در میان هزاران روایت ناگفته از اعتراضات ملی دیماه ۱۴۰۴، نامهایی وجود دارند که ماهها به دلیل قطع گسترده اینترنت، فشار نهادهای امنیتی و نگرانی خانوادهها از بازداشت و آزار، در رسانهها منتشر نشدند. اکنون با گذشت بیش از پنج ماه از آن رویدادها، خانواده برخی از جانباختگان برای نخستین بار جزئیات سرنوشت عزیزانشان را در اختیار ایندیپندنت فارسی قرار دادهاند.
یکی از این جانباختگان، وهاب حقیقی، هنرمند و طبیعتگرد ۲۲ ساله ساکن تهران است؛ جوانی که به گفته اعضای خانواده و بر اساس ویدیوهای منتشرشده در صفحه اینستاگرامش، شیفته زندگی در دل طبیعت بود و روزهای بسیاری از سال را همراه دوستانش در جنگلهای هیرکانی شمال ایران سپری میکرد. او علاوه بر فعالیتهای هنری و نوازندگی، تورهای طبیعتگردی نیز برگزار میکرد و زندگیاش را به سفر، طبیعت و کشف زیباییهای ایران گره میزد، اما چند هفته پس از حضور در اعتراضات میدان انقلاب تهران جانش را از دست داد.
اعضای خانواده وهاب حقیقی به ایندیپندنت فارسی گفتند که او در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی در تجمعات اعتراضی حوالی میدان انقلاب حضور داشت. جایی که یکی از کانونهای اصلی اعتراضات در تهران بود و نیروهای امنیتی و نظامی برای متفرق کردن معترضان، علاوه بر تیراندازی با سلاحهای جنگی و ساچمهای، از حجم گسترده گاز اشکآور استفاده میکردند.
به گفته خانواده، وهاب پس از ساعتها حضور در خیابان با علائم شدید تنفسی به خانه بازگشت. آنان میگویند او از شب نوزدهم دی دچار سرفههای شدید، تنگی نفس و سپس التهاب ریه شد و این علائم نهتنها کاهش نیافت، بلکه در روزهای بعد وخیمتر شد.
یکی از نزدیکان او میگوید: «روز ۱۹ دی پدرش به او زنگ زد و گفت خیابانها خطرناک است و برگرد خانه. اما وهاب گفت اجازه بده کار را تمام کنیم.»
خانواده وهاب میگویند او پس از بازگشت به خانه تلاش کرد وخامت حالش را تاب بیاورد. به گفته آنان، فضای امنیتی حاکم بر تهران و حضور گسترده نیروهای حکومتی در مراکز درمانی و بیمارستانها باعث شده بود بسیاری از معترضان مجروح، ازجمله وهاب و خانوادهاش از مراجعه برای درمان واهمه داشته باشند.
نزدیکان وهاب همچنین به نقل از پزشکان بیمارستان امام خمینی تهران میگویند که به آنان گفته شده بود مواد بهکاررفته در گازهای اشکآور «صرفا گاز اشکآور معمولی نبوده و حاوی برخی مواد شیمیایی خطرناک» بوده است. ایندیپندنت فارسی امکان تایید مستقل این ادعاها را ندارد، اما خانواده وهاب معتقدند مشکلات تنفسی او از همان روزها آغاز شد و متوقف نشد.
به گفته آنان، حدود بیست روز پس از اعتراضات، وضعیت جسمی وهاب به حدی وخیم شد که دیگر امکان ادامه درمان خانگی وجود نداشت. او سرانجام در روزهای پایانی اسفند و اوایل فروردین به بیمارستان امام خمینی منتقل شد. اعضای خانواده میگویند پزشکان چندین بار او را جراحی کردند، اما روند درمان با عوارض متعدد همراه شد. در ادامه روند درمان نیز مری او آسیب دید و پزشکان نتوانستند جانش را نجات دهند. این جوان ۲۲ ساله سرانجام روز ۱۴ فروردین ۱۴۰۵ جان باخت؛ مرگی که در سکوت و بدون پوشش رسانهای رخ داد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
نزدیکانش میگویند وهاب بیش از هر چیز عاشق طبیعت بود. دوستانش نیز او را فردی آرام، خوشبرخورد و پرانرژی توصیف میکنند.
یکی از بستگانش میگوید: «اگر امروز از دوستان و همراهانش بپرسید، همه از لبخندهای همیشگی وهاب، از عشقش به طبیعت و از برنامههایی میگویند که برای آینده داشت. وهاب میخواست زندگی کند.»
اعتراضات ملی ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ از گستردهترین روزهای اعتراضات سراسری موسوم به انقلاب ملی ایرانیان بود. اعتراضاتی که در دهها شهر ایران برگزار شد و میلیونها نفر در آن مشارکت داشتند. تصاویر منتشرشده از آن روزها نشان میدهد که شعارهای «جاوید شاه» و «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» در بسیاری از شهرها و از سوی گروههای بزرگی از معترضان در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی سر داده میشد.
ابعاد انسانی سرکوب آن اعتراضات همچنان روشن نیست. نهادهای حقوق بشری، گروههای مدافع حقوق بشر و منابع مختلف از کشته شدن «هزاران تا دهها هزار» شهروند در جریان اعتراضات و سرکوبهای پس از آن خبر دادهاند. دونالد ترامپ، رئيسجمهوری آمریکا، و شاهزاده رضا پهلوی رهبر معترضان نیز شمار کشتهشدگان اعتراضات دیماه را «بیش از ۴۰ هزار تن» اعلام کردهاند.
در شرایطی که همچنان بسیاری از خانوادهها به دلیل نگرانیهای امنیتی و هرس از بازداشت، از رسانهای کردن نام و سرنوشت جانباختگان این اعتراضات خودداری میکنند، داستان وهاب حقیقی یکی ازاین روایتها است؛ جوانی که خانوادهاش میگویند برای آیندهای متفاوت به خیابان رفت، اما مدتی بعد، مانند بسیاری از معترضان دیگر، در سکوت و بی آنکه افکار عمومی باخبر شود جانش را از دست داد.

