روزنامه گاردین روز شنبه ششم ژوئن (شانزدهم خرداد) در گزارشی نوشت که جمهوری اسلامی خود را برای یک دوره «صلح پرتنش» در دوران پساجنگ آماده میکند، دورانی که با بحرانهای شدید اقتصادی و ساختاری، مانند ابرتورم، قطعی برق، رکود اقتصادی و نارضایتیهای گسترده اجتماعی همراه خواهد بود.
به گزارش گاردین، تحلیلگران معتقدند جنگ به تشدید مشکلاتی دامن زده که پیشتر نیز به اعتراضات گسترده منجر شده بود، مشکلاتی مانند فقر، تورم و بیکاری. اکنون نیز پس از پایان جنگ، احتمال بروز شکافهای داخلی و ناآرامی بالاست، چراکه اگرچه آینده اقتصاد ایران تا حد زیادی به لغو تحریمها و امکان دسترسی به سرمایه و فناوری خارجی وابسته است، اما حتی در صورت تحقق این گشایشها بعید است خسارتهای سنگین جنگ بهطور کامل جبران شود.
گاردین مینویسد در حالی که هنوز صلح بهطور کامل تضمین نشده، در درون ساختار قدرت درباره آینده ایران بحثهایی شکل گرفته است، اما حاکمان ایران بهوضوح در این اندیشهاند که پس از پایداری در جنگ، چگونه در دوران صلح نیز دوام آورند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
بر اساس این گزارش، بسیاری از امور به این بستگی دارد که آیا دونالد ترامپ واقعا حاضر است محاصره اقتصادی ایران را با کاهش تحریمها و رفع مسدودیت داراییها کاهش دهد یا نه؛ اما به گفته برخی ناظران، میزان این گشایش تنها بخش کوچکی از خسارت حدود ۲۷۰ میلیارد دلاری واردشده به اقتصاد، زیرساختها، مدارس، کارخانههای فولاد و پتروشیمی و مسکن را جبران خواهد کرد.
تحلیلگران اگرچه در استفاده از تعابیری مانند «فروپاشی اجتماعی» احتیاط میکنند، اما تاکید میکنند شرایطی که به اعتراضات خونین دیماه انجامید نهتنها برطرف نشده، بلکه تحت تاثیر جنگ وخیمتر هم شده است، زیرا افزون بر افزایش شدید قیمتها، محدودیت اینترنت نیز به بیکاری مستقیم یا غیرمستقیم دستکم دو میلیون نفر انجامیده است.
در بخشی از این گزارش آمده است: «انسجام نسبی کنونی در ایران ناشی از وجود یک عامل خارجی است، زیرا در مواجهه با بمباران و جنگ، نوعی همبستگی داخلی شکل گرفته است، اما همانطور که هگل میگوید، لحظه پیروزی یک جبهه،درست همان لحظه آغاز شکاف در درون آن است.
با توجه به این موضوع، اگر توافقی برای پایان جنگ حاصل شود، اقتصاد ایران وارد دوران صلحی خواهد شد که در آن تورم مواد غذایی به بالاترین سطح از جنگ جهانی دوم رسیده و کارشناسان سلامت درباره افزایش سوءتغذیه، پوکی استخوان و کوتاهقدی ناشی از حذف لبنیات از رژیم غذایی مردم هشدار دادهاند.»
گاردین به محدودیتهای اینترنت در ایران نیز پرداخت و نوشت همزمان با رفع تدریجی سانسور اینترنت، نشانههای فشار و سختی در جامعه در حال آشکار شدن است؛ تصمیمی آنچنان جنجالبرانگیز که حتی برخی جریانها در مجلس را به استیضاح وزیر ارتباطات واداشته است.
در عین حال، اگرچه بسیاری از بحثهای سیاسی داخلی بر سر مذاکره با آمریکا یا اختلافات پیچیده درباره میزان عقبنشینی ایران از حق فرضی غنیسازی اورانیوم متمرکز است، بسیاری معتقدند دستاورد واقعی جنگ ممکن است پایان دادن به «محدودیت اقتصادی» باشد، اما ارقامی که در میان است، به هیچ وجه جهش اقتصادی بزرگی نخواهد بود. در این زمینه برخی تحلیلگران میگویند که مسئله اصلی اقتصاد ایران، غلبه حکمرانی دستوری بر حکمرانی مبتنی بر قانون است؛ یعنی تصمیمها در بسیاری موارد نه بر اساس قواعد پایدار و شفاف، که بر اساس مصلحتهای کوتاهمدت و ملاحظات سیاسی گرفته میشوند.
در گزارش گاردین به فشارهای اجتماعی بر شهروندان ایران نیز اشاره و تاکید شده است که از زمان اعتراضات دیماه، سرکوبها بهشدت افزایش یافته، به طوری که حکومت با توسل به ابزارهایی مانند وضع قوانین جدید جاسوسی، مصادره اموال مخالفان، اعدامها و محکومیتهای بدون رسیدگی قضایی فشار بر مردم را تشدید کرده است. برای مثال، دستکم ۲۲ زندانی سیاسی در روزهای ۱۷ مارس تا ۲۷ آوریل اعدام شدند.
از سوی دیگر، نکته مهم این است که احتمال شکلگیری نوعی تکثر سیاسی بسیار ضعیف است و اکنون بهطرزی نامنتظره، به نظر میرسد ترامپ تمایل دارد با این وضعیت کنار بیاید. او این هفته گفت تماس خوبی با گروه لبنانی حزبالله مورد حمایت ایران داشته و از دیدار با خامنهای، رهبر جدید ایران، استقبال خواهد کرد. ترامپ گفت: «در برخی محافل، او شهرت خوبی دارد.»
اینها در حالی است که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و رهبری سیاسی ایران در فاصله میان جنگ ۱۲روزه پیشین و جنگ کنونی، نشان دادند تصمیم ندارند از مواضعشان عقبنشینی کنند.
گاردین در پایان نوشت: «اگر پس از پایان جنگ، محاصره اقتصادی ایران ادامه یابد و در روابط بینالمللی گشایشی برای ورود سرمایه، فناوری، مواد اولیه و منابع موردنیاز بازسازی ایجاد نشود، نهتنها ویرانیها ترمیم نخواهند شد، که به بخشی از زندگی روزمره مردم بدل خواهد شد. در این صورت، تخریب از یک رویداد موقت به یک وضعیت اجتماعی دائمی بدل میشود، وضعیتی که در آن مردم ناچارند در شرایطی آکنده از کمبود، فرسودگی و بیثباتی زندگی کنند.»

