صدور حکم اخراج برای شماری از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف بار دیگر موضوع برخورد با فعالان دانشجویی و وضعیت آزادی در دانشگاههای ایران را به صدر اخبار بازگرداند.
در شرایطی که دولت چهاردهم از زمان آغاز به کار بر بازنگری در پروندههای انضباطی، بازگرداندن دانشجویان محروم از تحصیل به دانشگاه و پایان دادن به روند پروندهسازی برای دانشجویان تاکید کرده بود، انتشار خبر صدور حکم اخراج برای دستکم شش دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف نشان میدهد برخوردهای انضباطی با دانشجویان معترض تشدید شده است.
بر اساس گزارشی که خبرگزاری فارس منتشر کرده است، کمیته انضباطی دانشگاه صنعتی شریف در احکام بدوی جداگانه، شش دانشجو را به دلیل «نقشآفرینی در ناآرامیها، برگزاری و هدایت تجمعات غیرقانونی، فعالیت علیه نظام و تخلفات انضباطی» به اخراج از دانشگاه محکوم کرده است.
همزمان تشکلهای دانشجویی و نهادهای مدافع حقوق دانشجویان نیز گزارشهایی منتشر کردهاند که از محرومیتهای آموزشی و محدودیتهای گسترده برای دانشجویان شرکتکننده در اعتراضات اخیر حکایت دارد. این در شرایطی روی میدهد که یکی از وعدههای اصلی دولت چهاردهم در حوزه آموزش عالی، پایان دادن به روند برخوردهای سیاسی با دانشجویان و بازگشت افراد محروم از تحصیل به دانشگاهها بود.
جدای از احکام صادرشده برای شش دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، گزارشها حاکی از آن است که بیش از ۲۰ دانشجو در همین دانشگاه یک تا سه ترم تعلیق شدهاند. همچنین دسترسی حدود ۲۵ دانشجوی دانشگاه شهید بهشتی به سامانههای آموزشی مسدود شده است و گروههای دانشجویی در دانشگاه تهران فاش کردهاند برای بیش از صد دانشجوی این دانشگاه و دانشگاه علموصنعت پرونده انضباطی تشکیل شده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
وعدههای دولت چهاردهم و واقعیت احکام جدید
از نخستین روزهای آغاز به کار دولت چهاردهم، مسعود پزشکیان و برخی اعضای کابینه بر ضرورت بازنگری در پروندههای دانشجویان و استادان اخراجی تاکید کردند. رئیس دولت چهاردهم در مراسم معارفه وزیر علوم خواستار بازگرداندن دانشجویان و استادانی شد که در سالهای گذشته از دانشگاهها محروم شده بودند. وزیر علوم نیز در ماههای نخست فعالیت دولت از بررسی پروندههای انضباطی و تلاش برای رفع محرومیتهای آموزشی خبر داد.
جریان های دانشجویی منتقد چندان به این موضع خوشبین نبودند، بهویژه آنکه طی سالهای گذشته صدها دانشجو با احکام تعلیق، محرومیت از تحصیل، تبعید آموزشی یا اخراج مواجه شده بودند. با این حال، گزارشهای منتشرشده در ماههای اخیر نشان میدهد این پروندهها همچنان تعیین تکلیف نشده و در مواردی نیز احکام جدیدی علیه دانشجویان صادر شده است.
صدور حکم اخراج برای دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف از این منظر اهمیت دارد که این دانشگاه در سالهای اخیر یکی از مهمترین کانونهای اعتراضات بوده است.
از سوی دیگر، برخی فعالان دانشجویی یادآور میشوند که وعده بازگشت دانشجویان محروم از تحصیل هنوز بهطور کامل محقق نشده و همچنان شماری از دانشجویان با محدودیتهای آموزشی یا پروندههای مفتوح انضباطی مواجهاند. در چنین شرایطی، خبر اخراج دانشجویان صنعتی شریف بار دیگر پرسشهایی را درباره میزان تحقق وعدههای دولت در حوزه دانشگاه مطرح کرد.
دانشگاه؛ یکی از مهمترین کانونهای اعتراضات سالهای اخیر
دانشگاههای ایران در دهههای گذشته همواره از مهمترین مراکز شکلگیری اعتراضات سیاسی و اجتماعی بودهاند، اما پس از اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ نقش دانشگاهها در تحولات سیاسی کشور بیش از پیش برجسته شد. بسیاری از تجمعات اعتراضی در دانشگاههای بزرگ از جمله صنعتی شریف، تهران، علامه طباطبایی، بهشتی، علم و صنعت و امیرکبیر شکل گرفت و دانشجویان در صف نخست اعتراضات قرار داشتند.
یکشنبه خونین دانشگاه صنعتی شریف در ۱۰ مهرماه ۱۴۰۱ که با هجوم نیروهای سرکوب و ضرب و شتم و بازداشت دانشجویان این دانشگاه همراه بود در روزها و هفتههای بعد بارها تکرار شد و در اعتراضات دی ماه ۱۴۰۴ نیز همین الگو در دستور کار قرار گرفت.
