هفته مد نیویورک برای مجموعههای بهار و تابستان ۲۰۲۷، از روزهای آغازین تا آخرین نمایشهای اختتامیه، پیام روشنی برای دنیای مد داشت: بازگشت شیکپوشی کلاسیک و ظرافت ساختاریافته. پس از یک دهه تسلط لباسهای راحت و گشاد، طراحان تغییر مسیر داده و مجموعههایی با محوریت تجمل، وقار و خاطرات قشنگ ارائه کردهاند. جعبه رنگی غالب در طول این هفته، تسلط رنگهای خنثی شامل سفید شیری، صورتی کمرنگ، آبی کمرنگ و زرد کمرنگ بود که بستری مناسب برای نمایش دوختهای مجلل فراهم کرد.
پس از حدود ۱۰ تا ۱۵ سال که لباسهای گشاد، فرمهای رها، ظاهرهای عامدانه نامرتب و تاثیر پانک و پوشش خیابانی بخش بزرگی از مد معاصر را در اختیار داشت، بسیاری از طراحان این فصل دوباره به سراغ لباسهایی رفتند که قالب تناند، برش مشخص دارند و بیش از آنکه بر بیقاعدگی تکیه کنند، بر خیاطی و فرم استوارند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
البته طراحان و خانهمدهای قدیمی هیچگاه لباس کلاسیک را کاملا کنار نگذاشتند و معمولا بخشی از مجموعههایشان را به کتشلوارهای خوشدوخت، پیراهنهای شب و فرمهای آشنا اختصاص میدهند. با این حال نکته قابلتوجه این فصل، حضور پررنگ همین زبان طراحی در مجموعه طراحان جدیدتر بود که معمولا برای تجربه سبکهای متفاوت، آزادی بیشتری دارند.
در بسیاری از نمایشها، تقریبا بخش عمده لباسها به طراحیهایی نزدیک شد که چند دهه قبل نشانه خوشپوشی محسوب میشدند؛ لباسهایی با کمر مشخص، کتهای خوشدوخت و لباسشبهایی که شاید تا همین چند سال پیش میگفتیم شبیه لباسهاییاند که مادربزرگهایمان میپوشیدند.
ویکتور دِ سوزا، اشرافیت قدیمی در نیویورک امروز
در مجموعه ویکتور دِ سوزا (Victor de Souza)، این چرخش به گذشته شاید بیش از بسیاری از نمایشهای دیگر آشکار بود. زبان بصری او به سمت سبکهای اروپایی کلاسیک «ادواردی و ویکتوریایی» متمایل بود و لباسها آشکارا برای فضایی فاخر، مشتریان مرفه و فرش قرمز طراحی شده بودند.
کتهای لبهدار با گلدوزیهای سنگین که در بعضی موارد یادآور کتهای مجلل دیور بودند و میتوانستند بهتنهایی بهعنوان یک لباس شیک پوشیده شوند، در کنار استفاده فراوان از پر در کلاهها و خود لباسها، حالوهوای اشرافی مجموعه را تقویت میکردند.
او در نمایش این فصل جهانی ساخته که میان دربار فرانسه و انگلستان، شاعرانگی قرون وسطایی و افسانههای شاه آرتور در رفتوآمدند، اما همه ساکنانش انگار لباسهای یک طراح مد معاصر نیویورکی را پوشیدهاند؛ شهری که در آن تجمل و خشونت بصری، لطافت و زمختی، شوخطبعی و آشفتگی روزمره همزمان حضور دارند.
مالان برتون، بازسازی شکوه هالیوود دهه ۱۹۶۰
مالان برتون (Malan Breton) نیز برای بهار و تابستان ۲۰۲۷ به گذشته بازگشت، اما گذشته موردنظر او نه دربارهای قرون وسطایی، بلکه هالیوود دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ بود و مجموعه او بر پارچههای ابریشمی، سطوح براق، پولکدوزی و نوعی زرقوبرق حسابشده استوار بود.
مالان برتون، طراح سرشناس، در جریان هفته مد بهار و تابستان ۲۰۲۷ نیویورک، شکوه و جلال هالیوود در دهه ۱۹۶۰ را در سالن «سونی» منهتن به روی صحنه آورد. او در این مجموعه مشترک زنانه و مردانه با عنوان «باغ هزاران فردا» (Le Jardin des Mille Demains)، با الهام از دوران طلایی سینمای کلاسیک، مدل موها، آرایشها و سبک پوششهای نمادین آن عصر را در قالب دوختهای مجلل و معاصر، بازآفرینی کرد.
در کنار نمایش مجموعه، یک فیلم کوتاه از ساختههای این طراح به نام «رویای تابناک» هم به نمایش درآمد.
استفاده چشمگیر از پارچههای زربفت، ساتنهای ابریشمی اعلا، تورهای چندلایه و پولکدوزیهای براق حسی از تجمل اشرافی را به لباسها بخشیده بود. در مجموعه رنگی پرانرژی این رویداد، زرد درخشان، آبی فیروزهای و لاجوردی، قرمز، صورتی و لایههای تیره مشکی خودنمایی میکردند.
این ترکیبها در کتشلوارهای زربفت مردانه با نقوش برجسته و شلوارهای پاچهگشاد هم دیده میشدند. در اینجا نیز حتی وقتی رنگها پرانرژی و تزیینات فراوان بودند، پایه اصلی مجموعه همچنان همان لباس خوشدوخت و ساختاریافته باقی میماند.
نبیس ویلمان، کفتانهای مجلل و شیکپوشی دوران الیزابت تیلور
نبیس ویلمان (Nabys Vielman)، طراح ونزوئلاییــآمریکایی، مجموعه تازه خود برای فصل بهار و تابستان ۲۰۲۷ را همزمان با هفته مد نیویورک ارائه کرد؛ مجموعهای با پارچههای ساتن و ابریشم براق، نقشهای شقایق، رنگهای زنده و تضاد چشمگیر سفید و قرمز.
بخش مهمی از این مجموعه به نوعی سبک کلاسیک بعدازظهر و شیکپوشی دوران الیزابت تیلور نزدیک بود؛ دورهای که کفتان میتوانست هم لباسی راحت باشد و هم پوششی کاملا مجلل برای عصر و شب. ویلمان نیز با همین منطق، لباسهای راحت و روان را با یک ویژگی بصری برجسته همراه کرد؛ گاهی نقاشی گلهای بسیار درشت، گاه طرحهای پارچه زربفت و گاهی پولکدوزیهای پرکار.
نتیجه لباسهایی راحت بود که در جزئیات بههیچوجه ساده نبودند. ساتن و ابریشم براق، نقش شقایق و تضاد سفید و قرمز، همان مفهوم شیکپوشی کلاسیک بعدازظهر و شب را با زبان رنگیتر و امروزیتر بازسازی میکردند.
اسه آزنابور؛ از دامنهای کلوش تا لباسهای بلند و راسته
در مجموعه «باغ نور» اسه آزنابور (Esé Azénabor) نیز میشد حرکت به سمت فرمهای کلاسیکتر را دید، هرچند این طراح همچنان به برخی امضاهای شناختهشده خود وفادار باقی ماند. دامنهای کلوش و آهاردار ارگانزا همچنان حضور داشتند، اما کنار آنها لباسهایی با برش الگوی راسته جای بیشتری پیدا کرده بودند؛ چیزی که در مجموعههای قبلی کمتر دیدهشده بود.
این طراح در گفتگوی اختصاصی با ایندیپندنت فارسی، تاکید کرد که برای خلق این آثار از درخشش پرشور، حس سرزندگی و زیبایی خیالانگیز گلها الهام گرفته است. او با اشاره به پیوندهای فرهنگی و هنری خود با خاورمیانه، یادآور شد که مشتری ایرانی زیاد دارد و سبک طراحیهای او با استقبال زنانی روبرو است که به دوختهای فاخر، پوششهای مجلل و لباسشبهای کلاسیک علاقه دارند.
