دنیامالی و پرونده تازه فساد مالی؛ چمن ورزشگاه آزادی هم قربانی «مافیای چمن» شد

مسعود پزشکیان با وجود ده‌ها پرونده فساد مالی از دنیامالی، سکان وزارت ورزش و جوانان را به او سپرد

احمد دنیامالی-زمین خالی از چمن ورزشگاه آزادی-تیرماه ۱۴۰۵-مهر

انتشار تصاویر جمع‌آوری کامل چمن ورزشگاه آزادی، آن هم در حالی که بازسازی این مجموعه پس از حدود پنج سال همچنان به پایان نرسیده است، موجی تازه از اعتراض‌ها را در فوتبال ایران برانگیخت؛ اعتراضی که این‌بار حتی به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، یعنی نهادی رسید که پیش‌تر نقش مهمی در رساندن احمد دنیامالی به وزارت ورزش و جوانان داشت.

ورزشگاه آزادی قرار است دست‌کم تا پایان سال ۱۴۰۵ از دسترس خارج باشد و استقلال و پرسپولیس نیز بار دیگر ناچار خواهند شد مسابقات خانگی خود را در ورزشگاه‌هایی بی‌کیفیت مانند «شهدای شهر قدس» برگزار کنند. همزمان، تصاویر منتشرشده نشان می‌دهند چمن اصلی ورزشگاه آزادی به‌طور کامل از زمین خارج شده است. چمنی که طی سالیان اخیر در معدود بازی‌هایی که در آزادی برگزار شد، تنها چمن استاندارد و باکیفیت فوتبال ایران بود.

اکنون پرسش اصلی این است که آیا چمن آزادی واقعا به مرحله‌ای رسیده بود که هیچ راهی جز تخریب کامل و کاشت مجدد آن وجود نداشت، یا مدیران وزارت ورزش و شرکت توسعه و تجهیز اماکن ورزشی بار دیگر با تعریف یک پروژه پرهزینه، زمینه انعقاد قراردادهایی تازه جهت دست‌یابی به سود شخصی و دریافت پورسانت‌های غیرقانونی را فراهم کرده‌اند؟

روح‌الله لک علی‌آبادی، سخنگوی فراکسیون ورزش مجلس، در واکنش به این ماجرا اعلام کرد که اگر چمن ورزشگاه آزادی از نظر فنی قابلیت استفاده داشته و بدون ضرورت کارشناسی تخریب شده باشد، این اقدام تنها یک اشتباه مدیریتی نیست و می‌تواند مصداق «تضییع بیت‌المال» باشد.

او با اشاره به هزینه‌های چند هزار میلیاردی پروژه‌های ورزشی گفت مردم حق دارند بدانند چنین تصمیم‌هایی بر چه اساسی گرفته شده‌اند و وعده داد تمامی قراردادها، گزارش‌های کارشناسی، دلایل فنی تعویض چمن و نحوه هزینه‌کرد منابع مالی بررسی شوند.

این موضع‌گیری از آن جهت اهمیت دارد که دنیامالی تا پیش از رسیدن به وزارت ورزش، نماینده مجلس بود و روابط نزدیکی با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، و شماری از نمایندگان داشت. او با حمایت همین مجموعه از مجلس به دولت مسعود پزشکیان رفت و رای اعتماد گرفت. اکنون حتی بخشی از همان مجلس نیز درباره عملکرد مجموعه تحت مدیریت او از احتمال «فاجعه مدیریتی» و تضییع منابع عمومی سخن می‌گوید.

پروژه‌ای که پس از پنج سال تمام نشد

بازسازی ورزشگاه آزادی از اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۰ آغاز شد، اما با وجود تعطیلی‌های طولانی، اختصاص بودجه‌های سنگین و واگذاری کل پروژه بازسازی از سال ۱۴۰۲ به قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا سپاه پاسداران، هنوز زمان مشخصی برای تکمیل نهایی آن وجود ندارد.

قرارگاه خاتم‌الانبیا طی دهه‌های گذشته یکی از اصلی‌ترین پیمانکاران پروژه‌های عمرانی جمهوری اسلامی بوده و نام آن بارها در پرونده‌های مربوط به فساد مالی، ترک تشریفات مناقصه، بازداشت مدیرانش، افزایش هزینه پروژه‌ها و تاخیرهای چندساله مطرح شده است.

