با مختل شدن انتقال انرژی از مسیر دریا در پی جنگ ایران، سوریه بار دیگر بهعنوان یک مسیر زمینی بالقوه میان خاورمیانه و اروپا مطرح شده است؛ مسیری که عراق را به دریای مدیترانه و کشورهای خلیج فارس را به اروپا متصل میکند. با این حال تحلیلگران اشاره میکنند که تهدیدهای امنیتی ادامهدار و زیرساختهای آسیبدیده همچنان موانعی جدی در انتقال کالا و انرژی از مسیر سوریه به شمار میروند.
احمد الشرع، رئیسجمهوری موقت سوریه، اوایل این ماه گفت که موقعیت جغرافیایی کشورش آن را به «کریدوری امن» و یک «مسیر جایگزین» برای انتقال انرژی و زنجیرههای تامین، بهویژه میان خلیج فارس و ترکیه، تبدیل میکند. او ادعا کرد که این نقش از هماکنون در حال شکلگیری است و عراق بر اساس یک توافق مشترک با سوریه صادرات نفت خود از طریق بندرهای سوریه را آغاز کرده است.
این اظهارات در حالی بیان میشود که درگیریهای منطقهای، مسیرهای قدیمی انتقال انرژی و تجارت را مختل کرده است. در پی حملات مشترک ایالات متحده و اسرائیل به ایران، تهران با حمله موشکی به شهرهای اسرائیل و کشورهای حاشیه خلیج فارس واکنش نشان داد و تنگه هرمز را که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکرد، بست. رئیسجمهوری آمریکا، نیز در واکنش، فرمان محاصره دریایی بندرهای ایران را صادر کرد. آتشبس دوهفتهای هم که از ۸ آوریل آغاز و بنا به درخواست میانجیگران پاکستانی، تا مدتی نامعلوم تمدید شد، بنبست موجود را برطرف نکرده است.
در چنین فضایی است که مسیر سوریه بهعنوان یک گزینه جایگزین مطرح شده است؛ مسیری که میتواند راهی کوتاهتر و بالقوه امنتر برای انتقال نفت و گاز از خلیج فارس به اروپا و دیگر بازارها فراهم کند.
جاشوا لندیس، مدیر مرکز مطالعات خاورمیانه دانشگاه اوکلاهما، در این زمینه به عربنیوز گفت که موقعیت جغرافیایی سوریه میتواند آن را به کریدور طبیعی تجارت و انتقال انرژی در خاورمیانه تبدیل کند. او یادآور میشود که این یک ایده تازه نیست و بشار اسد هم سال ۲۰۰۴ پس از دیدار با رجب طیب اردوغان، طرح «پنج دریا» را مطرح کرد. هرچند به دلیل جنگ عراق، تحریمها و در نهایت قیام و جنگ داخلی در سوریه که پس از سال ۲۰۱۱ شروع شد، نتوانست آن را اجرا کند. حالا الشرع این فرصت را دارد که از موقعیت جغرافیایی مرکزی سوریه بهره ببرد.
طرح «پنج دریا» مدیترانه، دریای سیاه، دریای خزر، دریای سرخ و خلیج فارس را به هم پیوند میدهد؛ یعنی منطقهای در تقاطع اروپا، آسیا و آفریقا که هزاران سال مرکز تجارت بوده است.
البته هنوز برای سخن گفتن از احیای آن طرح بلندپروازانه زود است، اما تحولات اخیر نشان میدهد ایده استفاده از سوریه بهعنوان مسیر ترانزیتی دوباره در حال جان گرفتن است.
عراق در ۲۰ آوریل، گذرگاه مهم مرزی خود با سوریه را که در عراق «ربیعه» و در سوریه «یعربیه» نام دارد، پس از بیش از یک دهه، باز کرد. این کشور که حدود ۹۰ درصد بودجه خود را از فروش نفت تامین میکند و بیشتر نفت خامش از طریق هرمز صادر میشود، حالا صادرات به اروپا از طریق خاک سوریه و پایانه بانیاس را از سر گرفته است.
