جنگ فرسایشی با جمهوری اسلامی؛ سرانجام این نبرد به سود آمریکا رقم خواهد خورد؟

آمریکا سرانجام در مقابل جمهوری اسلامی پیروز خواهد شد، فارغ از اینکه مدت‌ جنگ کوتاه باشد یا طولانی

پرچم جمهوری اسلامی در میان ویرانی‌های ناشی از جنگ در تهران‌ــ Photo: AFP

جمهوری اسلامی در حال حاضر با پنج بحران بزرگ و سرنوشت‌ساز روبرو است. سقوط بی‌سابقه ارزش پول ملی، فلج شدن یا تعطیلی دولت، بیکاری گسترده، کمبود شدید مواد غذایی و در نهایت توقف کامل فعالیت چاه‌های نفت.

طی یک سال گذشته، ارزش ریال ایران حدود ۹۶ درصد کاهش یافت. به‌گونه‌ای که بهای هر دلار آمریکا که زمانی حدود ۴۲ هزار ریال بود، اکنون به حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تا یک میلیون و ۸۰۰ هزار ریال رسیده است. از سوی دیگر، در پی تشدید فشارها و تحریم‌های دولت ترامپ، ایران توان صادراتی خود را از دست داده و دیگر قادر نیست نفت، مواد غذایی یا سایر کالاهایش را به خارج صادر کند. افزون بر این، وزارت خزانه‌داری آمریکا حساب‌های بانکی جمهوری اسلامی در خارج از این کشور و همچنین دارایی‌ها و سرمایه‌های مالی مرتبط با آن را مسدود و توقیف کرده است.

از زمان آغاز حملات آمریکا و اسرائيل به ایران، رژیم جمهوری اسلامی با چالش‌های جدی مواجه شده است، زیرا حدود ۸۰ درصد بودجه دولت ایران از صادرات تامین می‌شود و در نتیجه، سیاست‌های تحریمی دولت ترامپ علیه تهران به منابع درآمدی آن ضربه سنگینی زده و روند آن را مختل کرده است. نیروهای آمریکا تاکنون ۳۸ کشتی ایران را مجبور کرده‌اند به بندرهای ایران بازگردند. البته نیروی دریایی ایالات متحده قادر است همه کشتی‌های یادشده را بمباران و نابود کند، اما ترامپ ترجیح داده است سیاستی کم‌تنش‌تر و محتاطانه‌تر را در پیش بگیرد.

علاوه بر این، بیکاری در ایران به‌شدت روز به افزایش است، به‌گونه‌ای که بخش قابل‌توجهی از نیروی کار یا بیکار است یا در بخش‌های دولتی جذب شده است. این تمرکز اشتغال در دولت در کنار کاهش فعالیت‌های اقتصادی، فشاری مضاعف بر ساختار اقتصادی جمهوری اسلامی وارد کرده است.

از سوی دیگر، افت یا توقف صادرات نیز به کاهش گسترده فرصت‌های شغلی در بخش‌های مختلف انجامیده و برخی صنایع کلیدی را تحت تاثیر قرار داده است. در نتیجه حملات آمریکا و اسرائيل، بخش‌های حیاتی مانند فولاد و پتروشیمی نابود و هزاران کارخانه با آسیب‌های جدی مواجه شده‌اند و رژیم جمهوری اسلامی مجبور شد برای جلوگیری از افشا شدن میزان خسارت‌های ناشی از جنگ، اینترنت را به مدت بیش از ۶۰ روز قطع کند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

در این میان، اقتصاد دیجیتال و مشاغل کوچک نیز از پیامدهای این شرایط بی‌نصیب نمانده و با رکود و کاهش فعالیت مواجه شده‌اند. هم‌زمان، مسئله کمبود مواد غذایی نیز به‌عنوان یکی از چالش‌های جدی مطرح است، چرا که ایران برای تامین بخشی از نیازهای اساسی خود مانند گندم، برنج، ذرت و سویا به واردات وابسته است. این وابستگی بین ۳۰ تا ۷۰ درصد براورد می‌شود.

در بخش انرژی نیز بحث‌های متعددی مطرح است، از جمله اینکه در صورت محدود شدن صادرات نفت، مدیریت و بهره‌برداری از میدان‌های نفتی با چه سازوکاری ادامه خواهد یافت. تصمیم‌گیری درباره این موضوع با توجه به پیچیدگی‌های فنی و زیرساختی، کار آسانی نیست. افزون بر این، فرسودگی میدان‌های نفتی می‌تواند در بلندمدت به تشدید بحران انرژی در ایران منجر شود و بر ظرفیت تولید و پایداری تامین انرژی فشار بیشتری وارد کند.

