اورشلیم پست: طرح جنگ سوم در ایران تا حدود زیادی شکل گرفته است

ترامپ گفته است خواهان عملیاتی سریع و «تمیز» به مدت سه روز است؛ در اسفند ۱۴۰۴، اسرائیل بر عملیات در غرب ایران و تهران متمرکز بود و آمریکا مسئول حملات در جنوب و اهدافی در تهران بود و به نوشته اورشلیم پست ممکن است این تقسیم کار دوباره تکرار شود

کوه کلنگ گزلا در اصفهان - با استفاده از خبرگزاری فرانسه و رویترز

به گزارش اورشلیم‌پست، نحوه انجام سومین جنگ با جمهوری اسلامی ایران از هم‌اکنون تا حد زیادی شکل گرفته است و مقام‌های اسرائیلی از ترامپ خواسته‌اند به تأسیسات کوه کلنگ «رسیدگی کند».
از سوی دیگر، منابع خارجی گزارش داده‌اند که نیروی هوایی اسرائیل برای تمرین حملات خود، از فراز سوریه و عراق تا نزدیکی مرز ایران پرواز کرده است.
براساس این گزارش، اسرائیل از آوریل ۲۰۲۴ (فروردین ۱۴۰۳) تاکنون، چهار بار با استفاده از جنگنده‌های اف-۳۵ خود، رادارهای جمهوری اسلامی را فریب داده و از کار انداخته است. پس از آن نیز با استفاده از جنگنده‌های اف-۱۵ و اف-۱۶ حملات گسترده هوایی انجام داده است.
در نخستین موج حملات در اسفند ۱۴۰۴، بیش از ۲۰۰ جنگنده اسرائیلی اهدافی را در ایران هدف قرار دادند.
آمریکا و اسرائیل، ایران را به چند منطقه عملیاتی تقسیم کردند؛ اسرائیل بر مناطق غربی و تهران متمرکز شد و نیروهای آمریکایی مناطق جنوبی و شماری از اهداف در محدوده تهران را هدف قرار دادند.
به نوشته اورشلیم پست، این طرح موفق بود و احتمالاً در سطحی تکرار خواهد شد. نخستین هدف، برقراری برتری هوایی است تا پهپادها بتوانند نقش گسترده‌تری در نبرد ایفا کنند. پهپادها در مقایسه با جنگنده‌ها آسان‌تر سرنگون می‌شوند، اما این مزیت را دارند که می‌توانند برای مدت طولانی بر فراز یک هدف باقی بمانند.
جمهوری اسلامی ابزار چندانی برای جلوگیری از برتری هوایی جنگنده‌های اسرائیلی و آمریکایی ندارد.
کوه کلنگ؛ تأسیساتی که می‌توان در آن مخفیانه سلاح هسته‌ای ساخت
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، بیش از هر تأسیسات دیگری بر تأسیسات هسته‌ای کوه کلنگ تمرکز کرده است.
دلیل این تمرکز آن نیست که این تأسیسات هم‌اکنون فعال است؛ زیرا منابعی به روزنامه اورشلیم پست گفته‌اند که این مرکز هنوز به مرحله بهره‌برداری نرسیده است.
دلیل اصلی این است که مشخص نیست آیا جنگنده‌های اسرائیلی یا حتی هواپیماهای آمریکایی، با استفاده از بمب‌های سنگرشکن فوق‌سنگین ۳۰ هزار پوندی (حدود ۱۳٫۶ تن)، قادر به نابودی آن هستند یا نه.
اگر ایران موفق شود اورانیوم با غنای بالا و سانتریفیوژهای خود را به این تأسیسات منتقل کند و آن را به بهره‌برداری برساند، ممکن است بتواند بدون اطلاع دیگران و بدون آنکه حملات هوایی قادر به جلوگیری از آن باشند، مخفیانه به سمت ساخت سلاح هسته‌ای حرکت کند.
آمریکا برای نابودی تأسیسات هسته‌ای فردو در جمهوری اسلامی، ۱۲ بمب از نوع «نفوذگر مهمات عظیم» (MOP) با وزن ۳۰ هزار پوند (حدود ۱۳٫۶ تن) به کار برد.
تأسیسات فردو در عمق زیادی از کوه قرار داشت؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از مقام‌های ارشد نظامی اسرائیل معتقد بودند تسلیحات کوچک‌تر اسرائیل نمی‌توانند در بلندمدت به آن آسیب جدی وارد کنند.
اما تأسیسات هسته‌ای کوه کلنگ در عمق بسیار بیشتری از زمین قرار دارد و همین موضوع باعث شده است تعداد بیشتری از کارشناسان دفاعی درباره توانایی حتی بمب‌های سنگرشکن آمریکایی برای نابودی آن تردید کنند.