البته این موضوع فقط به انرژی هم محدود نمیشود. احیای جایگاه سوریه بهعنوان پلی زمینی در منطقه به این معنا است که کامیونها، نفتکشها و بخشی از فرایند انتقال و ترانزیت مجدد کالا میتوانند بهجای آنکه سوریه را دور بزنند، دوباره از داخل این کشور عبور کنند.
در حال حاضر چندین گذرگاه مرزی و بندر مهم سوریه دوباره فعال شدهاند. در سمت ترکیه، بابالهوی یکی از فعالترینها است. گذرگاه نصیب در مرز اردن و مرز الولید در مسیر عراق نیز فعالاند. بندر لاذقیه و بندر طرطوس هم از زمان سقوط رژیم اسد بسیار فعالتر شدهاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
این تغییرات تا حدی بهواسطه گذار سیاسی در سوریه پس از ۸ دسامبر ۲۰۲۴ ممکن شد. دولت موقت سوریه از آن زمان، تلاش کرد روابط دیپلماتیک خود با آمریکا، اروپا، کشورهای خلیج فارس را احیا کند. بیشتر تحریمهای غرب نیز در این دوره انتقالی شکننده کنونی، به منظور تسهیل بازسازی و احیای اقتصادی برداشته شدند. در واقع سقوط بشار اسد فرصتی برای بازتعریف سوریه بهعنوان کریدور انرژی ایجاد کرد. با این حال دسترسی عملیاتی هنوز به معنای آن نیست که سوریه به گزینهای قابلاتکا تبدیل شده است.
بنجامین فو، تحلیلگر ارشد موسسه کارام شعار، نیز تاکید میکند که این به آن معنا نیست که سوریه اکنون یک کریدور روان، پرظرفیت و کماصطکاک است که بتوان آن را با مسیرهای جاافتادهتر در ترکیه، اردن یا بندرهای خلیج فارس مقایسه کرد. این مسیر در عمل، هنوز با محدودیتهای متعدد مواجه است، از کاغذبازیهای اضافی و ریسکهای حملونقل گرفته تا ابهام در پوشش بیمهای و ضرورت ارزیابی امنیتی جداگانه برای هر مسیر.
به گفته او، حتی بازگشایی پرسروصدای گذرگاه ربیعه عراق نیز در واقع با هدف کاهش فشار بر تنها گذرگاه فعال قبلی میان عراق و سوریه و همچنین وجود یک مسیر زمینی جایگزین در برابر اختلالات حملونقل خلیج فارس انجام شد که از این منظر، موضوع مهمی است، اما به معنای آن نیست که سوریه دوباره به یک کانون لجستیکی تبدیل شده است. این تحول بیش از آنکه نشانه احیای کامل سوریه بهعنوان مرکز لجستیکی باشد، بیانگر شدت بحران و اختلال در مسیرهای حملونقل منطقه در ماههای اخیر است.
با این حال، تمایل به استفاده از مسیرهای ترانزیتی سوریه فراتر از کریدور عراقــمدیترانه در حال گسترش است و کشورهای خلیج فارس، ترکیه و اردن نیز در حال بررسی امکان احیای مسیر زمینی تاریخی سوریهاند که شبهجزیره عربستان را به اروپا متصل میکرد.
برای سوریه، این مسئله نهتنها به معنای کسب درآمد از ترانزیت و لجستیک خواهد بود، بلکه چیزی کمتر ملموس اما به همان اندازه مهم را نیز به همراه دارد: اعتماد.
با وجود این ظرفیت، تحلیلگران میگویند موانع همچنان بسیار جدیاند. نخست آنکه انتقال کالا از مسیر سوریه ارزان نخواهد بود و در شرایط عادی، برای بارهای حجیمــ بهویژه سوخت و کانتینرهای بزرگــ مسیرهای دریایی همچنان از ترانزیت زمینی سوریه بهترند، زیرا تجارت دریایی همواره بسیار ارزانتر از تجارت زمینی است.
