خلیج گرگان، بزرگترین خلیج دریای خزر و یکی از مهمترین زیستبومهای آبی شمال ایران، بار دیگر در شرایط بحرانی قرار گرفته است. تازهترین گزارشها از منطقه نشان میدهد کاهش تراز آب دریای خزر، محدود شدن تبادل آب میان دریا و خلیج و رسوبگذاری در کانالهای ارتباطی بخشهای وسیعی از این پهنه آبی را به خشکی تبدیل کرده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، اکنون مساحت آبی خلیج به حدود نیمی از گستره پیشین کاهش یافته است و در صورت ادامه روند کنونی، خطر تبدیل بخشهای بیشتری از بستر آن به پهنههای خشک و کانون گردوغبار وجود دارد.
آنچه بحران را جدیتر کرده، تنها روند طبیعی و اقلیمی کاهش آب نیست، بلکه کندی اقدامهای اجرایی برای حفظ ارتباط خلیج با دریای خزر نیز به بخشی از مسئله تبدیل شده است. در حالی که لایروبی مستمر آبراهههای ارتباطی بهعنوان یکی از راهکارهای فوری مطرح شده، گزارشها حاکی است دستگاههای متولی ماهها است که برای تامین و انتقال تجهیزات موردنیاز از جمله دستگاه «کاترساکشن» برای ادامه عملیات لایروبی با مشکل مواجهاند.
میراثی طبیعی که نیم قرن پیش اهمیت جهانی آن ثبت شد
اهمیت خلیج گرگان بسیار فراتر از یک پهنه آبی محلی است. این خلیج کمعمق و لبشور به وسیله شبهجزیره میانکاله از بخش اصلی دریای خزر جدا میشود و مجموعه خلیج گرگان، میانکاله و آببندان لپوی زاغمرز یکی از ارزشمندترین مجموعههای تالابی ایران را تشکیل میدهد. این مجموعه سال ۱۹۷۵، برابر با ۱۳۵۴ خورشیدی، در فهرست تالابهای دارای اهمیت بینالمللی کنوانسیون رامسر ثبت شد. بخشهایی از همین مجموعه نیز در دهه ۱۹۷۰ (۱۳۵۰) تحت حفاظت قرار گرفت و میانکاله در سال ۱۹۷۶ (۱۳۵۵) بهعنوان ذخیرهگاه زیستکره یونسکو شناخته شد.
اسناد کنوانسیون رامسر این منطقه را به دلیل ترکیب آب شیرین و آب لبشور خزر، تولید زیستی بالا، تنوع گونهای و اهمیت آن برای پرندگان مهاجر و آبزیان، یکی از مهمترین تالابهای ایران معرفی میکنند. خلیج گرگان و میانکاله محل زمستانگذرانی و عبور شمار زیادی از پرندگان آبزیاند و این زیستبوم بهعنوان منطقه تخمریزی و پرورش طبیعی شماری از ماهیان هم اهمیت دارد.
به همین دلیل خشک شدن خلیج صرفا به معنای عقبنشینی آب نیست، بلکه میتواند زنجیرهای از تغییرات اکولوژیک را از نابودی زیستگاه پرندگان و آبزیان تا افزایش شوری، تغییر پوشش گیاهی، کاهش ظرفیت صیادی و گردشگری و ایجاد پهنههای مستعد تولید گردوغبار به دنبال داشته باشد. مطالعات علمی نیز از افزایش رسوبگذاری، تغییر ساختار جوامع زیستی و گسترش خشکیزدگی بهعنوان پیامدهای افت تراز آب یاد کردهاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
چرا خلیج گرگان در حال خشک شدن است؟
کارشناسان مهمترین عامل بحران کنونی را وابستگی مستقیم تراز خلیج گرگان به دریای خزر میدانند. برخلاف بسیاری از تالابهای داخلی، بخش اصلی آب این خلیج از طریق ارتباط با خزر تامین میشود، بنابراین عقبنشینی دریا مستقیم بر عمق و مساحت خلیج تاثیر میگذارد.
مطالعات ارائهشده در کنفرانس علمی تغییر اقلیم منطقه خزر نشان میدهد کاهش حدود ۱۵۰ سانتیمتری تراز دریای خزر از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۹ موجب خشک شدن بخش قابلتوجهی از غرب خلیج گرگان و شمالشرق میانکاله شد و مساحت خلیج در آن دوره بیش از ۳۰ درصد کاهش یافت.
در کنار پسروی خزر، افزایش دما و تبخیر، کاهش بارندگی، کاهش آورد رودخانهها و دخالتهای انسانی در حوضه آبریز نیز بحران را تشدید کردند. برخی کارشناسان تاکید کردهاند میزان تبخیر در منطقه خلیج گرگان حدود دو برابر بارندگی است، در نتیجه تراز آبی خلیج بدون ورود کافی آب از خزر با کسری جدی مواجه میشود.
وضعیت در سالهای اخیر وخیمتر شده است. در سال ۱۴۰۲، با کاهش تراز خزر، کانال ارتباطی آشوراده به خلیج کاملا قطع شد، مساحت خلیج تقریبا به نصف رسید و شوری آب به حدود ۲.۵ تا ۳ برابر افزایش یافت. افزایش شوری و کاهش گردش آب میتواند شرایط زیستی ماهیها، بیمهرگان و پرندگان وابسته به این اکوسیستم را بهشدت تغییر دهد.
لایروبی، خرید زمان برای خلیجی که فرصت زیادی ندارد
برای مقابله با بحران، دو راهکار اصلی بیشتر از سایر گزینهها مطرح شدند: باز نگه داشتن کانالهای ارتباطی از طریق لایروبی و در صورت ناکافی بودن جریان طبیعی، انتقال و پمپاژ آب دریای خزر به خلیج. لایروبی کانال آشوراده در سالهای گذشته توانست برای مدتی، ارتباط آبی را تقویت کند.
مقامهای محیطزیست گفتهاند اگر این اقدام انجام نمیشد، احتمال خشک شدن کامل خلیج گرگان و میانکاله بسیار جدی بود. معاون محیطزیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیطزیست اعلام کرد هرچند لایروبی راهحل دائمی نیست و به دلیل مداخله انسانی تبعات محیط زیستی دارد، مدلسازیها نشان دادند که در صورت اجرا نشدن این طرح، خلیج گرگان با تبعات بسیار شدیدتری مواجه میشود و این پهنه آبی به طور کامل از دست خواهد رفت.
در چنین شرایطی، تعلل چند ماهه برای تامین یک دستگاه لایروب دیگر صرفا یک تاخیر اداری نیست. هر دورهای که ارتباط خلیج با خزر محدودتر شود، حجم آب کاهش مییابد، شوری و غلظت آلایندهها افزایش پیدا میکند و بخش تازهای از بستر خلیج در معرض خشکی قرار میگیرد.
خطر نهایی نیز تنها از دست رفتن یک منظره طبیعی نیست. خشک شدن گسترده خلیج گرگان میتواند یک زیستبوم دارای اهمیت بینالمللی را به پهنهای شور و مستعد گردوغبار تبدیل کند؛ بحرانی که پیامدهای آن از حیاتوحش و شیلات عبور خواهد کرد و به اقتصاد، سلامت و زندگی ساکنان گلستان و مازندران خواهد رسید. خلیج گرگان اکنون بیش از هر چیز به «خرید زمان» نیاز دارد، اما روند کند تصمیمگیری و اجرای طرحهای احیا نشان میدهد همین زمان نیز به سرعت در حال از دست رفتن است.

