نیروهای نیابتی و خرابکاری؛ غرب نگران گسترش جنگ نامتقارن ایران است

در هفته گذشته، مقام‌های جمهوری اسلامی ایران آشکارا «جنگ نامتقارن» را به‌عنوان یکی از راهبردهای اصلیشان مطرح کردند

در روزهای گذشته و همزمان با بالا گرفتن تنش‌ها میان تهران و واشنگتن، رهبران بریتانیا و ایالات متحده از احتمال دست داشتن جمهوری اسلامی ایران در دو حادثه امنیتی اخیر خبر دادند: بازداشت‌ افراد مظنون در نزدیکی پایگاه نظامی آمریکا در بریتانیا که در جنگ علیه تهران به کار گرفته می‌شود، و حمله در کابین خلبان در هواپیمایی عازم اسرائیل.

با اینکه ارتباط مستقیم تهران با این حوادث هنوز رسما اثبات نشده و تحقیقات در مراحل اولیه قرار دارد، پیش‌بینی‌ها بر نقش‌آفرینی احتمالی تهران متمرکز است. اگر ارتباط ایران با بازداشت‌ها در‌ بریتانیا تأیید شود، این امر بر راهبردی صحه خواهد گذاشت که حکومت ایران چندین دهه است آن را دنبال می‌کند: استفاده از حملات کوچک و نسبتا کم‌هزینه برای مختل کردن اقتصاد و تحرکات رقبای قدرتمند، و همزمان ایجاد شکاف و اصطکاک در میان متحدان آنها. این راهبرد اکنون در تنگه هرمز نیز به‌وضوح دیده می‌شود.

همچنین اگر مشخص شود که ایران در هدف قرار دادن پرواز فلای‌دبی نقش داشته است، این امر نشان‌دهنده ورود این رویکرد به سطحی خطرناک و جدید است.

خبرگزاری آسوشیتدپرس در این زمینه نوشت که ایران هرگونه دخالت در رویدادهای روز یکشنبه در نزدیکی پایگاه هوایی سلطنتی فیرفورد (RAF Fairford) را‌ــ که مبدأ پرواز بمب‌افکن‌های آمریکایی برای حمله به ایران بوده‌ــ رد کرده است. در پی این ماجرا، مقام‌های ایرانی با احضار سفیر بریتانیا خواستار ارائه توضیحات رسمی از سوی دولت بریتانیا شدند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

پلیس روز پنجشنبه یک شهروند ۲۵ ساله دوتابعیتی بریتانیایی-ایرانی را به ظن برنامه‌ریزی برای یک حمله تروریستی بازداشت کرد، در حالی که پنج مظنون دیگر با قرار وثیقه آزاد شدند. کارآگاهان گفتند در ون‌هایی در نزدیکی پایگاه هوایی، مقداری بنزین پیدا کرده‌اند، اما هیچ ماده منفجره‌ای پیدا نشده است.

اندی برنهام، نخست‌وزیر بریتانیا، گفت که کشورش به «شواهد و نشانه‌های محکمی» مبنی بر نقش داشتن ایران در این حادثه دست یافته است، اما جزئیاتی در این باره ارائه نکرد.

درمورد حمله در کابین هواپیمای فلای‌دبی نیز تهران درباره اظهارنظر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، مبنی بر ارتباط کمک‌خلبان با جمهوری اسلامی ایران، اظهارنظری نکرده است.

هنگامی که از ترامپ پرسیدند آیا درباره صحت این ارتباط گزارشی دریافت کرده است، گفت: «بر اساس چیزهایی که می‌شنوم، می‌گویم پاسخ بله است، اما همین حالا در حال بررسی آن هستیم.» او توضیح بیشتری نداد.

از آنجا که دولت‌ها جزئیات مهمی مانند هویت مظنونان یا انگیزه‌های احتمالی آنها را منتشر نمی‌کنند، خلأ اطلاعاتی زمینه گمانه‌زنی را فراهم می‌کند، به ویژه آنکه حکومت ایران انکار نمی‌کند که در خارج از کشور عوامل و شبکه‌های نفوذ دارد.

حتی در هفته گذشته، مقام‌های ایرانی آشکارا جنگ نامتقارن را به منزله راهبردی اساسی مطرح کردند. خبرگزاری دولتی ایرنا نیز در گزارشی به نقل از ابوالفضل شکارچی، سخنگوی ارشد نظامی جمهوری اسلامی ایران، نوشت: «جنگ نامتقارن یعنی مقابله با تسلیحات سنگین و گران‌قیمت دشمن با تجهیزات دفاعی ارزان‌تر و ساده‌تر، اما مؤثرتر و کاربردی‌تر، و در نهایت دستیابی به پیروزی.»

