غلامحسین محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، روز پنجشنبه دهم اردیبهشت در جلسهای، ضمن تکرار تهدیدهایش علیه مردم، به دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا که درباره ادامه اعدامها در ایران هشدار داده بود، کنایه زد و گفت: «تو غلط میکنی به ما میگویی اعدام نکنیم.»
رئیس دستگاه قضایی نظام اسلامی در این جلسه خواستار «تداوم و تسریع» مجازات بازداشتیها شد و گفت که به «مستکبران اعتنایی نخواهیم کرد».
تنها چند ساعت پس از انتشار این سخنان، خبر رسید که ساسان آزادوار، جوان ۲۱ ساله اصفهانی و قهرمان کاراته اعدام شده است. طبق اعلام رسانه قوه قضاییه، اتهام ساسان «قصد مقابله با نظام»، «تخریب خودرو نیروی انتظامی» و مواردی دیگر بود. به عبارت دیگر، حتی بر اساس چنین کیفرخواستی هم او مرتکب جرمی نشده بود و تنها به این دلیل اعدام شد که «قصد» انجام دادن کاری را داشت.
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی سالها است که با استفاده از چنین اتهامها و برچسبهایی که پشتوانه حقوقی روشنی هم ندارند، زندانیان سیاسی و امنیتی را اعدام میکند و در ماههای اخیر نیز هم صدور احکام اعدام و هم اجرای آنها، بهشکل معناداری افزایش یافته است. به طوری که ناظران، اعدامهای ماههای اخیر را با اعدامهای اوایل انقلاب مقایسه میکنند و میگویند محسنی اژهای در صدور و اجرای احکام سنگین اعدام برای بیگناهان و دادرسیهای شتابزده و ناعادلانه، ادامهدهنده رویه صادق خلخالی است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، روز چهارشنبه نهم اردیبهشت در بیانیهای اعلام کرد که از زمان شروع جنگ جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، خود حکومت دستکم ۲۱ مورد اعدام را بهطور رسمی اعلام کرده است.
حتی اگر همین آمار رسمی مبنا قرار بگیرد، اکنون با اعدام ساسان آزادوار، میدانیم که در مدت دو ماه، ۲۲ زندانی سیاسی اعدام شدند و نکته تکاندهنده این است که بیشتر آنها زیر ۲۵ سال سن داشتند و حتی امیرحسین حاتمی ۱۸ ساله بود. از طرفی برای تعدادی دیگر از بازداشتیهای دیماه خونین نیز حکم اعدام صادر شده و جان آنها بهشدت در خطر است.
صدور فلهای احکام اعدام و اجرای شتابزده آنها نشان میدهد که جمهوری اسلامی، علاوه بر ایجاد رعب و وحشت در جامعه برای مهار هرگونه اعتراض، در پی انتقامجویی از مردم است.
در این میان، اجرای این سیاست بهطور ویژه به غلامحسین محسنی اژهای سپرده شده است؛ کسی که فعالیت خود در ساختار جمهوری اسلامی را از اتاقهای بازجویی آغاز کرد و اکنون در راس قوه قضاییه قرار دارد.
بررسی محتوای منتشرشده در صفحه منتسب به محسنی اژهای در شبکه اجتماعی اکس نیز این رویکرد را بهوضوح بازتاب میدهد. در این پیامها، زندانیان سیاسی پیوسته با برچسبهایی چون «پیادهنظام دشمن»، «همکار دشمن» و «عناصر خائن» توصیف میشوند؛ ادبیاتی که بهطور سنتی زمینهساز توجیه برخوردهای خشن و حذف فیزیکی معترضان است.
او در پیامهایش از «تسریع» در روندهای قضایی هم بهتناوب سخن میگوید. به طور مثال در یکی از این پیامها آمده است: «در رسیدگی به پروندههای عناصر پیادهنظام و همراه با دشمن متجاوز نباید روال عادی حکمفرما باشد. در مواردی لازم است بازپرس از اتاق کارش خارج شود و به زندان برود و همانجا متهم را موردسوال قرار بدهد و فرایند تفهیم اتهام را اجرا کند تا سرعت تدوین کیفرخواست افزایش یابد.»
محسنی اژهای در پیام دیگری نیز نوشته که «احکام مجازات عناصر دشمن متجاوز باید با سرعت بیشتری صادر شود. بهویژه در مورد عناصری که حکم قانونی آنان مصادره اموال و سلب حیات است».
چنین رویکردی که خواهان «سلب حیات» زندانی با «سرعت بیشتر» است، آشکار میکند نهادی که عنوان دادگستری و عدالت قضایی را یدک میکشد، هیچ مبنایی برای اجرای دادرسی عادلانه ندارد، بلکه برعکس، بهعنوان یکی از مهمترین ارکان سرکوب در نظام اسلامی ایفای نقش میکند.
در این روند، اعدام یکی از شدیدترین و غیرانسانیترین روشهای سرکوب قضایی است. هرچند دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به روشهای دیگری چون مصادره اموال معترضان در داخل و خارج از کشور، صدور احکام سنگین زندان و شکنجه نیز متوسل میشود.
طبیعی است که برای اجرای این سازوکار به فردی نیاز دارد که بتواند بدیهیترین اصول انسانی و قضایی را زیرپا بگذارد؛ فردی با خصوصیات غلامحسین محسنی اژهای که کاربری در شبکه اجتماعی ایکس او را «قاتل سریالی» نامیده است.
شامگاه پنجشنبه پس از انتشار خبر اعدام ساسان آزادور، تعداد زیادی از کاربران شبکه اجتماعی ایکس و اینستاگرام، با انتشار تصاویر این جوان در حالی که لباس کاراته بر تن دارد، از مقامهای اسرائیل و آمریکا کمک خواستند و خواستار اقدام علیه محسنی اژهای شدند.
کاربری نوشت :«اژهای در شرف اعدام همه است، قبل از اینکه هیچ جوانی ایرانی زنده نماند، او را بمباران کنید». کاربر دیگری نیز تصویری از صادق خلخالی و محسنی اژهای کنار هم منتشر کرد و نوشت که اجرای احکام اعدام در ماههای اخیر یادآور اعدامهای اوایل انقلاب اسلامی است.
بسیاری نیز او را «کارگزار ضحاک» خواندند و کاربری نیز نوشت: «او توانایی کشتن ایرانیان بیگناه به صورت دستجمعی دارد و به این افتخار میکند.»
کاربر دیگری هم با انتشار تصاویری از ساسان آزادوار، امیرحسین حاتمی و محمدامین بیگلری، سه معترض دیماه که به ترتیب ۲۱، ۱۸ و ۱۹ سال داشتند و بهتازگی اعدام شدند، نوشت: «فکرش هم آزاردهنده است که سن این سه جوان در مجموع از سن محسنی اژهای کمتر بود.»
محسنی اژهای را میتوان آیینهای تمامنما از اولویت داشتن نگاه امنیتی بر عدالت قضایی در جمهوری اسلامی دانست. نه فقط عملکرد امروز که کارنامه او در گذشته نیز سیاههای از دادرسیهای ناعادلانه، سرکوب جنبشهای مدنی و معترضان، توقیف فلهای مطبوعات، تهدید، پروندهسازی و صدور احکام سنگین برای معترضان و مصونیت دادن به خودیهای فاسد است.
چنین رویکردی از جمهوری اسلامی و کارگزارانش بعید نیست، اما برای بسیاری این سوال مطرح است که چرا جامعه جهانی و سازمانهای حقوق بشری در مقابل کشتار بیرحمانه ایرانیان معترض به دست حکومت، چنین منفعلانه عمل میکنند و به جز صدور بیانیههایی بدون پشتوانه اجرایی، برای متوقف کردن ماشین کشتار نظام اسلامی اقدام موثری انجام نمیدهند.

