوشایند است.

به‌رغم جایگاه مگان مارکل، نقل قول‌ها و مصاحبه‌های مداوم پدرش باعث شده که هر روز با افشای مسائل خصوصی، بیشتر به حریم شخصی او تعرض شود. به نظر می‌رسد که هر روز داستان جدیدی مطرح می‌شود، با این هدف که نه تنها نام مگان، بلکه نام تمام کسانی را که ناچار شاهد این سم‌پراکنی هستند، لکه‌دار کند. این داستآن‌ها برای روزنامه‌های حوادث مثل گنجینه طلا هستند؛ اما حداقل برای بقیه مردم - به ویژه آن‌هایی که درد بیگانه شدن با خانواده را درک می‌کنند، ناراحت‌کننده است.

سخنان اخیر توماس مارکل، مخصوصا مایه نگرانی است. او در مصاحبه‌ای برای برنامه «توماس مارکل: داستان من» که شب چهارشنبه از کانال پنج پخش شد، گفت: « آن‌ها در حال حاضر مدیون من هستند.»

او گفت: «خانواده سلطنتی مدیون من هستند. هری مدیون من است. مگان مدیون من است. باید پاداش چیزی را که تحمل کرده‌ام دریافت کنم. دخترم گفته بود وقتی پا به دوران پیری می‌گذارم، او باید از من مراقبت کند. حالا من دوران پیری‌ام را می‌‌گذرانم، و وقت آن رسیده از بابایی مراقبت کند.»

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

برای اینکه متوجه بشوید که این سخنان تا چه حد تخطی از اصول است، لازم نیست که همه جزئیات این داستان را بدانید. در همان برنامه مستند کانال پنج، مارکل تأکید کرد، چیزهای زشتی که در مورد او گفته می‌شود حقیقت ندارد. با توجه به روایت بسیار یک‌طرفه‌ توماس از این رابطه پدر و دختری، همین که یک برنامه به او اختصاص داده شده است، کافی است.

سخنان او، اگر ناشی از درماندگی و فرصت‌طلبی نباشد، بدون شک تلاشی است برای سوءاستفاده عاطفی - که بسیار چندش‌آور است. صرف نظر از تمام چیزهایی که گفته و انجام شده، اینکه پدر دوشس ساسکس فکر می‌کند دخترش باید برای او دلسوزی کند، حیرت‌آور است. متاسفانه، به دلیل عرف‌ نهادینه‌شده در جامعه، این نگرش بین بیشتر مردم رایج است.

من به عنوان فردی اصالتا کارائیبی، بارها و بارها این دیدگاه را از زبان مردم شنیده‌ام (همان‌گونه که بسیاری از جوامع و فرهنگ‌های دیگر با آن آشنا هستند) که شما باید تحت هر شرایطی هوای خانواده خود را داشته باشید؛ به بزرگان خود احترام بگذارید؛ صرف نظر از سن‌تان هر چیزی را که به شما می‌گویند انجام دهید؛ و در دوران پیری، نه در منزل خودشان، بلکه در خانه خودتان از آن‌ها مراقبت کنید. شکر خدا، اعضای درجه یک خانواده من لیاقت همه این‌ها را دارند. هرگز احساس نکرده‌ام که به فکرشان بودن و بها دادن به آن‌ها برای من آزارنده است، چون آن‌ها بدون هیچ شرطی عاشق من بوده‌اند.

بستگان نزدیک من هرگز در حق من یا کسانی که برایم مهم هستند کاری نکرده‌اند که مرا در وضعیتی قرار دهند که احساس کنم مجبورم از کسانی حمایت کنم که لیاقت آن را ندارند - اما همه مثل من خوش‌شانس نیستند.

وفاداری به خانواده هر قدر هم مهم باشد، نباید کسی را به آن وادار کرد، مخصوصا در شرایطی مانند این. شما موظف نیستید که همیشه به بستگان‌تان احترام بگذارید، مخصوصا اگر آن‌ها مدام از این احترام سوءاستفاده کنند. در عین حال، پدر یا مادر بودن به شما این حق را نمی‌دهد که بیش از حد به شما بها بدهند. مخصوصا، اگر شما به عنوان پدر یا مادر هر روز اطلاعاتی کاملا خصوصی درباره فرزندتان را در اختیار افراد غریبه و میلیون‌ها خواننده و بیننده‌ مطالب یا برنامه‌های آن‌ها بگذارید.

توماس مارکل هم باید کاملا این حقیقت را بداند. اما ظاهرا نمی‌داند.

او در برنامه کانال پنج گفت: «آن‌ها دارند خانواده سلطنتی را به یک فروشگاه والمارت تبدیل می‌کند که تاجی روی سرش گذاشته‌اند. هر دختر جوانی می‌خواهد پرنسس شود و او به این خواسته‌اش رسید. حالا می‌خواهد آن را دور بریزد... به نظر می‌رسد که او به خاطر پول چنین کاری می‌کند.»

این ریاکاری حیرت‌آور است، و میزان خیانتی که می‌شود حیرت‌آورتر. مخصوصا با توجه به طوفان رسانه‌ای که از زمان علنی شدن رابطه پرنس هری و مگان، او و نزدیکانش را هدف گرفته است. درصد زیادی از مردم که در چنین وضعیتی بوده‌اند کاملا با این واقعیت آشنایی دارند، و متأسفانه بسیاری از آن‌ها هیچ گزینه‌ای ندارند جز اینکه به خواست اعضای نالایق خانواده تن دهند.

این آخرین خبر در مورد توماس مارکل نخواهد بود. اما در مواجهه با چنین وضعیت ناخوشایندی، مگان - و هر شخص دیگری که ناچار بوده است درد و رنج ناشی از انتظارات نابجا را تحمل کند، و یا حتی رابطه‌اش با بستگانش را قطع کند، باید این نکته را به یاد داشته باشند که دلسوزی برای اعضای خانواده، یک وظیفه مادرزادی نیست، بلکه آن‌ها باید لیاقت آن را داشته باشند و آن را به دست بیاورند.

بیشتر از زندگی