حکومت ۲۴ ساله بشار اسد بر سوریه در دسامبر ۲۰۲۴ بهطور ناگهانی پایان یافت؛ زمانی که نیروهای مخالف با پیشروی برقآسا حمله کردند، در حالی که روسیه و حکومت ایران، متحدانی که در سالهای جنگ داخلی از او حمایت کرده بودند، درگیر جنگها و بحرانهای دیگر بودند.
به نوشته رویترز، بشار اسد در طی سالها کوشید با ایجاد شبکهای از فساد و رانت، تکیه به حمایت حکومت ایران و روسیه و به کارگیری مشت آهنین برای سرکوب مخالفان، بقای خود را تضمین کند. در حالی که نزدیکان به اسد از اوضاع سود میبردند، خشکسالی فقرا را از مناطق روستایی به حاشیهنشینی در شهرها کشاند؛ همان مناطقی که اعتراضها از آنجا شعلهور شد. «ماشین مرگ دولتی» او، دهها هزار سوری را کشت و اجساد آنها را در بیابانها پنهان کرد. بشار اسد استفاده از بمبهای بشکهای و حمله شیمیایی علیه مردم خود را منکر شد؛ تصاویر هزاران کشته را به «توطئه خارجی» نسبت داد و گفت باید از او قدردانی شود، چرا که مانند پزشکی است که ناچار به بریدن «زخم» است. در حالی که نخبگان از اوضاع سود میبردند، خشکسالی فقرا را از مناطق روستایی به حاشیهنشینی در شهرها کشاند؛ همان مناطقی که اعتراضها از آنجا شعلهور شد. روند فروپاشی حکومت است که از اعتراضات مردمی سال ۲۰۱۱ آغاز شد، کمتر از ۱۳ سال بعد به فروپاشی حکومت او انجامید. او به مسکو گریخت و به بیش از پنج دهه حکومت سختگیرانه خاندان اسد پایان داد و فصل تازهای را برای سوریه گشود.
این تحول تاریخی روز سهشنبه بار دیگر برجسته شد؛ زمانی که دادگاهی در دمشق او را بهطور غیابی به اعدام محکوم کرد. اتهامهای مطرحشده شامل قتل، بازداشت خودسرانه و شکنجه در سالهایی بود که او برای حفظ قدرت تلاش میکرد.
اسد پس از مرگ پدرش حافظ اسد در سال ۲۰۰۰ رئیسجمهوری سوریه شد.
حکومت او که در سالهای نخست تحت تأثیر جنگ عراق و بحران لبنان قرار داشت، بیش از هر چیز با جنگ داخلی سوریه تعریف شد؛ جنگی که از اعتراضهای بهار عربی در سال ۲۰۱۱ آغاز شد، زمانی که سوریها برای دموکراسی به خیابانها آمدند و با سرکوب خونین روبهرو شدند.
اسد تمام توان ارتش سوریه را علیه مخالفانش به کار گرفت تا اعتراضات را سرکوب کند.
به گزارش رویترز، تحقیقات سازمان منع سلاحهای شیمیایی و سازمان ملل به این نتیجه رسید که نیروهای دولتی تحت فرمان اسد در جریان جنگ داخلی از گاز اعصاب سارین و کلر بهعنوان سلاح علیه مناطق تحت کنترل معترضان استفاده کردهاند.
پس از یکی از حملات شیمیایی در سال ۲۰۱۸، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری وقت آمریکا، اسد را «حیوان» خواند. مقامهای سوری استفاده از سلاح شیمیایی را انکار کردند؛ سلاحهایی که در طول جنگ هزاران نفر را کشت و زخمی کرد.
رویکرد بیرحمانه اسد در جنگ با مخالفان، از جمله استفاده از محاصرههایی که بازرسان سازمان ملل آنها را «قرونوسطایی» توصیف کردند، با شیوهای مقایسه شد که پدرش در دهه ۱۹۸۰ مخالفان را سرکوب کرده بود.
