پرسشی که ممکن است این روزها در اذهان بسیاری مطرح باشد، این است که واقعا پشت پرده در تهران چه میگذرد؟ رژیم آیتاللهها تا چه اندازه به فروپاشی نزدیک شده است، در ذهن مجتبی خامنهای چه میگذرد و چرا تشکیلات دفاعی اسرائیل در بالاترین سطح آمادهباش قرار دارد؟
در سراسر ماههای ژانویه و فوریه (دی و بهمن ۱۴۰۴)، سازمانهای اطلاعاتی اسرائیل کارزار سرکوبگرانه و خشن رژیم حاکم بر ایران علیه معترضان در نقاط مختلف این کشور را از نزدیک زیر نظر داشتند. گزارشهایی که مقامها در واشنگتن و اورشلیم جمعآوری کردند، از بازداشتها، شکنجههای شدید و ناپدید شدن گسترده معترضان بدون بهجاماندن هیچ رد و نشانی، حکایت داشت.
اسرائیل و ایالات متحده در ابتدا، برای آغاز عملیات دیگری پس از عملیات «طلوع شیران»، برنامهای نداشتند، اما هنگامی که درباره کشتارهای جمعی و فراقانونی مردان، زنان، کودکان و سالمندان ایرانی گزارشهایی منتشر شد، تشکیلات دفاعی اسرائیل در جلسات محرمانه پیامی قاطع ارائه کرد: «زمان عملیات دیگری فرا خواهد رسید. این امر اجتنابناپذیر است.»
انگیزه اسرائیل تنها افزایش تهدید ناشی از برنامه هستهای تهران و تصمیم علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی ایران، برای تولید هزاران موشک بالیستیک نبود. مقامهای اسرائیلی همچنین به تعهدی اخلاقی اشاره کردند که بر اساس آن، نباید در برابر کشتارهای جمعی بیتفاوت ماند. درعین حال، آنها فرصتی راهبردی را تشخیص دادند که میتوانست به پیشبرد روندی بینجامد که در نهایت به فروپاشی حکومت منتهی شود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در آن زمان، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، توصیه دولت آمریکا را پذیرفت و برای برگزاری نشستی مهم با دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، همراه با مقامهای ارشد امنیتی به کاخ سفید رفت. هدف این سفر، تقویت همکاریها و تصویب یک برنامه راهبردی مشترک بود.
در جریان این نشست پشت درهای بسته، هیچ تعهد صریحی برای سرنگونی رژیم حاکم بر ایران داده نشد، اما یکی از مقامها توضیح داد که «ما شرایط لازم را برای تغییر رژیم فراهم خواهیم کرد».
هیأت اسرائیلی برای پیشبرد این هدف، سه محور اصلی را ارائه کرد: رهبری جایگزین، کارزارهای نفوذ هدفمند و عملیات زمینی. این رویکرد بر این درک روشن استوار بود که حملات هوایی بهتنهایی نمیتوانند یک رژیم را سرنگون کنند.
شش ماه پس از عملیات «غرش شیران»، ارزیابی مقامهای امنیتی اسرائیل این است که جمهوری اسلامی ایران، با وجود تداوم نمایش قدرت و اقدامهای تهاجمی علیه کشورهای همسایه، در مسیر فرسایش و زوال داخلی قرار گرفته است. این روند ممکن است ماهها یا حتی سالها طول بکشد، اما تحریمهای اقتصادی شدید و همکاری بینالمللی میتوانند آن را به شکل قابلتوجهی تسریع کنند.
در حال حاضر، جمهوری اسلامی ایران برای مهار اعتراضها در خیابانها و بازارها با مشکل مواجه است. در کنار افزایش تورم و بیکاری، صادرات نفت تقریبا بهطور کامل متوقف شده و وضعیت اقتصادی بیشازپیش روبهوخامت است.
در حوزه نظامی، مقامهای اسرائیلی ارزیابی میکنند که دستاوردهای اطلاعاتی و عملیاتی نظام همچنان حفظ شدهاند. به گفته منابع امنیتی، ایران غنیسازی اورانیوم را از سر نگرفته و سانتریفیوژها را نیز جابهجا نکرده است؛ در عین حال بخش عمده زیرساختهای هستهای همچنان در اعماق زمین مدفون باقی ماندهاند.
یکی از مقامهای ارشد امنیتی گفت: «آنها عملیات رقیقسازی و اقدامهای مختلفی انجام دادند، اما چیزی را جابهجا نکردند. صنایع دفاعی آنها نابود شده است.»
بازی با زمان: هراس در تهران، فشار در واشنگتن
وضعیت کنونی در چارچوب نوعی «بازی با زمان» مدیریت میشود: زمان برای آمریکا با قیمت سوخت و میزان صبر ترامپ، سنجیده میشود، در حالی که اوضاع برای ایران هر روز اضطراریتر میشود. همزمان با افزایش تنشها در سطوح عالی حکومت، مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، پیشتر آشکارا توصیه کرد «تا زمانی که هنوز روی پای خود ایستادهایم»، توافقی دیپلماتیک حاصل شود.
در حال حاضر، جمهوری اسلامی ایران از بررسی هرگونه امتیازدهی خودداری میکند و معتقد است میتواند فشار اقتصادی را تحمل کند. با این حال، اظهارات آمریکا درباره اعمال تحریمهای گسترده، تهران را تحت فشاری بیسابقه قرار داده است.
واشنگتن بخش قابلتوجهی از این فشار را متوجه امارات متحده عربی و چین کرده است؛ دو کشوری که با خرید نفت ایران در بازار سیاه، شریانهای اصلی حیات اقتصادی تهران به شمار میروند. هدف این است که آنها متقاعد شوند کمک به تهران برای دور زدن تحریمها را متوقف کنند.
در چنین شرایطی، در تشکیلات دفاعی اسرائیل، نگرانیها درباره احتمال اقدام غیرمنتظره ایران رو به افزایش است. ارزیابی این است که تهران ممکن است برای رهایی از فشار اقتصادی، به اسرائیل حمله کند تا از این طریق، مذاکراتی محدود را تحمیل کند و به تفاهمهای تازهای دست یابد.
با این حال پیامی که اسرائیل به تهران منتقل کرده، کاملا روشن است: اگر جمهوری اسلامی ایران بار دیگر حمله کند، راه بازگشتی وجود نخواهد داشت. مقامهای اسرائیل گفتهاند که در پاسخ زیرساختهای حیاتی ایران را هدف قرار خواهد داد؛ زیرساختهایی که حکومتی در آستانه فروپاشی قادر به بازسازی آنها نخواهد بود.
در همین حال، مقامهای ایرانی همچنان درباره احتمال وقوع یک حمله غافلگیرکننده دیگر نگراناند و افزایش تنشها چهرههای ارشد در تهران را مضطرب کرده است. در میان گزینههای موجود، باید دید زمان چه چیزی با خود خواهد داشت.
برگرفته از اورشلیمپست