در پی این اعتراضات، موج گسترده بازداشت دانشجویان، احضار به نهادهای امنیتی و تشکیل پروندههای انضباطی آغاز شد. گزارشهای متعددی از صدور احکام تعلیق چندترمه، محرومیت از خوابگاه، ممنوعیت ورود به دانشگاه و حتی اخراج دانشجویان منتشر شد. بسیاری از این احکام با استناد به فعالیتهای دانشجویان در شبکههای اجتماعی یا مشارکت در تجمعات اعتراضی صادر شده بود.
همزمان، فضای دانشگاهها بیش از گذشته امنیتی شد. حضور نهادهای نظارتی و امنیتی در محیط دانشگاه، احضار فعالان دانشجویی، محدودیت برای تشکلهای مستقل و فشار بر انجمنهای دانشجویی از جمله موضوعاتی است که فعالان دانشگاهی بارها آن را مطرح کردند. منتقدان معتقدند که این روند موجب کاهش استقلال دانشگاهها و محدود شدن فعالیتهای صنفی و سیاسی دانشجویان شده است.
در واقع، هر موج اعتراضی تازه در دانشگاهها معمولا با بازداشت یا محرومیت دانشجویان همراه شده است. بسیاری از فعالان دانشگاهی معتقدند که صدور حکم اخراج برای دانشجویان صنعتی شریف در امتداد روندی است که در سالهای اخیر بارها تکرار شده است.
از دانشجویان ستارهدار تا اخراجهای امروز
موضوع محرومیت دانشجویان از تحصیل در ایران سابقهای طولانی دارد. یکی از شناختهشدهترین مصادیق این روند، پدیده «دانشجویان ستارهدار» است که از میانه دهه ۱۳۸۰ به یکی از مهمترین چالشهای دانشگاهی کشور تبدیل شد. در آن سالها شماری از دانشجویان به دلیل فعالیتهای سیاسی یا صنفی هنگام ثبتنام در مقاطع بالاتر با محدودیت مواجه شدند و عملا از ادامه تحصیل بازماندند.
اگرچه در دورههایی تلاش شد این روند متوقف شود، اما اعتراضات سالهای اخیر بار دیگر موضوع محرومیت دانشجویان از تحصیل را به یکی از مسائل اصلی دانشگاهها بدل کرده است. گزارشهای منتشرشده از دانشگاههای مختلف نشان میدهد که احکام تعلیق، تبعید آموزشی، ممنوعیت از تحصیل و اخراج همچنان بخشی از سازوکار برخورد با دانشجویان معترض است.
فعالان دانشگاهی معتقدند تغییر شکل محرومیتها، به معنای پایان یافتن محرومیتهای قبلی نیست. به گفته آنان، اگرچه اصطلاح «ستارهدار» کمتر از گذشته به کار میرود، اما احکام انضباطی سنگین و محدودیتهای آموزشی همان کارکرد را دارد و با آن میتوان مسیر تحصیلی دانشجویان را متوقف یا مختل کرد.
در اعتراضات سالهای ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، اعتراضات پس از کشته شدن مهسا امینی در سال ۱۴۰۱ و آخرین اعتراضات در دی ماه ۱۴۰۴ هربار با دانشجویان به مراتب سختتر از گذشته برخورد شده است و تلاش حاکمیت برای کنترل فضای دانشگاهها چه از طریق احضار و بازداشت دانشجویان و حضور نیروهای نظامی و امنیتی در محیط دانشگاه و چه با پروندهسازی و ایجاد درگیری میان دانشجویان معترض و نیروهای بسیج دانشجویی شدت یافته است.
غیرحضوری کردن دانشگاهها به بهانهها مختلف برای مدت طولانی پس از هر موج اعتراضی نشاندهنده آن است که هراس حاکمیت از اعتراضات دانشجویی شدت بیشتری گرفته است و نهاد حاکم بر این باور است که امکان کنترل دانشجویان در محیط دانشگاه را از دست داده است.
تصاویر درگیریهای خونین دانشجویان بسیجی با دانشجویان معترض در اعتراضات دی ماه نیز به شکل معناداری از سوی رسانههای نزدیک به حاکمیت پوشش داده شد تا از طریق این تصاویر امکان شناسایی دانشجویان معترض فراهم شود.
تهدید به برخورد با این افراد حتی از سطح نهادهای رسمی فراتر رفت و در شبکههای اجتماعی علنا صفحاتی با هدف دریافت اطلاعات درمورد هویت این دانشجویان ایجاد شد. در همین صفحات حامیان حکومت به شکل رسمی دانشجویان را تهدید جانی کردند که به گفته آنها علیه حاکمیت و رهبر پیشین جمهوری اسلامی اقدام کرده بودند.
موضوعی که نشان میدهد حساسیت حاکمیت در مورد فضای دانشگاهی و آموزشی ایران به مراتب بیش از گذشته امنیتی شده است. صدور احکام جدید علیه دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف نیز در چنین بستری قابل تحلیل است؛ مکانی که بخش قابل توجهی از منازعات سیاسی و اجتماعی کشور به آنجا منتقل شده و دانشجویان در بسیاری از موارد هزینه فعالیتهای اعتراضی خود را با محرومیتهای آموزشی و انضباطی پرداخت کردهاند.