اسد در توجیه اقداماتش خود را به جراحی تشبیه کرد که برای درمان زخم ناچار به بریدن آن است. او در سال ۲۰۱۲ در پارلمان گفت: «آیا به او میگوییم دستانت به خون آلوده است یا از او به خاطر نجات بیمار تشکر میکنیم؟»
صدها هزار نفر در جنگ کشته شدند، شهرها ویران شد و بیش از یکچهارم جمعیت سوریه به خارج از کشور گریختند.
ارتشی در حال فروپاشی
در سالهای نخست جنگ به نظر میرسید کنترل اسد بر قدرت در حال سست شدن است، زیرا بخشهای بزرگی از سوریه به دست مخالفان افتاده بود.
شبهنظامیان شیعه مورد حمایت حکومت ایران از سال ۲۰۱۲ برای جنگ در کنار او وارد سوریه شدند و موقعیتش را در دمشق تقویت کردند. ورود نیروی هوایی روسیه در سال ۲۰۱۵ به اسد امکان داد حمله متقابل را آغاز کند و بخش عمده کشور را بازپس بگیرد.
او از بسیاری از رهبران خارجی که در آغاز جنگ سقوطش را قریبالوقوع میدانستند بیشتر دوام آورد.
اما وابستگی شدید به مسکو و تهران برای حمایت نظامی و باقی ماندن بخشهایی از سوریه خارج از کنترل حکومت، قدرت او را متزلزل نگه داشت. در اواخر سال ۲۰۲۴، مخالفان از فرصتی استفاده کردند که ایران به دلیل درگیری با اسرائیل تضعیف شده و روسیه سرگرم جنگ اوکراین بود.
ارتش سوریه که روحیه خود را از دست داده بود فروپاشید و نیروهای مخالف به رهبری احمد الشرع به سمت دمشق پیشروی کردند. اسد ابتدا به پایگاه روسیه در لاذقیه رفت و سپس در ۸ دسامبر ۲۰۲۴ به مسکو منتقل شد.
«ماشین مرگ دولتی»
زندانیانی که از زندانهای بدنام سوریه آزاد شدند از شکنجه و بدرفتاریهایی که تحمل کرده بودند سخن گفتند. یک دادستان بینالمللی جرایم جنگی که پس از سقوط اسد به سوریه سفر کرده بود، گفت شواهد بهدستآمده از گورهای دستهجمعی از وجود «ماشین مرگ دولتی» پرده برمیدارد. او دولت تحت رهبری اسد را به انجام قتلهای سازمانیافتهای مشابه آلمان نازی متهم کرد.
رویترز در اکتبر ۲۰۲۵ فاش کرد که دولت اسد هزاران جسد را مخفیانه به منطقهای بیابانی در شرق دمشق منتقل کرده بود تا آثار جنایتها را پنهان کند.
اسد از آغاز جنگ، این درگیری را توطئهای بینالمللی علیه کشوری عنوان میکرد که به ادعای او که در برابر آمریکا و متحدانش در خاورمیانه، بهویژه اسرائیل، ایستاده بود. او مخالفان را اسلامگرایان افراطی مورد حمایت خارجی معرفی میکرد و میگفت اگر پشتیبانی خارجی نداشتند بهراحتی شکست میخوردند. او وجود چیزی به نام «اپوزیسیون میانهرو سوری» را رد میکرد.
بمبهای بشکهای
اسد از اقلیت علوی سوریه بود؛ گروهی که شاخهای از اسلام شیعی را پیروی میکند و بهطور تاریخی در منطقه ساحلی سوریه سکونت داشته است.
او علاوه بر ریاستجمهوری، رهبری شاخه سوری حزب بعث، جنبش ملیگرای عربی تاسیسشده در دهه ۱۹۴۰، را نیز به ارث برد.
رویترز مینویسد، اسد در عرصه عمومی همچنان سوریه را «دژ ملیگرایی عربی سکولار» معرفی میکرد، حتی زمانی که جنگ هرچه بیشتر رنگ فرقهای به خود میگرفت و دولت تحت رهبری علویان و حامی شیعهاش یعنی حکومت ایران در برابر مخالفان عمدتا سنی قرار میگرفت.
استفاده از سلاح شیمیایی علیه مناطق تحت کنترل مخالفان از گستردهترین موارد استفاده از گازهای سمی پس از جنگ جهانی اول بود.
مرگبارترین حمله در سال ۲۰۱۳ در غوطه رخ داد؛ حملهای با گاز سارین که صدها نفر را کشت. این حمله به اقدام نظامی غرب منجر نشد. تهدید حمله موشکی آمریکا زمانی کنار گذاشته شد که روسیه توافقی برای نابودی زرادخانه شیمیایی سوریه تا سال بعد میانجیگری کرد.
پس از حمله دیگری با سارین در سال ۲۰۱۷، ترامپ دستور حمله موشکی به یک پایگاه هوایی سوریه را صادر کرد.
دولت انتقالی سوریه که پس از سقوط اسد روی کار آمد، اوایل امسال اعلام کرد بقایای یک برنامه مخفی سلاح شیمیایی، از جمله مواد اولیه و مهماتی مشابه آنچه در حملات مرگبار جنگ داخلی استفاده شده بود، را پیدا کرده است.
اسد همواره مسئولیت دولت را رد میکرد و در یکی از موارد سازمان منع سلاحهای شیمیایی را به جعل گزارش استفاده از گاز کلر به خواست واشینگتن متهم کرد؛ موضعی که در چارچوب رد مداوم اتهامهای مربوط به خشونت دولتی قرار میگرفت.
او در مصاحبهای با بیبیسی در سال ۲۰۱۵ اتهام استفاده ارتش از «بمبهای بشکهای» را به تمسخر گرفت و گفت: «نشنیدهام ارتش از بشکه استفاده کرده باشد؛ شاید هم از قابلمه.»
وقتی دهها هزار عکس از شکنجه زندانیان در بازداشتگاههای دولتی از سوریه خارج شد، اسد آن را بخشی از توطئهای دانست که به گفته او قطر هزینه آن را پرداخت کرده بود.
در سال ۲۰۲۵ فرانسه برای اسد و چند مقام پیشین سوری در ارتباط با بمباران یک مرکز رسانهای در شهر حمص در سال ۲۰۱۲ حکم بازداشت صادر کرد.
چشمپزشک
اسد از ابتدا برای ریاستجمهوری آماده نشده بود. حافظ اسد پسر دیگرش، باسل، را برای جانشینی پرورش میداد، اما پس از کشته شدن باسل در سانحه رانندگی در سال ۱۹۹۴، بشار از یک چشمپزشک مقیم لندن، جایی که دوره تخصصی میگذراند، به ولیعهد سیاسی تبدیل شد.
رویترز مینویسد، روزهای نخست حکومت او امید محتاطانهای برای اصلاحات در سوریه ایجاد کرد؛ کشوری که دستگاه امنیتی مخوف آن از سال ۱۹۷۱ پایه حکومت حافظ اسد بود. اما این امید خیلی زود از میان رفت. ساختار پلیسی و امنیتی حفظ شد و همان سرکوبی ادامه یافت که سرانجام به قیام سال ۲۰۱۱ انجامید.
مخالفان زندانی شدند و اصلاحات اقتصادی به شکلگیری شبکهای از خویشاوندسالاری و فساد انجامید که دیپلماتهای آمریکایی در تلگرامی در سال ۲۰۰۸، منتشرشده توسط ویکیلیکس، آن را «انگلی» توصیف کردند.
در حالی که نزدیکان به اسد از اوضاع سود میبردند، خشکسالی فقرا را از مناطق روستایی به حاشیهنشینی در شهرها کشاند؛ همان مناطقی که اعتراضها از آنجا شعلهور شد.
اسد با اسماء اخرس، بانکدار سرمایهگذاری پیشین متولد بریتانیا، ازدواج کرده و سه فرزند دارد.