در طبقه شصتوپنجم ساختمان تاریخی راکفلر سنتر در منهتن، ۴۳ دست لباس شامل دو لباسعروس باشکوه و ۴۱ لباسشب کوتاه و بلند به روی صحنه رفت که طیف رنگی آنها عمدتا بر پایههای آرامشبخش و رویایی صورتی ملایم، آبی آسمانی و لایههای طلایی و نقرهای متمرکز بود.
رودوزیهای تمامشیشه و کریستال، بهویژه در طیفهای طلایی و نقرهای، از عناصر مهم مجموعه بودند. یکی از لباسهایی که خود طراح نیز به آن علاقه ویژه داشت، لباسی صورتی بود که سراسر آن با کریستال پوشانده شده بود.
مجموعه آزنابور از یک سو همان علاقه همیشگی او به تجمل و تزیین را حفظ میکرد و از سوی دیگر با افزایش لباسهای بلند و باریک، به همان گرایش کلی فصل به سمت فرمهای کلاسیکتر نزدیک میشد.
مایکل کورس، کارولینا هررا و رالف لورن؛ کلاسیکهایی که هیچگاه کاملا کنار نرفتند
برای بررسی بازگشت شیکپوشی کلاسیک در نیویورک، البته نمیتوان تنها به طراحان جدید یا مجموعههای نمایشیتر نگاه کرد. مایکل کورس (Michael Kors)، کارولینا هررا و رالف لورن سالها است که بخشی از هویت خود را بر خیاطی کلاسیک، لباسشب و پوشش خوشدوخت بنا کردهاند.
کارولینا هررا با وجود آنکه اکنون با نسل جوانتری از طراحان کار میکند، خط اصلی کلاسیک نیویورکی خود را حفظ کرده است. فرمهای زنانه، دامنهای ساختاریافته، لباسشبها و نوع خاصی از ظرافت شهری همچنان استخوانبندی این خانه مد را تشکیل میدهند. زبان بصری ممکن است بهروز شود و رنگ و چاپ تغییر کند، اما قاعده اصلی لباس همچنان به همان سنت شیکپوشی کلاسیک وفادار است.
رالف لورن نیز اساسا استخوانبندی کلاسیکی دارد. حتی لباسهایی که راحتتر و در نگاه نخست کاملا غیررسمی به نظر میرسند، معمولا از یک فرمول کلاسیک پیروی میکنند. تناسبات، نحوه قرار گرفتن کت روی بدن، ترکیب لباسها و انتخاب پارچهها به قواعدی متکیاند که مدتها است بخشی از زبان این خانهمد محسوب میشوند. این موضوع بهخصوص در لباسشبهای ابریشمی و ساتن و کتشلوارهای شیک و خوشدوخت آشکار است.
در مایکل کورس نیز همین پایه کلاسیک دیده میشود، هرچند زبان او کمی بیشتر به نیویورک مدرن متمایل است. این تمایل بهویژه در بخش لوازم جانبی، کیف و کفش دیده میشود، اما لباس شب با برش کلاسیک همچنان جای ویژهای در ویترین و مجموعههای این طراح دارد.
آنچه در بهار و تابستان ۲۰۲۷ تفاوت ایجاد میکند، حضور چند لباس کلاسیک در مجموعه طراحانی که همیشه چندین ظاهر از این نوع داشتند، نیست، بلکه گستردگی این زبان طراحی در سراسر هفته مد است. از دربار خیالی ویکتور دِ سوزا و هالیوود قدیم مالان برتون تا کفتانهای مجلل نبیس ویلمان و لباسهای ستونی اسه آزنابور، ویترینی پروپیمان برای سلیقهای بیزمان.