همکاری وزارت ورزش، شرکت توسعه و تجهیز اماکن ورزشی و قرارگاه خاتم در ورزشگاه آزادی نیز تاکنون جز تعطیلی‌های مکرر، انتقال مسابقات پرسپولیس و استقلال به ورزشگاه‌های غیراستاندارد، اعلام زمان‌های متفاوت برای پایان بازسازی و همچنین نبود حتی یک ورزشگاه فوتبال استاندارد و بین‌المللی در ایران، نتیجه‌ای نداشته است.

اکنون تعویض کامل چمن نیز به فهرست اقدام‌های این پروژه اضافه شده است. در چنین شرایطی، مشخص نیست چرا تصمیم‌گیران پروژه به جای ترمیم بخش‌های آسیب‌دیده، اصلاح زه‌کشی یا استفاده از خزانه چمن، کل زمین را تخریب کرده‌اند.

اهمیت این پرسش زمانی بیشتر می‌شود که در سال‌های اخیر قراردادهای مربوط به تعویض و بازسازی زمین‌های چمن، بسته به ابعاد پروژه، با ارقامی از چند ده میلیارد تا بیش از ۱۰۰ میلیارد تومان منعقد شده‌اند. به همین دلیل، هر بار تخریب کامل چمن می‌تواند زمینه ایجاد قراردادی تازه و گردش مالی گسترده میان مدیران، پیمانکاران و واسطه‌ها را فراهم کند.

بازگشت دوباره «مافیای چمن»

ایندیپندنت فارسی پیش‌تر در چند گزارش از شکل‌گیری شبکه‌ای موسوم به «مافیای چمن» در وزارت ورزش، ادارات کل استانی، فدراسیون فوتبال و شرکت‌های پیمانکاری خبر داده بود؛ شبکه‌ای که بر اساس شهادت برخی از مدیران اسبق وزارت ورزش و جوانان ایران، از تخریب یا نگهداری نامناسب زمین‌های فوتبال برای تعریف پروژه‌های پرهزینه و دریافت پورسانت استفاده می‌کند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

یکی از مدیران اسبق وزارت ورزش، مهرماه ۱۴۰۴ به ایندیپندنت فارسی گفته بود که تخریب مکرر زمین‌های فوتبال نمی‌تواند صرفا نتیجه بی‌تجربگی یا ضعف فنی باشد. او پرسیده بود چگونه ممکن است چمن ورزشگاه‌ها برای چند سال پیاپی درست در آستانه آغاز لیگ برتر از بین برود و سپس مدیران برای ترمیم آن‌ها بودجه‌های چند ده میلیارد تومانی دریافت کنند؟

در همان گزارش، افشاگری‌هایی درباره نقش علی جوادی، چهره نزدیک به دنیامالی و مدیرکل برکنارشده اداره ورزش و جوانان استان تهران، در دریافت پورسانت از پیمانکاران مطرح شده بود. همچنین نام داوود رفعتی، نماینده مهدی تاج و دبیر کارگروه استانداردسازی ورزشگاه‌ها، در رسانه‌های داخلی با عنوان‌هایی مانند «دلال چمن» مطرح شد.

وضعیت ورزشگاه تختی تهران نمونه‌ای روشن از این الگو بود. چمن این ورزشگاه از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۶، یعنی حدود ۱۳ سال، با استفاده از خزانه مناسب و نگهداری معمول، بدون مشکل جدی مورد استفاده قرار گرفت. اما از سال ۱۳۹۶ با کاشت چمن گرمسیری در بخشی از زمین، برگزاری مناقصه‌های پرابهام و واگذاری‌های مکرر، کیفیت آن به‌تدریج از بین رفت.

در سال ۱۴۰۴ نیز مدیران ورزش تهران پیش از آغاز مسابقات، بارها از آماده بودن ورزشگاه تختی سخن گفتند، اما تنها پس از برگزاری نخستین مسابقه لیگ، وضعیت فاجعه‌بار چمن، سکوها، رختکن‌ها و تاسیسات این ورزشگاه آشکار شد. پس از آن نیز مسئولان به‌سرعت از آغاز یک پروژه تازه بازسازی خبر دادند.

مشابه این وضعیت در ورزشگاه‌های یادگار امام تبریز، بنیان‌دیزل، پارس شیراز، امام رضای مشهد، فولادشهر، نقش‌جهان، سیروس قایقران، تختی خرم‌آباد و ورزشگاه‌های سیرجان، اراک، قزوین، اهواز و رفسنجان مشاهده شد. در بسیاری از این مجموعه‌ها، چمن‌های تازه‌کاشته‌شده تنها پس از چند مسابقه از بین رفتند، سطح زمین نشست کرد یا سیستم آبیاری و زه‌کشی از کار افتاد.

