جمهوری اسلامی ایران در مدیریت رسانهها رویکردی متفاوت از بسیاری از نظامهای سیاسی جهان دارد و این حوزه را بر اساس منطق «تقسیم نقشها» اداره میکند. در حالی که حتی در روزنامههای محافظهکار نیز فضای نسبتا گستردهای برای انتقاد از مسائل اقتصادی وجود دارد، باز بودن این فضا هرگز به معنای گشودگی واقعی نیست، بلکه نوعی «سوپاپ اطمینان حسابشده» برای تخلیه بخشی از خشم و نارضایتی عمومی است که هرگاه انتقادها به مرز سیاستهای حاکمیتی یا نظامی نزدیک شوند، بهسرعت بسته میشود. درست در همین نقطه، ادبیات رسانهای نیز تغییر جهت میدهد و فردی که تا آن لحظه قربانی گرانی و فشار اقتصادی معرفی میشد، ناگهان به «خائن»، «آلتدست دشمن» و بخشی از «توطئه خارجی» تبدیل میشود.
آزادی محدود نقد و سیاست بیرحمانه برچسبزنی
این دوگانگی بخشی از یک راهبرد حسابشده و منسجم است. رژیم ایران میداند که خاموش کردن کامل صداها در وضعیت کنونی، تنها فشارهای اجتماعی را بیشتر و نارضایتیها را عمیقتر میکند. تورم بیش از ۷۰ درصد، تحریمهای آمریکاــ که ترامپ آن را «بزرگترین تحریم تاریخ» توصیف کردهــ و بحران شدید اقتصادی، فشار سنگینی بر جامعه وارد کرده است. انباشته شدن این نارضایتیها میتواند سرانجام به انفجار اجتماعی بینجامد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
به همین دلیل سپاه پاسدارانــ که امروز عملا قدرت اصلی در ایران را در اختیار داردــ به مطبوعات، حتی رسانههای تندرو، اجازه میدهد بخشی از فشار و نارضایتی انباشتهشده در جامعه را در چارچوبی کنترلشده تخلیه کنند، اما این فضا تا زمانی باز است که انتقادها در حد «گلایه از وضعیت معیشتی» باقی بمانند و به محض آنکه گفتمان رسانهای از این مرز فراتر رود، دستگاههای رسانهای و امنیتی همزمان وارد عمل میشوند.
دولت زیر آتش انتقاد، سپاه مصون از پاسخگویی
اگرچه دولت جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی کشور عملا استقلال چندانی ندارد و عمدتا مجری سیاستها و دستورهای رهبر و سپاه پاسداران است، سپاه میکوشد پیامدهای سیاست خارجی تهدیدآمیز تهران را به دولت نسبت دهد. به این ترتیب، دولتی که در شکلدهی این سیاستها نقش تعیینکنندهای ندارد، در جایگاه پاسخگوی پیامدهای آن قرار میگیرد و سپاه با انتقال هزینههای سیاسی و اجتماعی این سیاستها به دولت، خود را از دایره مسئولیت و پاسخگویی دور نگه میدارد.
به دنبال انباشته شدن پیامدهای جنگ، محاصره دریایی و بحرانهای فزاینده سال ۲۰۲۶، رسانههای نزدیک به سپاه پاسداران عامدانه دولت را در کانون انتقادها قرار میدهند. روایت غالب این رسانهها آن است که سپاه «در میدان نبرد وظیفه نظامی خود را به بهترین شکل انجام میدهد»، اما دولت از مدیریت سادهترین امور داخلی نیز عاجز است و نه راهبردی برای مهار تورم و جلوگیری از تشدید بحران اقتصادی دارد و نه حتی قادر است سوخت و ابتداییترین نیازهای جامعه را تامین کند.
به عبارت دیگر، سپاه پاسداران میکوشد دولت و میانهروها را از سرمایه اجتماعی باقیمانده تهی و آنان را جریانی ناتوان و ناکارآمد جلوه دهد. با تضعیف اعتبار آنان و نسبت دادن ناکامیهای داخلی به دولت، سپاه میتواند رقبای سیاسی خود را بیشازپیش کنار بزند و کنترلش را بر کشور تثبیت کند، بیآنکه هزینه سیاسی و اجتماعی این وضعیت را بپردازد.
نمونههایی از تولیدات داخلی دستگاه رسانهای جمهوری اسلامی ایران
محمد صفری، سردبیر روزنامه اصولگرای «سیاست روز»، با لحنی تند از مسئولان دولتی انتقاد و آنها را متهم کرد که صرفا مشکلات را مطرح میکنند، بیآنکه راهکاری عملی برای حل آنها ارائه دهند.
او هشدار داد که تداوم تورم و وخامت وضعیت معیشتی میتواند نارضایتیهای انباشته را به خشم و اعتراض علنی تبدیل کند. مهمتر از آن، در این روزنامه تاکید شد که نباید همه تقصیرها را به گردن تحریمها و جنگ انداخت، بلکه باید ابتدا به مشکلات و ناکارآمدیهای داخلی پرداخت؛ موضعی که عملا مسئولیت رویکرد نظامی سپاه پاسداران را از دایره انتقاد خارج میکند و تمام بار بحران اقتصادی را متوجه دولت میکند.
در همین راستا، گزارشهای روزنامه «جمهوری اسلامی» و سایر رسانههای دولتی از تشدید اختلافهای مدیریتی و ضعف هماهنگی در دولت پزشکیان حکایت دارد؛ اختلافاتی که از برکناریهای ناگهانی در سازمان تامین اجتماعی آغاز شد و تا جهش بیسابقه تورم در بخش صنعت امتداد یافت.
افزون بر آن، رسانهها در مواقع لازم، از زبان تهدید نیز استفاده میکنند. اخیرا شماری از رسانهها به نقل از رسول سناییراد، معاون سیاسی دفتر عقیدتیــسیاسی فرماندهی کل قوا، هشدار دادند که دشمن میکوشد با دامن زدن به شکافهای داخلی و تشدید فشارهای اقتصادی، زمینه بازگشت اعتراضها را فراهم کند. به گفته سناییراد، در صورت تکرار چنین وضعیتی، نظام با رویکردی «قاطعانهتر و تهاجمیتر» وارد عمل خواهد شد؛ پیامی روشن که در آن، تهدید اعتراضها داخلی با ادبیات مقابله با «دشمن» گره خورده است.
این اظهارات نشان میدهد که رسانهها با برچسب زدن به اعتراضهای مردمی، آنها را از یک مطالبه اجتماعی به مسئلهای امنیتی تبدیل و زمینه را برای جرمانگاری آنها فراهم میکنند. اعتراض بازنشستگان و کارگران در اصفهان و تهران علیه گرانی و فساد در شرکتهای وابسته به سپاه پاسداران نیز در همین چارچوب، بهسرعت «ابزاری در دست دشمن در زمان جنگ» معرفی شد.
در ادامه همین رویکرد، روزنامهها با برجسته کردن انتصابهای امنیتی معنادار مانند بازگشت حسین طائب به بسیج و فعالسازی دوباره شبکههای نظارت مردمی، بر آمادگی حکومت برای برخورد با نارضایتیهای داخلی تاکید میکنند؛ پیامی روشن که نشان میدهد درگیری رژیم در جنگ خارجی نهتنها از شدت برخورد با اعتراضهای داخلی نمیکاهد، بلکه مانعی برای «سرکوب» آنها نیز نخواهد بود.

