اما و اگرهای انتقال آب به خراسان

پروژه چهارمیلیارد دلاری شیرین‌سازی و انتقال آب از عمان به خراسان

عکس از خبرگزاری تسنیم

کشاندن آب دریای عمان به بیابان‌های دوردست شرق ایران در دهه‌های گذشته موضوع طرح‌ها و ادعاهای خیال انگیز متعددی بوده است. اما به نظر می رسد پروژه "شیرین سازی و انتقال آب دریای عمان به سه استان شرقی ایران" واقعا به مرحله اجرا نزدیک شده باشد. هفته گذشته مجری طرح معرفی شد و جزئیات فنی پروژه نیز منتشر شد.  

خلاصه طرح آن است که در قالب این پروژه مجموعا قرار است سالانه 750 میلیون مترمکعب آب از دریای عمان شیرین‌سازی شده و به سه استان شرقی ایران منتقل شود. پروژه در سه فاز اجرا می‌شود و در فاز اول که هفت تا ده سال دیگر به بهره برداری می رسد قرار است سهم سیستان و بلوچستان ۷۰،  خراسان جنوبی ۷۰ و خراسان رضوی 110 میلیون متر مکعب باشد.

مجری پروژه شرکت هولدینگ «تابش» است که ظاهرا ویژه اجرای همین پروژه راه اندازی شده است، چون سوابقی از فعالیت‌های قبلی آن موجود نیست. شماری از سهام‌داران این هولدینگ اشخاص حقیقی هستند اما اشاره شده که بخشی از سهام آن نیز به شرکت های دولتی همچون «شستا» تعلق دارد. در هر حال هزینه اجرای پروژه به طورغیرمستقیم از محل بودجه عمومی تامین می‌شود. برآورد اولیه برای اجرای پروژه چهار میلیارد دلار است که مقرر شده سه میلیارد دلار آن وام بلندمدت از منابع صندوق توسعه ملی با بهره دو درصد باشد و مابقی را مجری طرح خود تامین کند. قرار است علاوه بر وام مذکور مجری طرح اراضی اطراف محدوده‌های اجرای پروژه را نیز رایگان تملک کند که در باره میزان این اراضی و نحوه تملک و چگونگی تغییر کاربری آنها جزئیات خاصی هنوز اعلام نشده است. همچنین به نظر می‌رسد چهار میلیارد دلار مذکور کل هزینه اجرای طرح نباشد چون گزارش‌های رسمی برآورد ریالی اجرای طرح را از شصت هزار تا صدوبیست هزار میلیارد تومان اعلام کرده اند.

تردیدها و چالش‌ها

این پروژه با دو چالش مهم روبروست: توجیه اقتصادی طرح و ارزیابی زیست‌محیطی آن. هزینه تمام شده هر متر مکعب آب شیرین شده در این طرح بین 3 تا 5 یورو اعلام شده است. اگر فرض متوسط یعنی چهار یورو را در نظر بگیریم قیمت تمام شده برای هر متر مکعب آب حاصل از این طرح حداقل پنجاه هزار تومان خواهد بود. مجری طرح چگونه می‌تواند یک مشتری پیدا کند که چنین آب گرانی را بخرد؟ هم اکنون در خراسان رضوی قیمت تولید و توزیع هر متر مکعب آب آشامیدنی 4 هزار تومان است که البته شهروندان بابت آن 750 تومان می‌پردازند. این قیمت برای آب کشاورزی هر متر مکعب 120 تومان است. بر این مبنا آب تولیدی این طرح برای شهروندان به عنوان آب شرب بیش از شصت برابر و به عنوان آب کشاورزی بیش از چهارصد برابر گرانتر از قیمت کنونی خواهد بود. طبیعتا هرگز نمی توان با آبی به این گرانی کشاورزی کرد و حتی مصرف آن به عنوان آب شرب هم بعید است که از نظر اقتصادی قابل توجیه باشد. گفته شده پرداخت هزینه چنین آبی برای برخی صنایع توجیه دارد. کدام صنایع؟ کدام صنعت در شرق ایران می‌تواند برای هر متر مکعب آب پنجاه هزار تومان پرداخت کند؟ لازم است اشاره شود که همه برآوردهای مذکور حداقل بوده و قابل انتظار است که هزینه تمام شده حتی بیشتر باشد. توجیه اقتصادی اجرای طرح (دریافت سه میلیارد دلار وام با بهره دو درصد و امکان تملک و تغییر کاربری گستره وسیعی از اراضی) از توجیه اقتصادی بهره برداری از آن به نظر جذاب تر است.

اما بر خلاف آنچه که در ابتدا انگاشته می شود طرح برای اثبات توجیه زیست‌محیطی آن دردسر کمتری دارد. شرق ایران یکی از نمونه‌های شناخته‌شده قهقرای سرزمین به واسطه تغییر اقلیم و مدیریت نامناسب منابع آب است. میانگین بارش این منطقه که در دوره بلندمدت حدود 250 میلی متر بوده هم اکنون به 198 میلی متر کاهش پیدا کرده و متوسط دما نیز در ده سال اخیر دو درجه بیشتر از حد نرمال بوده است. نسبت بهره برداری از آب های تجدیدپذیر در استان خراسان رضوی 125 درصد است. یعنی نه تنها تمام آب تجدیدپذیر سالانه توسط انسان مصرف شده و هیچ سهمی به طبیعت نمی رسد، بلکه آب های زیرزمینی منطقه نیز با شتاب در حال مصرف است، همچنانکه سفره های آب زیرزمینی این استان در سه دهه گذشته سالانه مدام با افت نزدیک به یک متر روبرو بوده اند. خشکسالی بلندمدت و تقلیل منابع آب باعث شده نیمی از روستاهای شرق ایران در سالیان اخیر تخلیه شوند. به همین خاطر قابل تصور است که هر طرحی که باعث شود مقدار کمتری از آب‌های زیرزمینی استفاده شود و نیز مقدار بیشتری از آب‌های تجدیدپذیر در اختیار طبیعت قرار گیرد می‌تواند حتی از حمایت کارشناسان محیط زیست نیز برخوردار شود. مضاف بر آنکه دریای عمان بخشی از اقیانوس هند است و پیامدهای زیست‌محیطی شیرین سازی و انتقال آب از آن تا حدودی قابل کنترل است. یا دست کم اینکه این پیامدها در مقایسه با تاثیرات زیست‌محیطی مثبت اجرای طرح قابل اغماض است؛ البته به شرط اینکه تصور کنیم واقعا قرار است آب جدید به دست آمده جایگزین اضافه برداشت کنونی از منابع آب زیرزمینی یا تجدیدپذیر شود. اما اگر این آب مشوق تقاضای مصرف تازه باشد همه آن توجیهات مثبت زیست‌محیطی بلامحل شده و می توان گفت این پروژه حتی مشکلات زیست‌محیطی کنونی شرق ایران را تشدید نیز خواهد کرد. به هر رو کماکان چالش بزرگ توجیه اقتصادی طرح است: چه کسی قرار است آب به قیمت لیتری حداقل پنجاه تومان (برخی برآوردها صد تومان) را بخرد؟ افزون بر آن مکرر گفته شده که فقط با ده درصد صرفه جویی در مصرف آب بخش کشاورزی می توان چند برابر آب تولیدی مورد ادعای این طرح را بسیار ارزانتر به دست آورد. حتی خرید و انتقال آب از افغانستان و تاجیکستان می‌تواند توجیهات اقتصادی و هیدروپلتیک مناسب‌تری داشته باشد. همچنانکه گفته شد به نظر می‌ رسد انگیزه پیمانکار خیلی شفافتر از انگیزه کارفرما (دولت) برای اجرای چنین طرحی باشد.