فو معتقد است جذابیت سوریه ممکن است در «سرعت، ایجاد مسیر پشتیبان و ایجاد نوعی پوشش در برابر ریسکهای سیاسی» باشد. برخی کریدورهای زمینی از طریق سوریه بسته به مبدا و مقصد، میتوانند ظرف یک تا ۱۰ روز کالا را منتقل کنند که در مقایسه با گزینههای دریایی برای اروپا که ممکن است چند هفته طول بکشند، قابلقبول به نظر میرسد. بنابراین اگر تنگه هرمز بسته بماند و مسیر دریای سرخ همچنان محدود باشد، سوریه با وجود هزینه بالاتر حمل زمینی، از نظر تجاری جذاب میشود.
لندیس نیز با این ارزیابی موافق است و میگوید سوریه باید موانع سیاسی و حقوقی بزرگی را پشت سر بگذارد تا بتواند به یک کریدور تجاری قابلاتکا تبدیل شود. او آخرین مانع تحریمی پیش روی سوریه را قرار داشتن آن در فهرست کشورهای حامی تروریسم در کنگره آمریکا میداند و یادآور میشود تا زمانی که این وضعیت لغو نشود، هر شرکت آمریکایی فعال در سوریه ممکن است تحت پیگرد قضایی قرار گیرد.
با این حال، مقامهای سوری معتقدند که واشنگتن در حال حرکت بهسوی حذف نام سوریه از این فهرست است و یسر بارنیه، وزیر دارایی سوریه، این اقدام را «آخرین نقطه عطف» لازم برای آزادسازی سرمایهگذاری آمریکا توصیف کرده است. با این حال لندیس میگوید حتی اگر این اتفاق رخ دهد، امنیت و زیرساختها همچنان مانع خواهند بود.
به گفته او، بزرگراهها و همه مسیرهای ترانزیتی نیازمند تعمیر و بهسازی جدیاند. گذرگاههای مرزی هم همینطور. هماکنون بابالهوی در حال بازسازی و توسعه گسترده است. بزرگراه اصلی دمشقــبغداد نیز اکنون، پس از خروج آمریکا از التنف، باز شده است. با این حال آمریکا به دلیل جنگ با ایران، بر تجارت و بانکداری در عراق محدودیتهای فزایندهای اعمال میکند. از طرفی سیاست همچنان مانع مهمی برای بهرهبرداری از مزیتهای جغرافیایی سوریه خواهد بود.»
برای فو، امنیت همچنان نخستین فیلتر است، زیرا خطر از سرگیری درگیریها در شمال و شمالشرق سوریه، جنوب سوریه و همچنین مناطق ساحلیــ که درگیریهای محلی تمام نشدهاندــ همچنان وجود دارد. خطرات ناشی از مهمات منفجرنشده هم در بخشهای گستردهای از سوریه هنوز برطرف نشده است. افزون بر آن، محدودیتهای دسترسیــ بهویژه در شمالشرقــ که هشدارها درباره تهدید داعش همچنان ادامه دارد، دائم در حال تغییر است. بنابراین اوضاع به لحاظ امنیتی همچنان مساعد نیست.
داعش با وجود از دست دادن قلمرو جغرافیایی در اختیار خود در سال ۲۰۱۹، همچنان در مناطق بیابانی و دورافتاده شرق سوریه، بهعنوان یک تهدید باقی مانده است.
از طرفی، اگرچه بندرها فعال و برخی جادهها قابلاستفادهاند، زیرساختهای حملونقل زمینی بهشدت آسیبدیدهاند؛ بهگونهای که ارزیابیهای لجستیکی، خسارت بخش حملونقل سوریه را چند میلیارد دلار براورد میکنند و به گفته فو «این چیزی نیست که سوریه بتواند یکشبه حل کند». حتی رانندگی در جادههای سوریه خود یک چالش است. این وضعیت هزینهها را افزایش میدهد، موجب تاخیر میشود و خطرات بیشتری ایجاد میکند.
هر دو تحلیلگر به خطر سرایت جنگ منطقهای بهویژه از لبنان و تا حدی ایران، هم اشاره میکنند. لندیس گفت: «الشرع اخیرا گفت کشورش در حال تبدیل شدن از گذرگاهی برای درگیری، به بستری برای سرمایهگذاری پایدار است. این حرف درست است، اما جنگ جاری در منطقه ممکن است سوریه را هم به درون خود بکشند و ثبات منطقهای را که برای توسعه حیاتی است، نابود کند.»

