آمارهای رسمی و گزارشهایی که «سامانه مدیریت فروش و اکران سینما» منتشر کرده است گویای آن است که سینمای ایران در ماههای اخیر با یکی از شدیدترین دورههای رکود و افت مخاطب در دوران پس از همهگیری کرونا مواجه شده است.
اگرچه در برخی مقاطع کوتاه، اکران چند فیلم پرفروش توانست گیشه را تا حدودی احیا کند، اما روند کلی بهار و آغاز تابستان ۱۴۰۵ نسبت به مدت مشابه سال گذشته نزولی بوده است. بر اساس گزارشها، در خرداد ۱۴۰۵ تعداد مخاطبان سینما نسبت به خرداد سال قبل بیش از ۶۳ درصد کاهش یافته و میزان فروش نیز نزدیک به ۴۰ درصد افت کرده است؛ افتی بیسابقه که یکی از شدیدترین دورههای کاهش مخاطب را رقم زده و تنها با دورران شیوع کرونا قابل مقایسه است.
همچنین آمارهای هفتگی فروش نشان میدهد تعداد مخاطبان در هفتههای متوالی روندی نزولی داشته و فروش گیشه نیز از بیش از ۳۶ میلیارد تومان به حدود ۳۱ میلیارد تومان کاهش یافته است. این ارقام بیانگر آن است که حتی به رغم افزایش قیمت بلیت، درآمد سینماها نتوانسته افت تعداد تماشاگران را جبران کند.
دلایل کاهش مخاطب؛ از اقتصاد خانوار تا تولیدات تکراری
کارشناسان سینما مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و محتوایی را در کاهش استقبال مردم از سالنهای سینما مؤثر میدانند. مهمترین عامل، کاهش قدرت خرید خانوارها است. در شرایطی که هزینههای معیشتی بخش عمده درآمد خانوادهها را به خود اختصاص داده، هزینههای فرهنگی و تفریحی از نخستین مواردی است که از سبد مصرف حذف میشود. در چنین وضعیتی بسیاری از خانوادهها ترجیح میدهند هزینه یک یا دو بلیت سینما را صرف نیازهای ضروریتر کنند.
برای مثال، قیمت بلیط سینما در سالنهای موسوم به پردیس در سانسهای شبانه به ۳۶۰ هزار تومان رسیده است که نشان میدهد یک خانواده چهار نفره برای دیدن یک فیلم، بدون در نظر گرفتن هزینههای رفت و آمد و احتمال خرید تنقلات، به تنهایی حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان باید پرداخت کنند. هرچند اهالی سینما به طعنه میگویند در شرایطی که قیمت یک ساندویچ یا پیتزا برای دو نفر در بهترین حالت کمتر از یک میلیون تومان نمیشود، بهانه گرانی بلیط چندان موجه نیست؛ موضوعی که نشان میدهد مسأله در واقع کاهش توان اقتصادی مردم نیست و باید دلایل عمیقتری را در این باره جستوجو کرد.
منتقدان معتقدند باید به عامل مهمی چون یکنواختی سبد اکران بیشتر پرداخته شود. طی سالهای اخیر سهم عمده فروش سینما به فیلمهای کمدی اختصاص یافته و همین مسأله باعث شده تنوع موضوع و سبک کاهش یابد. بسیاری از کارشناسان معتقدند تکرار فرمولهای مشابه در تولید آثار کمدی، بخشی از مخاطبان را خسته کرده و انگیزه حضور در سالنهای سینما را کاهش داده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
از سوی دیگر، تحولات اجتماعی و فضای عمومی کشور نیز بر رفتار فرهنگی مخاطبان تاثیر گذاشته است. برخی تحلیلگران معتقدند کاهش نشاط اجتماعی، نااطمینانی اقتصادی و تغییر اولویتهای مردم موجب شده سینما دیگر مانند گذشته در صدر انتخابهای تفریحی خانوادهها قرار نگیرد.
موضوع تنها وابسته به سال جاری نیست، چراکه در سال ۱۴۰۴ نیز سیر نزولی فروش بحرانی جدی برای اقتصاد سینما به ویژه سالنداران پدید آورد. گزارشهای رسمی، کاهش حدود ۲۰ درصدی تعداد مخاطبان در هشت ماه نخست سال ۱۴۰۴ نسبت به مدت مشابه سال قبل را تایید میکنند، آن هم در ماههایی که به طور سنتی دوران رونق سینما به شمار میروند. این آمار نشان میدهد روند افت مخاطب از سال گذشته آغاز شده و در سال جاری نیز ادامه یافته است.
شبکه نمایش خانگی؛ رقیبی جدی برای گیشه
یکی دیگر از مهمترین عوامل کاهش فروش سینما، رشد چشمگیر شبکه نمایش خانگی و سامانههای پخش آنلاین است. طی سالهای اخیر این سامانهها با سرمایهگذاری گسترده، تولید سریالهای پرمخاطب و عرضه سریع آثار سینمایی، توانستهاند بخش قابل توجهی از مخاطبان سینما را جذب کنند.
امروز بسیاری از خانوادهها ترجیح میدهند با پرداخت هزینه اشتراک ماهانه، به مجموعهای متنوع از فیلمها و سریالهای داخلی و خارجی دسترسی داشته باشند؛ گزینهای که از نظر اقتصادی نیز در بسیاری موارد بهصرفهتر از مراجعه خانوادگی به سینماست. افزون بر این، امکانات فنی تلویزیونهای خانگی، سهولت دسترسی و امکان تماشای محتوا در هر زمان، مزیت رقابتی قابل توجهی برای شبکه نمایش خانگی ایجاد کرده است.
کارشناسان معتقدند اگرچه نمایش خانگی به تنهایی عامل افت سینما نیست، اما در کنار کاهش قدرت خرید، ضعف تنوع آثار و تغییر شیوه مصرف فرهنگی، سهم قابل توجهی در کاهش مخاطبان سالنهای سینما داشته است. در چنین شرایطی، سینما برای حفظ جایگاه خود ناگزیر به تولید آثار متفاوت، ارتقای کیفیت تجربه تماشای فیلم و بازتعریف مزیت رقابتی خود در برابر سامانههای پخش آنلاین است.
برخی کارشناسان و فعالان سینما یادآور میشوند فضای سیاسی کشور، به ویژه طی دو سال اخیر که بازهای از اعتراضات خیابانی و سرکوب گسترده معترضان تا وقوع دو جنگ را دربر میگیرد، تاثیر مستقیم و ملموسی بر این صنعت داشته است.
قهر مخاطبان با سینمای زیر سیطره سانسور و کنارهگیری شماری از چهرهها از فعالیتهای سینمایی، چه در حمایت از معترضان و چه به دلیل ممنوع الکاری، پیامد سنگینی داشته است؛ این عوامل سبب شده تا طیف بزرگی از مخاطبان همیشگی سینما به این باور برسند که آنچه امروز بر پردههای سینما نمایش داده میشود جز از مسیر همراهی با دستگاه سانسور و سیاستهای فرهنگی حاکمیت امکان نمایش نمییابد.
دوقطبی تشدیدشده تعاریفی چون هنرمند مردمی در برابر هنرمندان حاکمیتی نیز، که حاصل دفاع علنی برخی سینماگران از حاکمیت در قبال سرکوب معترضان بود، عامل دیگری است که سبب شده سینما بخشی از مخاطبان وفادار خود را از اعتراضات ۱۴۰۱ تا امروز به مرور از دست بدهد؛ قهری که اثر مستقیم آن به روشنی در وضعیت گیشهها نمود یافته است و حتی فیلمهای پرستاره سالهای اخیر نتوانستهاند این مخاطبان را با سالن سینما آشتی دهند.
پیامدهای اقتصادی؛ خطر تعطیلی سینماها همچنان جدی است
ادامه روند کاهش فروش، پیامدهای اقتصادی گستردهای برای صنعت سینما به همراه دارد. کاهش درآمد گیشه تنها صاحبان و دستاندرکاران فیلمها را متضرر نمیکند، بلکه زنجیرهای از مشاغل وابسته شامل سینماداران، پخشکنندگان، دفاتر تبلیغاتی، نیروهای فنی، کارکنان سالنها و سرمایهگذاران را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
بخش قابل توجهی از سینماهای کشور، بهویژه سینماهای تکسالنه در شهرهای کوچک، هزینههای ثابت بالایی دارند و ادامه فعالیت آنها به میزان فروش روزانه وابسته است. افت مداوم تعداد مخاطبان سودآوری این سالنها را از بین میبرد و خطر تعطیلی یا کاهش فعالیت آنها را افزایش میدهد؛ اتفاقی که اگر تداوم یابد، دسترسی بخشهایی از جامعه به اماکن فرهنگی را نیز محدود خواهد کرد.
بر اساس دادههای منتشرشده، تعداد کل سینماهای فعال کشور به ۳۲۵ باب رسیده که در مجموع ۹۴۸ سالن نمایش فیلم را در خود جای دادهاند. این سالنها رویهمرفته ۱۶۵ هزار و ۲۰۶ صندلی برای مخاطبان سینما فراهم کردهاند. اگرچه این رقم نسبت به دهههای گذشته رشد قابل توجهی داشته، اما همچنان از مرز نمادین هزار سالن عبور نکرده است؛ عددی که در گفتگوهای مسئولان سینمایی کشور بارها به عنوان یک هدف میانمدت مطرح شده است.
سرانه سالن سینما در ایران، به رغم ساخته شدن پردیسهای چندسالنه جدید، همچنان در سایه تعطیلی سینماهای قدیمی فاصله چشمگیری با استانداردهای جهانی دارد؛ فاصلهای نزدیک به هشت برابر که جدای از افت مشهود کیفیت صدا و تصویردر سالنهای فرسوده، بحرانی زیرساختی را نشان میدهد. با احتساب جمعیت حدود ۹۰ میلیون نفری ایران، به ازای هر ۹۵ هزار نفر تنها یک سالن سینما وجود دارد. این نرخ رسمی در قیاس با میانگین استاندارد جهانیِ یک سالن سینما به ازای هر ۱۰ هزار نفر شکاف ایجاد شده را نمایان میکند.
در ماههای گذشته، سیاستهایی برای افزایش مراجعه مردم به سینما اجرا شد، از جمله برگزاری برخی رویدادهای جانبی و حتی پخش مسابقات مهم ورزشی، مانند رقابتهای جام جهانی فوتبال در سالنهای سینما. هرچند این برنامهها در مقاطعی باعث افزایش موقت مراجعه مخاطبان شد، اما نتوانست روند نزولی فروش را متوقف یا خسارت ناشی از افت مستمر گیشه را جبران کند. رویدادهای اخیر نشان دادند که رونق پایدار سینما تنها با برنامههای مقطعی حاصل نمیشود و نیازمند اصلاح سیاستهای تولید، اکران، تنوعبخشی به آثار و افزایش اعتماد مخاطبان است.

