قابین مندایی؛ یکی از کهن‌ترین آیین‌های ازدواج جهان هنوز در ایران زنده است

در اهواز مراسم ازدواج (قابین) صابئین مندایی از نخستین ساعات روز در ساحل رود کارون آغاز می‌شود

تصویر  ترکیبی از مراحل غسل تعمید و آیین ازدواج مندایی/ AFP

درحالی‌که منداییان این روزها سال نو خود را جشن می‌گیرند، یکی از کهن‌ترین آیین‌های ازدواج جهان نیز همچنان در میان این جامعه کوچک زنده است؛ آیینی که آغاز آن نه در تالار عروسی و نه در معبد یا کلیسا، بلکه در دل آب روان رودخانه رقم می‌خورد.

سال نو مندایی موسوم به «دهوا ربا» یا «عید بزرگ»، آغاز سال ۴۴۵ هزار و ۳۹۶ مندایی است. مبدأ این گاه‌شماری آفرینش حضرت آدم است. در باور پیروان این آیین، نور و آب سرچشمه‌های حیات‌اند و به همین دلیل تقریبا مهم‌ترین مناسک دینی ــ از تولد تا ازدواج ــ با آب روان پیوند خورده است.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

عروس و داماد پیش از عقد وارد رودخانه می‌شوند

منداییان یا صابئین مندایی، از کهن‌ترین پیروان ادیان توحیدی خاورمیانه‌اند و حضرت یحیی تعمیددهنده را پیامبر زمینی خود می‌دانند. کتاب مقدس آنان «گنزا ربا» (گنج بزرگ) نام دارد و به زبان مندایی، یکی از شاخه‌های آرامی شرقی، نوشته شده است. در جهان‌بینی آنان، جهان مادی زیر نفوذ تاریکی قرار دارد و انسان باید با آیین‌های پاکی، روح خود را به عالم نور بازگرداند.

در اهواز، جایی که هنوز بسیاری از منداییان در کنار رود کارون زندگی می‌کنند، مراسم ازدواج (قابین) از نخستین ساعات روز آغاز می‌شود. یکی از خبرنگاران ایرنا که شاهد مراسم تعمید و عقد مندایی در اهواز بوده، این مراسم را این‌گونه توصیف می‌کند: پیش از ورود به آب، عروس و داماد وضوی مخصوص مندایی «رشامه» را انجام می‌دهند. سپس روحانی اعظم، «گنزورا»، عروس و داماد را با نام دینی‌شان (ملواشا) به سوی آب فرا می‌خواند. عروس، با لباس سراسر سفید و بلند خود، با خواندن «بوثه‌های» (آیات) مخصوص وارد آب رودخانه می‌شود. داماد نیز به او می‌پیوندد. جامه هر دو «رسته»  نام دارد؛ جامه‌ای آیینی که باید از پنبه خالص دوخته شده باشد و هیچ الیاف مصنوعی در آن به کار نرفته باشد.

گنزورا حلقه‌‌ای آیینی به نام «اکلیل» را که از شاخه‌های سبز و خوش‌بوی گیاه «مورد» ساخته شده و از پیش بر انگشت کوچک دست راست آنان قرار گرفته، برمی‌دارد و زیر روسری یا عمامه‌شان، می‌گذارد؛ نشانه‌ای از آنکه این پیوند با آگاهی، حقیقت و رضایت کامل پذیرفته شده است. عروس و داماد پس از روحانی جمله‌ای را تکرار می‌کنند که عصاره باور آنان است: «کُشتا، آسیخ، قیمخ»؛ یعنی «حقیقت تو را شفا می‌دهد و استوار نگاه می‌دارد.»

پس از دو بار غسل تعمید، روحانی از نان و آب روان به آنان می‌دهد و هر دو دست‌هایشان را به سوی آب دراز می‌کنند و آن را گواه می‌گیرند که در این آب تعمید یافته‌اند و به پیمان خود وفادار خواهند ماند.

از رودخانه تا «مَندی»

تعمید پایان مراسم نیست، بلکه آغاز آن است. عروس و داماد تطهیرشده راهی «مَندی»، نیایشگاه منداییان، می‌شوند تا خطبه عقد خوانده شود.