جمهوری اسلامی ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷، زمانی که حمایت نظامی و سایر حمایت‌های متحدان پیشین، از جمله ایالات متحده، قطع شد، به این رویکرد روی آورد. ایران در جریان جنگ ایران و عراق، و بار دیگر در جنگ کنونی، که پس از حملات آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه آغاز شد، استفاده از روش‌های نامتقارن را در پیش گرفت.

الگوهای عملیاتی ایران شامل موجی از حملات پهپادی علیه کشورهای میزبان پایگاه‌های آمریکا و حمله به کشتی‌هایی بوده است که قصد عبور از تنگه هرمز را داشته‌اند؛ آبراهی که همزمان با تهدید قایق‌های کوچک تهاجمی و مین‌ها نیز مواجه است. گروه‌های مسلح نیابتی ایران نیز در جنوب لبنان، یمن، غزه و عراق حملات متعددی انجام داده‌اند.

اندیشکده «مرکز سوفان» در اوایل سال جاری نوشت: «تهران می‌داند که نمی‌تواند اسرائیل یا ایالات متحده را در یک جنگ متعارف شکست دهد. در عوض، به نظر می‌رسد در حال اجرای واکنشی نامتقارن و فرسایشی است که نه برای دستیابی به پیروزی قاطع در میدان نبرد، بلکه برای دوام آوردن و بقا طراحی شده است.»

تهران برخی حملات مستقیم نظامی یا شبه‌نظامی در جریان جنگ را پذیرفته است، از جمله حملاتی علیه ناوهای جنگی آمریکا. اما نوع نقشی که مقام‌ها درباره حوادث فلای‌دبی و انگلستان مطرح کرده‌اند، غیرمستقیم‌تر است.

این اتهامات یادآور نگرانی‌ها درباره اقدامات خرابکارانه در اروپا است که روسیه از زمان آغاز تهاجم تمام‌عیار به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، بارها به هدایت و حمایت از آنها متهم شده، هرچند مسکو همواره این اتهامات را رد کرده است.

تهران نیز در گذشته با اتهام‌های مشابهی روبه‌رو بوده است. متیو لویت کارشناس «مؤسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک» و مدیر یک پایگاه داده درباره این گونه حوادث، سال گذشته نوشت: «جمهوری اسلامی ایران برای کاهش خطر حملات تلافی‌جویانه، به استخدام افراد و تبهکاران به‌عنوان نیروهای نیابتی برای اجرای حملات مدنظر تهران روی آورده‌ است.»

در یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌ها، وزارت دادگستری آمریکا در نوامبر ۲۰۲۴ از یک توطئه قتل سفارشی منتسب به تهران برای ترور ترامپ پرده برداشت؛ پرونده‌ای که در آن مردی متهم شد که گفته بود پیش از انتخابات همان ماه، از سوی یک مقام دولتی ایران مأمور انجام این کار شده است. جمهوری اسلامی ایران این گزارش را رد کرد و آن را توطئه‌ای برای پیچیده‌تر کردن روابط دانست.

در تحولات جدیدتر، مقام‌های بریتانیایی می‌گویند نیروهای نیابتی مرتبط با ایران پشت سر مجموعه‌ای از آتش‌افروزی‌ها و حملات دیگر در بریتانیا و سایر کشورهای اروپایی بوده‌اند؛ بسیاری از این حملات جامعه یهودیان یا مخالفان حکومت دینی ایران را هدف قرار داده‌اند.

در اکتبر ۲۰۲۵، رئیس سازمان اطلاعات داخلی بریتانیا، ام‌آی‌۵، گفت که این سازمان طی یک سال گذشته بیش از ۲۰ طرح «بالقوه مرگبار» با حمایت ایران را شناسایی و پی‌گیری کرده است.

در بریتانیا چندین مظنون، که برخی از آنان نوجوان‌اند، در ارتباط با حملات آتش‌افروزی علیه کنیسه‌ها و آمبولانس‌های متعلق به جامعه یهودیان متهم شده‌اند. مقام‌ها می‌گویند این جرایم اغلب در ازای مبالغ اندکی پول انجام می‌شوند و افرادی که بازداشت می‌شوند ممکن است اطلاعات بسیار کمی درباره ارتباط این اقدامات با ایران داشته باشند یا اساسا از چنین ارتباطی ناآگاه باشند. این موضوع نیز مشابه ادعاهایی است که درباره حملات تحت حمایت روسیه در اروپا مطرح شده است.

در ماه ژوئیه نیز بریتانیا جنبش اسلامی «یاران حق» (IMCR) را ممنوع اعلام کرد. مقام‌های بریتانیایی گفتند که این افراد اعضای یک گروه نیابتی حکوت ایران‌اند. این گروه اوایل سال جاری میلادی در فضای مجازی شکل گرفت و مسئولیت حملات علیه کنیسه‌ها در بلژیک و هلند را نیز بر عهده گرفته است.