در صورت تعطیلی چاه‌های نفت، بازگرداندن آن‌ها به مدار تولید معمولا فرایندی ساده و فوری نیست و ممکن است هفته‌ها یا حتی ماه‌ها زمان ببرد. در برخی شرایط، توقف یا تغییر در روند بهره‌برداری می‌تواند با ریسک‌های فنی و عملیاتی جدی نیز همراه باشد و ایران را با بحران کمبود سوخت مواجه کند.

به‌ طور کلی، این سناریو نشان‌دهنده وضعیت پیچیده و دشواری است که می‌تواند ابعاد اقتصادی و اجتماعی گسترده‌ای به همراه داشته باشد.

از سوی دیگر، رهبران سیاسی و فرماندهان سپاه پاسداران از شعله‌ور شدن دوباره آتش اعتراضات مردمی گسترده در سراسر کشور و انقلابی بالقوه که می‌تواند رژیم جمهوری اسلامی را سرنگون کند، بیم دارند. به‌ویژه اینکه انتظار می‌رود ترامپ به سیاست محاصره ادامه دهد و حتی ممکن است در مقاطعی، گزینه حملات نظامی را دوباره در دستور کار بگذارد.

به گفته یک منبع سیاسی آسیایی غیرعرب، جمهوری اسلامی با وجود مقاومت مداوم، عملا جنگ را باخته است.

در پاسخ به این پرسش که پس از تهاجم نظامی و حملات کوبنده آمریکا به ایران، اقتصاد این کشور در چه وضعیت قرار دارد، می‌توان گفت که جمهوری اسلامی ایران از زمان تاسیس خود در ۴۷ سال پیش، هرگز با چنین بحران اقتصادی شدیدی مواجه نشده است. سپاه پاسداران سرانجام به این واقعیت پی برده که جنگ اقتصادی به اندازه جنگ موشکی، تاثیرگذار است.

در همین چارچوب، ارتش آمریکا اخیرا اعلام کرد که نیروهای آمریکایی تاکنون ۴۲ کشتی تجاری را که تلاش داشتند محاصره را نقض کنند، وادار به تغییر مسیر کرده‌اند. به گفته فرمانده سنتکام، در حال حاضر ۴۱ نفتکش حامل حدود ۶۹ میلیون بشکه نفت در وضعیتی قرار دارند که امکان فروش آن‌ها برای ایران وجود ندارد.

در نتیجه، ارزش پول ملی ایران به‌شدت کاهش یافته و قیمت یک دلار آمریکا هم‌اکنون به بیش از ۱.۸ میلیون ریال رسیده است. نرخ تورم نیز به شدت افزایش یافته و به ۷۰ درصد رسیده و همچنان هم در حال افزایش است.

نرخ بیکاری نیز از آغاز جنگ تاکنون ۱۰ درصد بالا رفته است. ذخایر ارزی بسیار کاهش یافته و تجارت خارجی با اختلال جدی مواجه شده، به‌گونه‌ای که روند واردات و صادرات عملا با کندی یا توقف روبرو شده است. در برخی موارد، دارایی‌های مالی ایران در خارج از کشور نیز با محدودیت یا مسدودسازی مواجه شده‌اند.

مشاغل کوچک به دلیل قطعی اینترنت آسیب بسیاری دیده‌اند و بخش قابل‌توجهی از فعالیت آن‌ها با اختلال مواجه شده است. از سوی دیگر، صنایع بزرگ مانند فولاد و پتروشیمی نیز با فشارهای اقتصادی و کاهش ظرفیت تولید روبرو شده‌اند؛ موضوعی که در مجموع بر روند کلی فعالیت صنعتی کشور اثر گذاشته و آن را با رکود و محدودیت بیشتری همراه کرده است.

به‌طور مفصل‌تر می‌توان گفت که نرخ برابری ریال در برابر دلار که سال گذشته حدود ۴۲ هزار ریال بود، در دوره اخیر با کاهش شدید ارزش پول ملی مواجه شد و طبق برخی براوردها تا حدود ۹۶ درصد افت کرد. این سقوط بی‌سابقه ارزش پول، در کنار اختلال و گسست در زنجیره‌های تامین، به افزایش شدید تورم و چند برابر شدن قیمت‌ها در بازه‌های زمانی کوتاه منجر شده است.