در آنجا، هر شیئی معنایی نمادین دارد. شمع و آینه بر سفره حاضرند. نُه بشقاب سفالی به نام «تریانه» کنار هم چیده شده‌اند. درون آنها نان، نمک، ماهی، پیاز، خرما، مغز گردو، بادام، کشمش و دیگر خوراکی‌های آیینی قرار گرفته است. مهمانان و عروس و داماد باید از همه آنها لقمه‌ای بردارند؛ نمادی از آنکه روزی و زندگی از این پس میان آنان مشترک خواهد بود.

در گوشه‌ای دیگر، دو کوزه آب، زعفران، صابون، گیاه شِنان، شانه چوبی، شال سبز و سه سکه نقره قرار دارد؛ سکه‌هایی که داماد به مادر عروس هدیه می‌دهد.

انگشتری که نگهبان زندگی مشترک است

یکی از جالب‌ترین اشیای مراسم یک انگشتر آهنی آیینی به نام «سکین دولا» است؛ حلقه‌ای که بر آن نقش‌های حیوانات مانند شیر، مار، عقرب و دیگر نمادها حک شده و در باور منداییان، تعویذی برای محافظت از زندگی مشترک در برابر نیروهای آسیب‌رسان طبیعت است.

داماد همچنین دو انگشتر با نگین‌های رنگی، معمولا آبی و سرخ یا سبز و آبی به عروس هدیه می‌دهد تا بر انگشت کوچک هر دو دستش کند.

عروس پشت پرده نشسته است

تا پیش از جاری شدن خطبه عقد، عروس و داماد کنار یکدیگر نمی‌نشینند. عروس زیر پارچه یا پرده‌ای جداگانه منتظر می‌ماند. یک روحانی موسوم به «اشکندا»، که نقش نماینده عروس را دارد، نزد او می‌رود، از رضایتش می‌پرسد و سپس به سوی داماد بازمی‌گردد و موافقت عروس را اعلام می‌کند.

در همین حال داماد و خویشاوندانش در سایه‌بان کوچکی از نی یا شاخه‌های خرما، موسوم به «اشخنتا»، گرد سفره آیینی نشسته‌اند. کمربند سبزی بر کمر داماد بسته می‌شود؛ کمربندی که زنجیری ظریف از آن آویزان است و در یک سوی آن تیغه کوچکی شبیه چاقو و در سوی دیگر مهری فلزی با نقش شیر، مار، عقرب، سنجاقک و آب قرار دارد. بار نخست که داماد را به دیدن عروس می‌برند چون هنوز زن و شوهر نیستند پشت‌به‌پشت هم می‌نشینند. بعد از خواندن دعا داماد دوباره به «اشختنا» برمی‌گردد.

پس از پذیرش هدیه‌های داماد از سوی عروس و خانواده‌اش، لحظه‌ای فرامی‌رسد که کوزه‌ای سفالی را می‌شکنند؛ نمادی از پایان زندگی جداگانه و آغاز یکی شدن.

نخستین نگاه رودررو

پس از پایان خطبه عقد است که عروس و داماد اجازه می‌یابند روبه‌روی یکدیگر بایستند. آنها نوشیدنی آیینی تهیه‌شده از خرمای حل‌شده در آب، زعفران و هل را می‌نوشند، به یکدیگر شیرینی تعارف می‌کنند و روحانی، با خواندن دعاهای پایانی، آنها را زن و شوهر اعلام می‌کند و عروس کمربند داماد را باز می‌کند.

اما این پایان مراسم نیست. یک هفته بعد، زوج جوان باید بار دیگر نزد روحانی بازگردند و تعمید را تکرار کنند تا پیوندشان از نظر دینی کامل شود.

در میان منداییانی که امروز در اروپا، استرالیا و آمریکای شمالی زندگی می‌کنند، دسترسی به رودخانه‌های مقدس ممکن نیست؛ از همین رو، همانند بسیاری از کلیساها، حوضچه‌های ویژه تعمید در کنار نیایشگاه‌ها ساخته شده است؛ اما در ایران و عراق، هرجا هنوز رودخانه‌ای مانند دجله، فرات و کارون جریان دارد، این آیین همچنان مانند گذشته، در آب روان برگزار می‌شود؛ گویی هزاران سال، در برابر صدای جاری آب، تغییر چندانی نکرده است.

بیشتر از فرهنگ و هنر