در شهرهای جنوبی ایران، جایی که اقتصاد و زندگی روزمره دههها با بنادر، تجارت دریایی و گردشگری گره خورده بود، اکنون ماهها است که زندگی بیش از هر چیز با احساس اضطراب، نبود اطمینان و بلاتکلیفی توصیف میشود. تداوم حملات آمریکا به بخشهایی از استانهای هرمزگان، بوشهر، خوزستان و سیستان و بلوچستان شکل زندگی روزمره مردم را تغییری اساسی داده و اضطراب و بلاتکلیفی جایگزین زندگی معمول مردم محلی شده است.
آسیب دیدن برخی زیرساختهای ارتباطی، زندگی هزاران خانواده و کسب و کار را تحت تأثیر قرار داده است و آنچه امروز بیش از هر چیز در گفتگو با ساکنان این مناطق شنیده میشود، نگرانی از آیندهای است که چگونگیاش بر هیچکس روشن نیست.
در کنار وارد آمدن خسارتهای مستقیم به این شهرها، روایتهای محلی از افزایش تردد در مسیرهای خروجی بندرعباس و تلاش برخی خانوادهها برای ترک موقت شهر حکایت دارد. اگرچه مقامهای مسئول آمار رسمی این جابهجاییها را منتشر نکردهاند، اما تصاویر و روایتهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی نشان میدهد شماری از مردم ترجیح میدهند تا روشن شدن وضعیت امنیتی شهر را ترک کنند.
همزمان، انتشار شایعات مختلف درباره احتمال گسترش درگیریها و حتی احتمال عملیات زمینی، فضای روانی جامعه را بیش از پیش ملتهب کرده است. فعالان اجتماعی معتقدند خودِ گردش شایعات، حتی اگر واقعیت نداشته باشد، بر تصمیمگیری شهروندان تأثیر میگذارد و شماری از خانوارها به دلیل احساس ترس از تشدید درگیریها و نیز به سبب فروپاشی ساختار اقتصادی و کسب و کارهای محلی، راهی جز خروج از شهر ندارند.
یکی از کسبه قدیمی بندرعباس در گفتگو با خبرنگار ایندیپندنت فارسی میگوید، مشکل بزرگ تخریب راهها و پلهای مراسلاتی نگرانی از محبوس شدن در شهر حین درگیری را افزایش داده است. این شهروند در خصوص وضعیت کسب و کارهای محلی نیز گفت: «مردم دیگر نمیپرسند امروز کار هست یا نه؛ سؤال اصلی این است که آیا اصلا هفته آینده میشود اینجا زندگی عادی داشت یا نه.»
این احساس نااطمینانی باعث شده بسیاری از صاحبان مشاغل کوچک، حتی بی آنکه محل کسبشان آسیب دیده باشد، فعالیتشان را متوقف یا محدود کنند. از سوی دیگر، تخریب گسترده اسکلهها و گمرکات در شهرهای جنوبی ایران، به ویژه در شهرهای ساحلی، شرکتهای خصوصی و نیمهخصوصی را ناچار کرده، به دلیل توقف فعالیتها، دست به تعدیل گسترده نیروهای بومی در دفاتر جنوب خود بزنند.
اعلام رسمی کاهش ۸۰ درصدی آگهیهای استخدام، تصویری روشن از بحران اشتغال ناشی از وضعیت جنگی در استانهای جنوبی به دست میدهد. این امر موجب شده نه تنها امیدی به بازگشت شرایط پیشین نباشد، بلکه احیای فعالیتهای اداری و اقتصادی در شهرهای آسیبدیده به نحوی که زمینه جذب دوباره نیروهای بیکار و تعدیلشده را فراهم کند بعید به نظر برسد. به همین سبب بلاتکلیفی روانی و اقتصادی به فشاری مضاعف بر زیست مردم در این مناطق بدل شده است.
در شهرهای صنعتیتر مانند ماهشهر، عسلویه و اهواز نیز دستور تعطیلی سایتهای صنعتی و انرژی به توقف همکاری با نیروهای ساعتی و قراردادی منجر شده است؛ نیروهای اغلب بومی که حالا به فهرست بیکاران این شهرها افزوده شدهاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
رکودی فراتر از بنادر و صنایع دریایی
در نگاه نخست شاید تصور شود آسیبها تنها متوجه صنایع دریایی، حملونقل دریایی یا تأسیسات ساحلی باشد، اما واقعیت اقتصادی شهرهای جنوب ایران پیچیدهتر از این است. آسیب دیدن راههای ارتباطی و پلهای مواصلاتی، زنجیره تأمین کالا، حملونقل مسافر و دسترسی روزانه به بازارها را نیز مختل کرده است. در چنین شرایطی، بسیاری از مشاغل خدماتی، فروشگاهها، رستورانها، کارگاههای کوچک، رانندگان، بازارهای محلی و کسب و کارهای روزمزد نیز با کاهش شدید فعالیت یا تعطیلی روبهرو شدهاند.
در بسیاری از مشاغل و کسب و کارهای تجاری امکان تأمین اجناس متوقف شده است و از سوی دیگر توقف کامل ورود مسافر به این شهرها، که جزو مقاصد مهم گردشگریاند، بازارها را به ورطه رکود و تعطیلی کشانده است.
کارشناسان اقتصادی معتقدند در اقتصادهای محلی، تعطیلی زیرساختهای ارتباطی تنها یک بخش خاص را متوقف نمیکند، بلکه اثر آن به سرعت به کل شبکه اقتصادی شهر سرایت میکند. به همین دلیل، حتی مشاغلی که هیچ ارتباط مستقیمی با دریا ندارند نیز از کاهش مشتری، اختلال در تأمین کالا و افت شدید درآمد آسیب میبینند.
گزارشهای رسمی نیز از وارد آمدن خسارت به چندین پل و مسیر ارتباطی در استان هرمزگان حکایت دارد؛ موضوعی که بازگشت جریان عادی تجارت و حملونقل را با دشواری روبهرو کرده است.
گردشگری؛ صنعتی که آینده آن نامعلوم است
بندرعباس، قشم، بوشهر، هرمز و بسیاری از شهرهای ساحلی جنوب، طی سالهای گذشته مقصد میلیونها گردشگر داخلی بودهاند. هزاران خانوار از محل اجاره اقامتگاه، رستوران، بازارهای محلی، صنایع دستی، حملونقل گردشگران و خدمات تفریحی امرار معاش میکردند.
اکنون اما فعالان این حوزه میگویند حتی اگر درگیریها در آینده نزدیک متوقف شود، بازگشت گردشگران به این مناطق فرایندی زمانبر خواهد بود، به ویژه آنکه حتی پیش از دور جدید حملات، اعلام رسمی مراکز آماری حاکی از آن بود که طی جنگ ۳۸روزه مناطق گردشگری ایران افت ۹۷ درصدی بازدیدها را ثبت کرده و آمار پذیرش مراکز اقامتی نیز کاهش ۸۰ درصدی داشته است و بیش از ۲۸ هزار میلیارد تومان به کل گردشگری کشور خسارت وارد شده. سهم شهرهای جنوبی ایران از این خسارت آنجایی مشخص میشود که بدانیم در مجموع حملات جنگ ۳۸روزه و دور تازه هشت روز اخیر آن دستکم ۱۱ مرکز گردشگری هرمزگان تخریب شدهاند.
کاهش ورود مسافر تنها به معنای کاهش درآمد هتلها نیست؛ این وضعیت صدها شغل وابسته را نیز تحت تأثیر قرار میدهد؛ از رانندگان تاکسی گرفته تا فروشندگان صنایع دستی، کافهها، مراکز تفریحی، بازارهای سنتی و حتی تولیدکنندگان مواد غذایی بومی.
برای مثال، جزیره هنگام در قشم، که از مقاصد محبوب گردشگری است، به طور کامل اقتصادی وابسته به حضور مسافران دارد و حملات هوایی اخیر به این جزیره تا مدتها نام این محدوده جذاب و زیبا را از فهرست مقاصد گردشگری مسافران داخلی و خارجی حذف خواهد کرد. هرمز، قشم و کیش نیز به همین وضعیت دچارند و کوچهها و معابری که در ماههای ابتدایی سال مملو از مسافر بود و بازارها در اوج رونق بودند با سوتوکوری زیر آتش حملات هوایی شکلی دیگر به خود گرفتهاند.
بلاتکلیفی اقتصادی؛ وقتی چشمانداز روشنی وجود ندارد
در کنار خسارتهای فیزیکی، شاید مهمترین مسأله برای صاحبان کسب و کار، نبودِ تصویر روشنی از آینده باشد. تخریب زیرساختهای جادهای و فرودگاهی نیز بر تشدید احساس ناامیدی از آینده تأثیر مستقیم دارد و بومیان که اقتصادی وابسته به حضور مسافران دارند احساس میکنند حتی با توقف حملات هوایی زمانی طولانی برای بازگشت شرایط به دوران رونق لازم است که تابآوری اقتصادی اکثر مشاغل برای این مدت کافی نیست.
در این میان سکوت مقامهای دولتی در خصوص نحوه جبران خسارت و شیوه تأمین معیشت افراد، مانند صیادان و لنجداران که کاملا آسیب اقتصادی دیدهاند، بیش از پیش دورنمای اقتصادی مناطق تحت حمله را بحرانی کرده است.
تا این لحظه برنامه جامعی درباره نحوه جبران خسارت واحدهای اقتصادی آسیبدیده، پرداخت غرامت، معافیتهای مالیاتی یا حمایت از کسب و کارهای کوچک رسما اعلام نشده است. همین موضوع باعث شده بسیاری از فعالان اقتصادی ندانند آیا باید برای بازسازی سرمایهگذاری کنند یا در انتظار تصمیمهای بعدی بمانند.
اقتصاددانان بارها تأکید کردهاند که در شرایط بحران، سرعت اطلاعرسانی دولت درباره سازوکارهای حمایتی به اندازه منابع مالی اهمیت دارد، زیرا نبود اطلاعات، نااطمینانی را تشدید میکند و تصمیمگیری فعالان اقتصادی را به تعویق میاندازد.
قطع دسترسی به حداقل نیازهای زیستن
مشکل بزرگی که بخشهای زیادی از مناطق تحت درگیری را در بر گرفته موضوع تخریب تأسیسات برق، آب و ارتباطات است. خاموشیهای چندساعته در خوزستان، بوشهر، بندرعباس و سیستان و بلوچستان در کنار اعلام رسمی تخریب تأسیسات آب شیرینکن که به قطع آب شرب بیست روستاهای منطقه ٰمنجر شده است بخشی از مشکل است.
تخریب دکلهای ارتباطاتی و مخابراتی نه تنها امکان تماس شهروندان را مختل کرده است که نبود دسترسی به اینترنت و اخبار زمانی بحرانی میشود که بدانیم ساکنان این مناطق معتقدند صداوسیما خود عامل تشدید اضطراب عمومی است.
کارشناسان طی مدت جنگ ۳۸روزه و حملات یک هفته اخیر بارها به این موضوع اشاره کرده و هشدار دادهاند که فضای رسانهای رسمی نیز بر این احساس بلاتکلیفی میافزاید. در روزهای گذشته برخی برنامهها و تحلیلهای کارشناسان صداوسیما با تمرکز بر سناریوهای احتمالی گسترش درگیری، نگرانیها را افزایش داده است. در فضای مجازی نیز انتشار گسترده اخبار تأییدنشده و شایعات، مرز میان واقعیت و گمانهزنی را برای بسیاری از شهروندان مبهم کرده است.
در یکی از برنامههای صداوسیما کارشناس برنامه به صراحت با یادآوری اشغال خرمشهر در دوران جنگ با عراق میگوید حتی شاید جزایر و شهرهایی اشغال شوند که بعدها فرصت بازپسگیری آنها را خواهیم داشت.
هرچند تصاویر منتشرشده از شهرهای جنگزده نشان میدهد که میل به زندگی، در قالب تلاش برای حفظ ضرباهنگ روزمره، همچنان زنده است، اما نباید از یاد برد آنچه این روزها در جنوب ایران بیش از ویرانی ساختمانها و آسیب به زیرساختها به چشم میآید، فرسایش امید اجتماعی است. بسیاری از خانوادهها نه تنها نگران امنیت امروز، بلکه نگران آینده شغلی و درآمدی و امکان بازگشت زندگی عادی هستند.
در چنین فضایی، مهمترین مطالبه شهروندان صرفا پایان حملات نیست، بلکه ارائه تصویری روشن از آینده، برنامهای مشخص برای بازسازی اقتصاد محلی و حمایت مؤثر از هزاران کسب و کاری است که حیات آنها به ثبات، گردشگری، تجارت و رفتوآمد روزانه وابسته است. تا زمانی که این چشمانداز شکل نگیرد، اضطراب و بلاتکلیفی همچنان مهمترین واقعیت زندگی در شهرهای جنوبی ایران باقی خواهد ماند.