بازویی به نام شرکت توسعه و تجهیز

ریشه بسیاری از این پروژه‌ها به شرکت توسعه و نگهداری اماکن ورزشی بازمی‌گردد؛ شرکتی زیرمجموعه وزارت ورزش که تقریبا تمامی ورزشگاه‌ها و مجموعه‌های بزرگ دولتی را در اختیار دارد و قراردادهای مربوط به ساخت، بازسازی، نگهداری و تجهیز آن‌ها را منعقد می‌کند.

مدیریت این شرکت در اختیار محمدعلی ثابت‌قدم، از مدیران نزدیک به احمد دنیامالی و از همشهریان او، قرار دارد. تمرکز گسترده اختیارات و بودجه‌ها در این شرکت، در کنار نبود شفافیت عمومی درباره مبلغ قراردادها، اسامی پیمانکاران، شیوه انتخاب شرکت‌ها و گزارش‌های فنی، زمینه‌ای مناسب برای شکل‌گیری شبکه‌های رانتی فراهم کرده است.

روح‌الله لک علی‌آبادی نیز در اظهارات اخیر خود به نمونه‌ای اشاره کرد که در حوزه انتخابیه‌اش، ورزشگاهی پیش از تکمیل و بدون امکان بهره‌برداری از سوی شرکت توسعه و تجهیز افتتاح شد، اما اکنون نه ورزشکاران می‌توانند از آن استفاده کنند و نه پروژه تکمیل شده است؛ در حالی که هزینه نگهداری و استهلاک آن همچنان از منابع عمومی پرداخت می‌شود.

این نمونه، شباهت زیادی به سرنوشت ورزشگاه آزادی دارد. پروژه‌ای که هر بار بخشی از آن افتتاح یا آماده بهره‌برداری اعلام می‌شود، اما پس از مدت کوتاهی بار دیگر تعطیل و وارد مرحله‌ای تازه از بازسازی می‌شود.

دنیامالی؛ از پرونده‌های شهرداری تا وزارت ورزش

نام احمد دنیامالی پیش از ورود به وزارت ورزش نیز با پرونده‌های متعدد مالی و مدیریتی گره خورده بود. او در دوره حضور در شهرداری تهران، شورای شهر، فدراسیون قایقرانی و سازمان‌های دولتی با اتهام‌هایی درباره قراردادهای غیرشفاف، تصرف غیرقانونی اموال دولتی، هدررفت منابع و سوءاستفاده مالی روبه‌رو شد.

به‌طور مثال دنیامالی در دوران معاونت عمرانی شهرداری تهران تحت مدیریت قالیباف در پروژه‌هایی مانند برج میلاد، تونل توحید، تونل رسالت، تونل نیایش و مجموعه «هزار و یک شهر» نقش داشت، که درباره هزینه‌ها و نحوه واگذاری قراردادهای هریک از این پروژه‌ها، پرونده‌های مالی فراوانی در قوه قضاییه جمهوری اسلامی تشکیل شد.

او همچنین در سال ۱۳۹۱ از ریاست فدراسیون قایقرانی برکنار شد و وزارت ورزش وقت، اتهام‌هایی از جمله تصرف غیرقانونی اموال دولتی و تخلفات مالی را علیه او مطرح کرد. با این حال، دنیامالی در سال‌های بعد بار دیگر به مناصب حکومتی بازگشت و درنهایت به وزارت ورزش رسید.

اکنون تخریب چمن ورزشگاه آزادی نه یک اتفاق منفرد، بلکه حلقه‌ای تازه در زنجیره‌ای از پروژه‌های طولانی، پرهزینه و غیرشفاف در دوران وزارت او محسوب می‌شود. مجلس وعده داده است قراردادها و دلایل فنی این تصمیم را بررسی کند، اما تجربه پرونده‌های پیشین نشان می‌دهد بسیاری از این تحقیقات پس از فروکش کردن اعتراض‌ها، به دلیل ارتباطات گسترده این مدیران با بدنه حاکمیتی و امنیتی جمهوری اسلامی، بدون اعلام نتیجه مشخص کنار گذاشته می‌شوند.

بیشتر از فوتبال