براساس این گزارش، در چنین شرایطی، بهترین اقدام می‌تواند ایجاد ریزش و فروریختن بخش‌های مختلف این تأسیسات باشد؛ آن هم پیش از آنکه مواد هسته‌ای مهم، تجهیزات یا دانش فنی به داخل آن منتقل شود.
مقام‌های اسرائیلی از ترامپ خواسته‌اند به این تأسیسات رسیدگی کند. هر بار که او درباره این مرکز تهدید کرده، تهران نیز با لحنی تند تهدید کرده و نشان داده که این تأسیسات را یکی از مهم‌ترین دارایی‌های راهبردی خود می‌داند.
نقاط ضعف احتمالی کوه کلنگ
بررسی جدیدی که موسسه علوم و امنیت بین‌المللی روز جمعه درباره این تأسیسات منتشر کرد، بر دو شفت تهویه (Ventilation Shaft به کانال یا مجرای عمودی یا افقی گفته می‌شود که برای ورود هوای تازه و خروج هوای مصرف‌شده، دود یا گاز از بخش‌های داخلی یک ساختمان یا تأسیسات زیرزمینی استفاده می‌شود) به‌عنوان اهداف احتمالی برای وارد کردن ضربات مؤثرتر به بخش‌های داخلی آن تمرکز دارد: مجرای احتمالی تهویه در شمال خط‌‌الرأس و مجرای احتمالی دیگر در جنوب آن.
این گزارش اندیشکده همچنین ورودی‌های اصلی تونل در شرق و غرب را به‌عنوان مسیرهای احتمالی اصلی انتقال تجهیزات و دارایی‌های هسته‌ای به داخل تأسیسات زیرزمینی معرفی می‌کند؛ مسیرهایی که جمهوری اسلامی احتمالاً برای انتقال این تجهیزات به داخل کوه از آن‌ها استفاده خواهد کرد.
برای مختل کردن عملکرد این تأسیسات، دست‌کم باید همه این نقاط هدف قرار گیرند. با این حال، این مجموعه تأسیساتی گسترده و وسیع است و در تصاویر ماهواره‌ای، تجهیزات و بخش‌های متعدد دیگری نیز دیده می‌شوند که احتمالاً باید هدف حمله قرار گیرند.
البته این تنها یکی از اهداف راهبردی است.
اسرائیل با تأسیسات زیرزمینی موشک‌های بالستیک سپاه چه خواهد کرد؟
در اوایل سال ۲۰۲۶، اسرائیل و آمریکا عمدتاً با ایجاد ریزش در تأسیسات زیرزمینی موشکی جمهوری اسلامی تلاش کردند آن‌ها را از کار بیندازند. اما خیلی زود مشخص شد که گروه‌های عملیاتی با استفاده از بولدوزرها می‌توانند بخش‌های فروریخته را ظرف چند روز و گاهی حتی کمتر از یک روز دوباره بازگشایی کنند.
حتی در جریان جنگ نزدیک به ۴۰ روزه نیز تاکتیک‌های اسرائیل تغییر چندانی نکرد و برای حل این مشکل اقدام مؤثری انجام نشد.
علاوه بر این، جمهوری اسلامی ایران در فاصله میان جنگ ژوئن ۲۰۲۵ و جنگ اوایل سال ۲۰۲۶، راهبرد موشک‌های بالستیک خود را تغییر داد.
تهران به‌جای شلیک رگبارهای عظیم و متمرکز موشکی از شمار محدودی از پایگاه‌های مرکزی، گروه‌های موشکی خود را در سراسر کشور پراکنده کرد و اغلب در هر نوبت تنها تعداد محدودی موشک شلیک کرد.
این حملات کوچک، اگرچه تهدیدی برای وارد کردن خسارت گسترده به سراسر کشور نبودند، اما به دلیل تکرار و استمرار بیشتر، باعث شدند بخش‌های زیادی از کشور به‌طور مرتب فعالیت‌های خود را متوقف کنند.
همچنین سپاه محل استقرار و تمرکز سامانه‌های پدافند هوایی اسرائیل را زیر نظر گرفت و در میانه جنگ، راهبرد خود را برای هدف قرار دادن مناطق دیگر تغییر داد.
در مقطعی، جمهوری اسلامی ایران حملاتی با قدرت تخریب و مرگباری بالا در جنوب اسرائیل انجام داد؛ آن هم تنها چند روز پس از آنکه ارتش اسرائیل اعلام کرده بود به دلیل کاهش شمار موشک‌های شلیک‌شده از سوی سپاه، ساکنان جنوب می‌توانند به روال عادی زندگی بازگردند.