در همین حال، نرخ بیکاری نیز در بسیاری از بخش‌ها روندی صعودی داشته است و فشار آن بر بازار کار به‌طور گسترده احساس می‌شود. علاوه بر این، حملات آمریکا و اسرائيل به کارخانه‌های فولاد و پتروشیمی ایران که ستون فقرات چندین بخش حیاتی دیگر محسوب می‌شوند، ایران را با چالش‌های اقتصادی بیشتری مواجه کرده است. به‌عنوان مثال، صنعت ساخت‌وساز، بدون فولاد و زنجیره تولید آن معنا ندارد و صنایع نساجی نیز به محصولات پتروشیمی مانند نایلون و پلی‌استر وابسته‌اند.

با توجه به اینکه ۸۰ درصد بودجه ایران از صادرات تامین می‌شود، می‌توان گفت که دولت ایران عملا به سمت ورشکستگی می‌لغزد. از آنجا که یک سوم نیروی کار ایران در بخش دولتی مشغول به کار است، می‌توان دریافت که ابعاد این بحران تا چه حد می‌تواند گسترده باشد.

در نهایت، برخی براوردها هشدار می‌دهند که نرخ بیکاری ممکن است در آینده نزدیک به حدود ۵۰ درصد برسد. ذخایر ارزی ایران نیز به‌شدت در حال کاهش است، به‌ طوری که در پایان سال گذشته، حدود ۳۳ میلیارد دلار اعلام شد. در چنین شرایطی، تداوم فشارهای اقتصادی می‌تواند به تشدید تورم منجر شود، به‌گونه‌ای که قیمت کالاها در بازه‌های کوتاه‌مدت به‌صورت مداوم و حتی روزانه افزایش یابد. در نتیجه، می‌توان گفت که در صورت دست نیافتن به توافق یا ایجاد گشایش سیاسی، ایران ممکن است با یک بحران اقتصادی عمیق و تنش‌های داخلی گسترده روبرو شود.

چرا ایالات متحده در این جنگ پیروز خواهد شد و چرا باید پیروز شود؟

در پاسخ می‌توان گفت که جنگ اخیر ایران را طوری تخریب و ویران کرده که بازسازی آن ممکن است به ۱۲ سال زمان نیاز داشته باشد. محاصره و تحریم‌های ترامپ هم اقتصاد ایران را در هم شکسته و کارگران را فقیر کرده است، به‌گونه‌ای که یک‌سوم آنان حقوق خود را دریافت نمی‌کنند.

اکنون اگر اسرائیل و ایالات متحده بمباران پالایشگاه‌های نفت، بندرها و نیروگاه‌های باقی‌مانده را از سر بگیرند، ایران به‌شدت دچار فروپاشی زیرساختی خواهد شد. جمهوری اسلامی در عمل ساختاری شبیه به «حزب‌الله با یک دولت» است و توان دفاعی لازم برای مقابله با جنگنده‌ها و موشک‌های آمریکا را ندارد. رفتار جمهوری اسلامی در تنگه هرمز و ایجاد مزاحمت برای کشی‌های تجاری هم اقدامی شبیه به دزدی دریایی است.

اگر ایالات متحده جمهوری اسلامی را شکست ندهد، توان بازدارندگی و قدرت نفوذ خود در منطقه را زیر سوال خواهد دید. بنابراین، پیروزی واشنگتن در این رویارویی می‌تواند موقعیت ژئوپلیتیکی ایالات متحده در خاورمیانه را تقویت کند، نفوذ آن را بر سازوکارهای انرژی منطقه‌ــ به‌ویژه نفت و گاز‌ــ افزایش دهد و در نهایت به تداوم و بهره‌برداری بیشتر از جریان مالی مبتنی بر دلار در بازارهای نفتی بینجامد.

پس از پیروزی در ایران و ونزوئلا، آمریکا می‌تواند بر رقابت ژئوپلیتیکی با چین تمرکز بیشتری داشته باشد. بنابراین، به‌صراحت می‌توان گفت که آمریکا سرانجام بر جمهوری اسلامی پیروز خواهد شد، فارغ از اینکه مدت جنگ کوتاه باشد یا طولانی.

برگرفته از النهارالعربی

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه