گاهی قوانین ورزشی انگیزههایی ایجاد میکنند که تیمها را به رفتاری ظاهرا غیرمنطقی، از جمله تلاش عمدی برای باخت، سوق میدهد. به نوشته بیبیسی فیوچر، یکی از مشهورترین نمونهها، دیدار باربادوس و گرانادا در مرحله انتخابی جام کارائیب ۱۹۹۴ بود.
باربادوس تا دقیقه ۸۳ با نتیجه ۲ بر صفر پیش بود، اما گرانادا یکی از گلها را جبران کرد. کمی بعد، تری سیلی، مدافع باربادوس، بهعمد توپ را وارد دروازه خودی کرد تا نتیجه ۲ بر ۲ شود. پس از آن، بازیکنان گرانادا نیز تلاش کردند به خودشان گل بزنند، اما باربادوسیها از دروازه گرانادا دفاع کردند. گرانادا سپس کوشید در دروازه باربادوس گل بزند، اما باز هم با دفاع حریف مواجه شد. در نتیجه، باربادوس تا پایان وقت قانونی عملا از هر دو دروازه دفاع میکرد.
دلیل این رفتار به قوانین خاص مسابقات مربوط میشد. برگزارکنندگان برای جذابتر کردن مرحله انتخابی مقرر کرده بودند که هیچ مسابقهای مساوی تمام نشود و بازیهای مساوی به وقت اضافه بروند. همچنین قانون «گل طلایی» اعمال میشد که مسابقه را بلافاصله پایان میداد و ارزش آن معادل دو گل معمولی بود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در گروه انتخابی، پورتوریکو باربادوس را یک بر صفر شکست داده و مقابل گرانادا ۲ بر صفر باخته بود. باربادوس برای صعود باید گرانادا را با اختلاف حداقل دو گل شکست میداد. در نتیجه، زمانی که برتری ۲ بر صفر باربادوس به ۲ بر یک تبدیل شد، این تیم تصمیم گرفت بهجای تلاش برای زدن گل سوم در هفت دقیقه باقیمانده، بهعمد گل مساوی را وارد دروازه خود کند و بازی را به وقت اضافه بکشاند. به این ترتیب، ۳۰ دقیقه فرصت داشت تا گل طلایی، که دو گل محاسبه میشد، به ثمر برساند.
گرانادا با درک این موضوع تلاش کرد به دروازه خود گل بزند، زیرا شکست با اختلاف یک گل همچنان برای صعود این تیم کافی بود. از سوی دیگر، گل زدن به باربادوس نیز پیروزی گرانادا را تضمین میکرد. باربادوس سرانجام در وقت اضافه گل طلایی را زد و طبق قوانین ۴ بر ۲ برنده شد و با تفاضل گل مثبت یک، بالاتر از گرانادا با تفاضل صفر قرار گرفت.
این ماجرا نمونهای از «مشوق معکوس» است: زمانی که تغییر قوانین باعث بروز رفتاری برخلاف هدف اولیه میشود. این پدیده گاهی «اثر کبرا» نامیده میشود. این اصطلاح از داستانی مربوط به دوران حکومت بریتانیا بر هند گرفته شده است. مقامهای دهلی برای کاهش تعداد مارهای کبرا بابت تحویل هر مار مرده جایزه تعیین کردند؛ اما برخی افراد برای کسب درآمد، شروع به پرورش کبرا کردند. پس از لغو جایزه، پرورشدهندگان مارها را آزاد کردند و تعداد کبراها افزایش پیدا کرد.
نمونههای مشابهی در ورزش نیز دیده شده است. در المپیک ۲۰۱۲، بازیکنان بدمینتون چین، کره جنوبی و اندونزی بهعمد برای باخت تلاش کردند تا در مراحل حذفی با قرعه آسانتری روبهرو شوند. در جام جهانی ۲۰۱۸ نیز شکست انگلیس مقابل بلژیک باعث شد این تیم در بخش آسانتر جدول حذفی قرار گیرد، هرچند مدرکی مبنی بر تلاش عمدی انگلیس برای باخت وجود ندارد.
در جام جهانی ۲۰۲۶ نیز تساوی ۳ بر ۳ اتریش و الجزایر باعث شکلگیری نظریههایی شد، زیرا هر دو تیم میدانستند تساوی میتواند آنها را به مرحله بعد برساند. هر دو تیم هرگونه توافق برای کسب تساوی را رد کردند.
در ورزش آمریکا نیز تیمهایی که نتایج ضعیفتری دارند معمولا شانس بیشتری برای انتخاب بازیکنان جدید دارند و این موضوع میتواند انگیزهای برای باخت عمدی ایجاد کند. لیگهای بزرگی مانند بسکتبال، بیسبال و هاکی آمریکا برای کاهش این انگیزه از سیستم قرعهکشی استفاده میکنند و بهجای واگذاری قطعی نخستین انتخاب به ضعیفترین تیم، شانس انتخاب اول را میان چند تیم توزیع میکنند.
این موضوع نشان میدهد اگر قوانین با دقت بررسی و طراحی نشوند، ممکن است حتی کسانی را که انتظار میرود منطقی رفتار کنند، به رفتارهای عجیب ترغیب کنند.