در اوایل سال ۲۰۲۶، جمهوری اسلامی ایران همچنین موفق شد پایگاه‌های آمریکا را در چند کشور هدف بگیرد و دست‌کم ۵ میلیارد دلار خسارت به بار آورد.
مجموع این تحولات نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی می‌تواند برتری هوایی را به اسرائیل و آمریکا واگذار کند، اما همچنان قادر باشد در سراسر منطقه، از جمله علیه اسرائیل، آشفتگی و خسارت گسترده ایجاد کند.
اورشلیم پست می‌نویسد، آیا اسرائیل روش‌های جدیدی برای نابودی طولانی‌مدت شهرهای زیرزمینی موشکی پیدا کرده است؟ آیا می‌تواند گروه‌های موشکی پراکنده را شناسایی و نابود کند و مانع بهره‌برداری جمهوری اسلامی ایران از کمبود سامانه‌های پدافند هوایی و موشک‌های رهگیر اسرائیل شود؟
مدت عملیات جدید در ایران
اورشلیم پست با طرح این پرسش که آیا این عملیات چند روز طول خواهد کشید یا هفته‌ها ادامه خواهد داشت؟ می‌نویسد:ترامپ گفته است خواهان عملیاتی سریع و «تمیز» به مدت سه روز است، اما رژیم جمهوری اسلامی لزوماً با این خواسته همراهی نخواهد کرد.
مقام‌های جمهوری اسلامی گفته‌اند کشتی‌های آمریکایی، کابل‌های اینترنتی زیر دریا و تأسیسات حیاتی انرژی متحدان آمریکا را به‌طور مستقیم‌تر هدف قرار خواهند داد.
عربستان سعودی پیش از این نیز با حملات مرگبار و پرتلفات حوثی‌ها به تأسیسات مهم اقتصادی و حمل‌ونقل خود روبه‌رو شده است.
اورشلیم پست با طرح این پرسش که «در یک عملیات سه‌روزه واقعاً چه چیزی به دست خواهد آمد؟» می‌نویسد: اگر جمهوری اسلامی همچنان موشک‌های بالستیک، بخشی از دارایی‌های هسته‌ای مدفون زیر آوار، پهپادها و توانایی ایجاد مزاحمت برای کشتی‌های نظامی عبوری از تنگه هرمز را در اختیار داشته باشد، آیا تغییر میزان خسارت نظامی از ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیارد دلار به ۲۲۰ تا ۳۲۰ میلیارد دلار، موضع اساسی آن در مذاکرات را تغییر خواهد داد؟
بسیاری از اسرائیلی‌ها تردید دارند که چیزی جز عملیاتی طولانی‌تر و مستمرتر بتواند رفتار جمهوری اسلامی را تغییر دهد.
به همین ترتیب، برخی اسرائیلی‌ها، از جمله یوآو گالانت، وزیر دفاع پیشین اسرائیل، معتقدند تنها یک عملیات زمینی، نه حملات هوایی، می‌تواند بخشی از اورانیوم با غنای بالا را که در اعماق زمین مدفون شده است، خنثی کند.
اهداف آمریکا و اسرائیل
اورشلیم پست می‌نویسد، آیا اسرائیل و آمریکا سرانجام تأسیسات اصلی انرژی را هدف قرار خواهند داد؛ تأسیساتی که به باور برخی مقام‌های موساد، حمله به آن‌ها می‌توانست در گذشته به تغییر رژیم منجر شود؟ یا باتوجه به احتمال واکنش منفی مردم ایران از این اقدام خودداری خواهند کرد؟
اگر ترامپ بخواهد زودتر از اسرائیل به درگیری پایان دهد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ به‌ویژه با توجه به اینکه به ادعای این روزنامه اسرائیلی، او و به‌خصوص مشاورانش علاقه یا اعتقاد خود را به امکان تغییر رژیم در آینده نزدیک از دست داده‌اند.
اسرائیلی‌ها چه احساسی خواهند داشت اگر برای پنجمین بار در سه سال گذشته هدف موشک‌های بالستیک جمهوری اسلامی قرار گیرند؟
اورشلیم‌پست می‌نویسد، تردیدی نیست که سومین جنگ آمریکا و اسرائیل در ایران می‌تواند تهدید هسته‌ای و به‌ویژه تهدید موشک‌های بالستیک را برای مدتی طولانی‌تر به تعویق بیندازد.
اما مشخص نیست اسرائیل موفقیت چنین عملیاتی را بر چه اساسی ارزیابی خواهد کرد.