ترامپ در حال خنثی‌کردن برگ برنده ایران در تنگه هرمز است

تهران معتقد است تنگه هرمز قدرتمندترین سلاح آن در این جنگ است، آمریکا نیز در حال افزایش هرچه بیشتر هزینه استفاده ایران از این اهرم است

جمهوری اسلامی ایران می‌گوید هفته گذشته در خلیج فارس به دو شناور آمریکایی و هشت نفتکش حمله کرده است. آمریکا می‌گوید ادعای ایران مبنی بر هدف قرار دادن ناوهای جنگی آمریکایی نادرست است و گزارش‌های مستقل درباره حوادث کشتی‌های تجاری نیز روایت ایران را تأیید نمی‌کنند.

صرف‌نظر از ابعاد واقعی این حملات، این شلیک‌ها در واکنش به اقدام روز سه‌شنبه آمریکا در انهدام پنج نفتکش ایرانی انجام شد، آن هم در شرایطی که بر اساس آمار فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، مجموع نفتکش‌های هدف قرارگرفته را طی یک هفته به ۱۰ فروند رساند. این دور درگیری‌ها پس از شلیک موشک‌های ایران به سمت یک ناو جنگی آمریکایی شعله‌ور شد.

قیمت نفت خام برنت روز چهارشنبه، برای نخستین بار از اواخر ژوئیه، از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد. اکنون ۱۹۴ روز از آغاز جنگ علیه رژیم حاکم بر ایران می‌گذرد و در این مدت قیمت پایانی برنت تنها در حدود ۴۰ روز معاملاتی بالاتر از ۱۰۰ دلار بسته شده است؛ تقریبا تمام این موارد نیز در یک دوره فشرده، از اواسط مارس تا اواخر مه، رخ داده‌اند.

از ۲۲ مه تاکنون و پیش از معاملات امروز، قیمت برنت تنها یک بار بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه بسته شده بود؛ آن هم در ۲۳ ژوئیه. روز بعد دوباره به زیر ۱۰۰ دلار بازگشت. بازار در طول تابستان با تنگه هرمزی که عمدتا بسته بود کنار آمد و قیمت نفت برنت در ماه‌های ژوئیه و اوت عمدتا بین ۷۰ تا ۹۵ دلار در نوسان بود.

من همیشه معتقد بوده‌ام که تنگه هرمز اهرم اصلی فشار جمهوری اسلامی ایران است. همچنین به واسطه منابعم می‌دانم که رهبری ایران هرمز را مهم‌ترین سلاح خود می‌داند. این به آن معنا نیست که آنها علاقه‌شان به دستیابی به سلاح هسته‌ای را از دست داده‌اند؛ چنین چیزی رخ نداده است. همچنین به این معنا نیست که دیگر نمی‌خواهند خاورمیانه را بی‌ثبات کنند؛ قطعا همچنان چنین هدفی دارند.

اما آنها عمیقا بر این باورند که امکان تهدید عبور و مرور از تنگه هرمز بهترین فرصتشان برای زنده نگه داشتن رژیم، تهدید همسایگان و در نهایت بازپس‌گیری قدرتی است که در جریان این جنگ از دست داده‌اند.

ایران برای عملی کردن این سلاح نیاز ندارد که تمام کشتی‌ها را از تنگه دور نگه دارد. کافی است عبور و مرور را آن‌قدر مخاطره‌آمیز و پرهزینه کند که قیمت نفت افزایش یابد، هزینه بیمه به‌شدت بالا برود و دولت‌ها برای بازگرداندن جریان تردد کشتی‌ها به حالت عادی تحت فشار قرار بگیرند تا امتیاز بدهند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

ایران همچنان دقیقا برای تحقق همین هدف سخت تلاش می‌کند و هزینه این وضعیت ابتدا بر دوش صادرکنندگان نفت، بنادر و شرکت‌های کشتیرانی کشورهای حوزه خلیج فارس قرار می‌گیرد.

پیش از جنگ، روزانه بیش از ۱۰۰ کشتی از تنگه هرمز عبور می‌کردند. بر اساس آمارها، در آخرین هفته ماه اوت این رقم به حدود دو کشتی در روز کاهش یافته بود. همچنین طبق گزارش‌های دیگر، حق بیمه مربوط به خطرات جنگی به حدود ۷.۵ تا ۱۰ درصد ارزش بدنه یک کشتی رسیده است.

با تمام اینها، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، در پاسخ به این اقدامات در پی آن است که بهای این تنش‌ها را برای ایران به میزان محسوسی افزایش دهد.

دامنه این فشارها اکنون صادرات نفت، نفتکش‌های ایران، و دسترسی این کشور به شبکه بانکی و مالی بین‌المللی را دربر گرفته و از این هفته خطوط هوایی ایران و شرکت‌های خارجی همکار با آنها را نیز شامل شده است.

