شرکت هوش مصنوعی آنتروپیک از شناسایی مجموعه عملیات مرتبط با ایران خبر داده است که نهادهای وابسته به جمهوری اسلامی، بازیگران مرتبط با دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی، شبکهای مرتبط با سازمان مجاهدین خلق، و یک شرکت اطلاعاتی تجاری از مدل هوش مصنوعی «کلود» برای فعالیتهایی از تولید محتوای تبلیغاتی و جعل هویت گرفته تا نظارت، پروفایلسازی، توسعه بدافزار و جمعآوری اطلاعات نظامی استفاده کردهاند.
آنتروپیک در گزارش «شناسایی و مقابله با سوءاستفاده از هوش مصنوعی» در سپتامبر ۲۰۲۶ اعلام کرد که طی هشت ماه گذشته مجموعه عملیاتی را شناسایی کرده است که تلاش کردهاند از کلود برای فعالیتهای مخرب استفاده کنند. موارد بررسیشده در این گزارش بازه زمانی دسامبر ۲۰۲۵ تا اوت ۲۰۲۶ و هفت حوزه از جمله عملیات سایبری، عملیات نفوذ، نظارت و کلاهبرداری را در بر میگیرد.
یکی از پروندههای اصلی مربوط به ایران به سه حساب مرتبط با نهادهای حکومتی اختصاص دارد که برای راهاندازی کارزارهای نفوذ از کلود استفاده میکردند. گردانندگان این حسابها فعالیتشان را بخشی از برنامه «جنگ نرم» یا «جنگ شناختی»، با هدف تاثیرگذاری بر افکار عمومی در داخل و خارج ایران، توصیف کرده بودند.
آنتروپیک این سه عملیات را به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، زیرمجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی؛ و رصدخانه فرهنگی «بینا»، وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی، مرتبط دانسته است. دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی نیز یک «اتاق فرمان جنگ شناختی» را در یک حوزه علمیه در مشهد اداره میکرد که محتوای همسو با روایتهای سپاه پاسداران منتشر میکرد.
گردانندگان این عملیاتها از کلود برای تهیه برنامه کارزارها، دستورالعملهای ایدئولوژیک، طراحی شخصیتهای مجازی، ایجاد پایگاههای داده اهداف و تهیه اسناد برنامهریزی در سطح وزارتخانه استفاده میکردند. آنها همچنین تلاش میکردند منشا حکومتی محتوا را پنهان کنند تا روایتهای همسو با حکومت بهعنوان دیدگاه منابع مستقل جلوه کند.
یکی از کاربران مرتبط با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نقش رایزنان فرهنگی را چنین توصیف کرده بود که آنها نباید «راوی»، بلکه باید «کارگردان» روایتها باشند.
دسترسی به کلود از داخل ایران مسدود است و بر اساس گزارش آنتروپیک، این کاربران برای ثبت و تایید حسابهایشان از ویپیان و شماره تلفنهای خارجی استفاده میکردند. با این حال، آنها در مکالماتشان بارها محل فعالیت، نهاد و سمت خود را ذکر کرده بودند و آنتروپیک میگوید این اطلاعات همراه نشانهای سازمانی موجود در اسناد و بررسی منابع عمومی، امکان ارتباط دادن هر عملیات به نهاد مربوطه را فراهم کرد.
از جهاد تبیین تا شبکه نظارتی آرمان
گردانندگان هر سه عملیات فعالیتشان را بهصراحت به مفهوم «جهاد تبیین» مرتبط کرده بودند و این اصطلاح در مکالمات آنها با کلود و اسناد برنامهریزی داخلی دیده شده بود.
شبکه مرتبط با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی اسنادی با نشان رسمی این سازمان تهیه کرده بود که یک مجموعه ۹ بخشی از برنامههای نفوذ بینالمللی و برنامههای سازمانی مربوط به مراسم تشییع رهبر جمهوری اسلامی را در بر میگرفت.
کلود همچنین برای تهیه دستورالعملهای عملیات دیجیتال، شخصیتهای مجازی، پروتکلهای هشدار زودهنگام و برنامههای زمانبندی پیامها استفاده شده بود. بولتنهای اطلاعاتی رسمی حکومت نیز به کلود داده میشد تا به محتوای متناسب با مخاطبان مختلف تبدیل شود.
این محتوا به فارسی، عربی، اردو، مالایی، اسپانیایی و انگلیسی تهیه میشد و برنامه گستردهتر ۲۰ زبان را شامل میشد. گردانندگان همچنین مطالب را به شکلی تولید میکردند که گویی از نویسندگان خارجی یا رسانههای مستقل است و کارزارهای هشتگی را بهگونهای طراحی میکردند که به نظر برسد کاربران عادی آنها را آغاز کردهاند.
مطالب از طریق ایتا، بله و روبیکا و همچنین ایکس، اینستاگرام، تلگرام، تیکتاک، یوتیوب و شبکه رایزنان فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی منتشر میشد.
در مشهد نیز شبکهای با نام «منجنیق» فعالیت میکرد که گزارشهای عمومی دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی را با شخصیتهای مشخص بازنویسی میکردند، بدون آنکه ارتباط آنها با دستگاههای امنیتی آشکار باشد. این محتوا سپس از طریق کارزارهای پولی در بیش از ۱۰۰ کانال بسترهای مجازی ایرانی، از جمله کانالهای مرتبط با سپاه پاسداران، تقویت میشد.
عملیاتی دیگر به یک مقام مدیریتی رصدخانه فرهنگی بینا مرتبط است. این فرد در چندین مکالمه پیامهایی با لحن رسمی سخنگوی سپاه پاسداران تولید کرده بود. در جریان کارزاری پیرامون جنگ ایران نیز این شبکه ادعاهای نادرستی را به موسسات پژوهشی غربی از جمله مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، بروکینگز و رند نسبت داده بود.
پرونده دیگری به دو واحد مرتبط با نهادهای شبهنظامی و امنیت داخلی جمهوری اسلامی مربوط است. آنتروپیک ۱۶ حساب کلود متعلق به این دو واحد را مسدود کرده است. این دو مجموعه شیوههای عملیاتی متفاوتی داشتند، اما اطلاعات را وارد زیرساخت مرکزی یکسانی میکردند.
یکی از آنها سازمانی هفتبخشی با دفاتری در استانهای مختلف ایران بود که مدعی بود پایگاه دادهای از اطلاعات هویتی اتباع ایرانی در اختیار دارد و طی یک سال، ۶۳۸۸ شهروند ایرانی را تحت نظارت قرار داده و پروفایلسازی کرده است. گردانندگان این شبکه همچنین ۱۵۵ هزار و ۲۱۶ توییت را تحلیل و بررسی کرده بودند.
اطلاعات جمعآوریشده در یک سامانه مدیریت پرونده به نام «آرمان» ثبت میشد. پرونده هر فرد کد ملی، باورها، سابقه کیفری، حسابهای رسانههای اجتماعی و بخشی با عنوان «اقدام» را شامل میشد.
بر اساس ارزیابی آنتروپیک، این واحدها با نهادهای شبهنظامی امنیت داخلی ایران مرتبط بودهاند. این شرکت همچنین شواهدی یافته است که نشان میدهد گردانندگان این شبکه به ماموریتهای محولشده از سوی مقامهای ارشد حکومت ایران پاسخ میدادند و در بررسی صلاحیت نامزدهای سمتهای رسمی نیز نقش داشتند.
یکی از واحدها که در قم مستقر بود، از کلود برای ساخت ابزارهای نظارتی استفاده کرده بود. مهمترین آنها افزونه مخرب فایرفاکس «النجم الثاقب» بود که وارد مرحله عملیاتی شده بود و برای جمعآوری انبوه هویت کاربران رسانههای اجتماعی استفاده میشد.
ابزارهای دیگری برای شناسایی کاربران پیامرسانها، ارتباط دادن شماره تلفن با هویت افراد، ایجاد صفحه فیشینگ شماره ملی و گزارش انبوه حسابهای تلگرام نیز ساخته شده بود. افزونه جمعآوری هویت کاربران در پوشش یک ابزار اوقات شرعی ارائه میشد.
واحد دیگر نیز یک فرایند تحلیل رسانههای اجتماعی را اجرا کرده بود که نام ۳۹ حساب متعلق به مخالفان جمهوری اسلامی و ایرانیان خارج از کشور را مشخص میکرد.
آنتروپیک همچنین فردی را که کنار یکی از این واحدها فعالیت میکرد شناسایی کرده است؛ این فرد صدای سه نویسنده ایرانی را شبیهسازی و روایتهایی را از پیش برای دوران جانشینی رهبر جمهوری اسلامی آماده کرده بود.
جعل هویت و پروفایلسازی ایرانیان در عملیات مرتبط با مجاهدین خلق
بخش دیگری از گزارش به عملیاتی اختصاص دارد که ایرانیان داخل و خارج کشور را هدف قرار داده بود. آنتروپیک این فعالیت را به سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت ایران مرتبط دانسته است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در یکی از موارد، گردانندگان شبکه هویت یک فعال واقعی را جعل کردند. آنها حدود ۸۴۰۰ پست تلگرامی او را در اختیار کلود قرار دادند تا سبک نوشتاریاش را تقلید کند و سپس به فارسی به سامانه دستور دادند که از آن پس همان فرد باشد. سپس از حساب شبیهسازیشده برای گفتگوهای سیاسی زنده با مخاطبان استفاده شد. به گفته آنتروپیک، مخاطبان نمیدانستند با حسابی مجهز به هوش مصنوعی گفتگو میکنند.
تحقیقات آنتروپیک نشان داد دستکم چهار نفر از گردانندگان این کارزار برای رسانههای رسمی شورای ملی مقاومت فعالیت میکردند. این عملیات از رسانههای وابسته به شورای ملی مقاومت و مجاهدین خلق در تلویزیون، رادیو ماهوارهای و موج کوتاه، و همچنین اینستاگرام، تلگرام و ایکس استفاده میکرد.
وجود فرایند تایید محتوا نشان میدهد هدایت مرکزی عملیات محتمل بوده است، اما آنتروپیک تاکید کرده که نتوانسته است میزان کنترل متمرکز را تایید کند.
شبکه بیش از ۵۰۰ کانال رسانههای اجتماعی را استخراج کرده بود تا درباره افراد داخل ایران پرونده اطلاعاتی تهیه کند و آنها را بر اساس شهر، سن، شغل، گرایش سیاسی و سابقه بازداشت دستهبندی کند. حدود ۵۱ هزار و ۹۴۴ پیام آرشیوی نیز برای ایجاد پروندههای روانشناختی درباره دهها فرد در ایران تحلیل شده بود.
حسابهای جعلشده در یک مورد یک تیتر خبری ساختگی را همزمان برای بیش از ۳۰ مخاطب ارسال کردند.
برای تبلیغ برنامه ۱۰ مادهای مریم رجوی نیز برای مطالب مختلف آواتارهای تولیدشده با هوش مصنوعی ساخته شده بود. این آواتارها متحرک بودند و فارسی صحبت میکردند و به شکلی طراحی شده بودند که شبیه ایرانیان عادی به نظر برسند، بدون آنکه مصنوعی بودنشان اعلام شود.
گردانندگان از یک فرایند خودکار برای اداره شبکهای از حسابهای اینستاگرام با زمانبندی هماهنگ استفاده میکردند و محتوا را برای گروههای مختلف مخاطبان تغییر میدادند. در مطالب اولیه نیز بهعمد از مجاهدین خلق نامی برده نمیشد تا تبلیغات این گروه شبیه اخبار بیطرف و بدون وابستگی جلوه کند.
این عملیات علاوه بر حکومت ایران، جریان پادشاهیخواه و حامی شاهزاده رضا پهلوی را هدف قرار داده بود. گردانندگان یک ویدیوی ساختگی علیه یکی از اعضای خانواده پهلوی منتشر و از شعار «نه شاه، نه شیخ» استفاده کرده بودند.
این شبکه از بستر هوش مصنوعی «ویکتور» استفاده میکرد که فضاهای کاری آن دارای حافظه بلندمدت بود. این حافظهها با فهرست کلمات ممنوع، منابع تاییدشده، قواعد مدیریت حساب و روشهای جلوگیری از شناسایی بهروزرسانی میشدند. یکی از گردانندگان نیز مبانی ایدئولوژیک بنیانگذاری مجاهدین خلق را بهعنوان «دادههای پایه راهبردی» در حافظه مدل قرار داده بود.
بخش عمده محتوا ابتدا به فارسی تولید میشد و در آن شعار «زن، زندگی، آزادی» با نسخه مورد استفاده مجاهدین خلق، «زن، مقاومت، آزادی»، جایگزین شده بود.
آنتروپیک حسابهای این شبکه را مسدود کرده، اما تاکید کرده است که نمیتواند بهطور مستقل تایید کند حسابهای این شبکه چه میزان تعامل واقعی از کاربران دریافت کردهاند.
عملیات اطلاعاتی، نظامی و سایبری مرتبط با ایران
گزارش آنتروپیک چند عملیات دیگر مرتبط با ارتباط ایران را نیز شرح میدهد. در یکی از این موارد، از کلود برای ساخت سامانه خودکار اطلاعات منبعباز و پرونده اطلاعات هویتی استفاده کرده بود که افراد مرتبط با دولت و نهادهای غیردولتی اسرائیل و سازمانهای یهودیان خارج از اسرائیل را هدف قرار میداد.
این سامانه برای ساخت پرونده اطلاعاتی صدها نفر در اسرائیل و جوامع یهودی خارج از این کشور استفاده شده بود و یک فهرست از پیش موجود اهداف را با اطلاعات جدید تکمیل میکرد. گرداننده این سامانه همچنین یک ابزار متنباز سرقت اطلاعات ورود به سیستم را تغییر داده و یک فرایند اختصاصی برای مبهمسازی کد ایجاد کرده بود تا شناسایی و تحلیل بدافزار دشوارتر شود.
در پروندهای دیگر، فردی مرتبط با ایران از کلود برای جمعآوری و تحلیل اطلاعات عمومی و تهیه توصیههایی برای هدفگیری نیروهای دریایی آمریکا در منطقه استفاده کرده بود.
این فرد با کمک کلود یک خط پردازش پایتون ساخته بود که برای شناسایی و ردیابی موقعیت شناورها بر اساس اطلاعات منبعباز استفاده میشد. مطالب گردآوریشده فهرستی از نیروهای آمریکایی که از توضیحات عکسهای نظامی عمومی استخراج شده بود، شناسههای عمومی فرستندههای کشتیها و هواپیماها، متنهای جستوجوی تصاویر ماهوارهای تجاری و فهرستی از وبسایتهای عمومی تحرکات نیروی دریایی آمریکا را شامل میشد.
او همچنین از کلود خواسته بود درباره آسیبپذیریهای سامانههای مستقر روی کشتیها تحقیق و آسیبپذیریهای شناختهشده تجهیزات ارتباطی و سامانههای کنترل صنعتی را فهرست کند.
همان حساب در فعالیتی جداگانه برای سامانههای دولتی ایران نرمافزار سازمانی ساخته بود و از کلود برای طراحی اجزای یک بستر مجازی نظارت گسترده داخلی استفاده کرده بود که تشخیص خودکار پلاک خودرو را با رهگیری شناسه دستگاههای تلفن همراه ترکیب میکرد. گرداننده همچنین ابزارهایی برای تحلیل نسخهای از اطلاعات یک گروه خصوصی ۲۴۴ نفره تلگرام ساخته بود که تحلیل رسانههای اجتماعی اعضای گروه را نیز شامل میشد.
یک عملیات دیگر از حسابهای رایگان کلود برای توسعه بدافزار، سامانه توزیع، و یک درگاه فیشینگ برای سرقت اطلاعات ایرانیان داخل کشور استفاده میکرد. صفحات بهگونهای طراحی شده بودند که محتوای مخرب را فقط به بازدیدکنندگانی نشان دهند که آدرس آیپی آنها از ایران بود. این صفحات در ظاهر به ابزارهای دور زدن سانسور مربوط بودند.
پروژه تجاری نظارت بر کاربران ایرانی
آنتروپیک همچنین در ژوئن ۲۰۲۶ حسابی را مسدود کرد که از کلود برای ساخت یک بستر تجاری نظارتی با هدف تحلیل، طبقهبندی و پرونده فعالیت کاربران رسانههای اجتماعی در ایران و منطقه خلیج فارس استفاده میکرد.
این سامانه موقعیت کاربران رسانههای اجتماعی را ثبت و آنها را به گروههای جمعیتی رمزگذاریشده تقسیم میکرد و گزارشهای اطلاعاتی به زبان عربی و با سبک گزارشهای رسمی دولتی تهیه میکرد.
برای طبقهبندی افراد شش گروه «شهری»، «روحانی»، «نظامی»، «جوان»، «ایرانیان خارج از کشور» و «روستایی» در نظر گرفته شده بود. کاربران خارج از کشور نیز بر اساس طرفداری یا مخالفت با حکومت دستهبندی میشدند.
در یکی از فرایندها، حدود ۲۵ پست رسانههای اجتماعی در هر نوبت به کلود داده میشد و مدل باید گروه جمعیتی، موقعیت و گرایش سیاسی نویسنده را همراه میزان اطمینان به هر ارزیابی مشخص میکرد.
در بخش دیگری، از کلود برای تولید مطالب متعلق به شخصیتهای احتمالا جعلی به فارسی، عربی، انگلیسی و آلمانی استفاده شده بود. این شخصیتها به شکلی طراحی شده بودند که اعضای گروههای مختلف طرفدار و مخالف جمهوری اسلامی به نظر برسند.
آنتروپیک یک شاخه کاری جداگانه شامل بیش از ۲۵۵ حساب ساختگی رسانههای اجتماعی نیز شناسایی کرد که نشان میداد گرداننده در حال ایجاد مجموعهای از حسابهای جعلی برای استفاده احتمالی در آینده بوده است.
آنتروپیک تاکید کرده است که این فعالیت را در مرحله آزمایشی شناسایی کرده و شواهدی پیدا نکرده است که مراحل بعدی زنجیره نظارتی پیش از مسدود شدن حساب علیه اهداف واقعی به کار گرفته شده باشد.