وزارت خزانه‌داری آمریکا روز سه‌شنبه ۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانی و واسطه‌هایی را که هواپیما در اختیار شرکت ماهان ایر قرار می‌دهند تحریم کرد.

جمعه گذشته نیز این وزارتخانه یک بانک ترکیه‌ای را تحریم کرد که برای انتقال درآمدهای نفتی ایران از چین به ترکیه و تبدیل این درآمدها به پول نقد و طلا ایجاد شده بود.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، گفت که بانک‌های بیشتری نیز هفتگی در فهرست تحریم‌ها قرار خواهند گرفت.

انهدام پنج نفتکش ایرانی، این فشار را فراتر از تحریم‌ها برده است. در حالی که ایران عبور کشتی‌های تجاری از تنگه هرمز را مخاطره‌آمیز می‌کند، آمریکا هم فروش و انتقال نفت خود ایران را دشوارتر می‌کند.

تنگه هرمز تنها زمانی به‌عنوان یک اهرم فشار مؤثر عمل می‌کند که ایران بتواند بیش از آنچه خودش متحمل می‌شود، هزینه به طرف مقابل تحمیل کند.

دونالد ترامپ پیوسته در پی کاستن از عواید نفتی ایران است و همزمان شبکه‌هایی را که شریان حیاتی بقای رژیم به شمار می‌روند، هدف قرار می‌دهد.

با این همه، به نظر می‌رسد مهم‌ترین برگ برنده ایران در حال تبدیل شدن به گزینه‌ای بسیار پرهزینه‌تر برای به‌کارگیری است.

ایران هیچ نشانه‌ای از آمادگی برای مذاکره‌ای مبتنی بر حسن نیت بروز نمی‌دهد. برعکس، در حالی از گفتگو بر سر تفاهمی تازه با عمان سخن می‌گوید که همزمان به سمت اردن موشک شلیک می‌کند، مدعی حمله به ناوهای جنگی آمریکا می‌شود، از ایجاد یک منطقه ممنوعه/حائل دریایی در ورودی خلیج فارس خبر می‌دهد و حوثی‌ها را به حمله علیه فرودگاه‌های عربستان سعودی و تأسیسات آرامکو وامی‌دارد.

این رژیم تصمیم گرفته است به جای مذاکره برای رهایی از فشارها، راه خود را از مسیر تقابل و جنگ بگشاید.

فشار اقتصادی به زمان نیاز دارد؛ به‌خصوص علیه رژیمی که طی چند دهه یاد گرفته چگونه از تحریم‌ها جان سالم به در ببرد. بنابراین سؤال این است: زمان به نفع چه کسی در حال سپری شدن است؟

انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا روز سوم نوامبر برگزار می‌شود؛ یعنی از امروز ۵۴ روز باقی مانده است.

در داخل ایران، تمرکز اصلی بر این است که پیش از این تاریخ، فشار کافی بر قیمت نفت و کشتیرانی در خلیج فارس وارد شود تا دونالد ترامپ مجبور شود مسیرش را تغییر دهد.

به نظر من، محاسبات تهران خطاست. هر اتفاقی که در سوم نوامبر رخ دهد، دونالد ترامپ در چهارم نوامبر همچنان رئیس‌جمهور خواهد بود و دوره ریاست‌جمهوری‌اش تا ۲۰ ژانویه ۲۰۲۹ ادامه خواهد داشت.

بخشی از محاسبات ایران بر همین ۵۴ روز متمرکز است، اما چیزی که تهران باید بیشتر از بابت آن نگران باشد این است که دونالد ترامپ طی این مدت، به‌علاوه ۸۰۹ روز دیگر را نیز در اختیار دارد.

حتی اگر دموکرات‌ها در سوم نوامبر عملکردی فوق‌العاده داشته باشند و کار دولت ترامپ را در واشنگتن بسیار دشوارتر کنند، ترامپ در طول دوران فعالیت سیاسی‌اش نشان داده است که می‌تواند همزمان در چند جبهه فعالیت کند. او می‌تواند همزمان با مخالفان خود در کنگره و رژیم حاکم بر ایران مقابله کند.

اگر تهران تصور کند که چنین چیزی امکان‌پذیر نیست، به‌شدت در شناخت فردی که با او طرف است دچار اشتباه محاسباتی شده است.

ایران بر این حساب کرده است که تنگه هرمز رژیم را از این جنگ عبور می‌دهد و فشارها را نیز پشت سر می‌گذارد. اما آمریکا هر هفته در حال گران‌تر کردن هزینه این قمار برای ایران است و تقویم سیاسی آمریکا ممکن است آن راه خروجی را که تهران ظاهرا بر آن حساب کرده است در اختیارش نگذارد.

برگرفته از عرب‌نیوز

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه