در روز چهارشنبه، رئیسجمهور دونالد ترامپ تصویری از خود منتشر کرد که در آن انفجارهای بمب در اطرافش دیده میشد و پیامی برای ایران داشت: «بهتر است زودتر عاقل شوند! … دیگر خبری از آقای مهربان نیست!»
وقت آن رسیده که آن تصویر به واقعیت تبدیل شود. اگر او تصمیم بگیرد عملیات بزرگ نظامی را از سر بگیرد و کار را تمام کند، ترامپ تنها ۱۴ روز تا یک پیروزی قاطع در ایران فاصله دارد.
اکنون در هفته سوم آتشبسی هستیم که قرار بود دو هفته طول بکشد؛ آتشبسی که ترامپ آن را برای دادن فرصت به رژیم ایران جهت رسیدن به توافقی برای خلع سلاح هستهای و پایان جنگ اعلام کرد. اما ایران نشان داده که قادر یا مایل به امضای چنین توافقی نیست.
برخی با اشاره به سرسختی ایران میگویند این نشان میدهد آتشبس اشتباه بوده است. این درست نیست. در واقع، آتشبس دو دستاورد مهم داشت: نخست اینکه به ترامپ اجازه داد ناوهای جنگی را از تنگه هرمز عبور دهد و محاصرهای اعمال کند که اقتصاد ایران را بهشدت تحت فشار قرار داده است. دوم اینکه به ارتش آمریکا فرصت داد دوباره تسلیح و تجهیز شود. به گفته ژنرال بازنشسته جک کین، فرماندهی مرکزی آمریکا اکنون دو برابر ابتدای جنگ قدرت آتش در اختیار دارد.
از آنجا که رژیم نشان داده آماده صلح نیست، ترامپ باید این قدرت آتش را آزاد کند و جنگ را با شرایط آمریکا پایان دهد.
ادامه محاصره بهتنهایی کافی نیست. درست است که محاصره هزینههای سنگینی بر اقتصاد ایران تحمیل میکند، اما رژیم آشکارا به این هزینهها یا رنج مردم خود اهمیت نمیدهد. این رژیمی است که برای حفظ قدرت، دهها هزار معترض بیگناه را سرکوب کرده است. رهبران رژیم ایران تنها به یک چیز اهمیت میدهند: بقا. و محاصره، هرچند مؤثر، این بقا را تهدید نمیکند. احمد وحیدی، فرمانده تندرو سپاه پاسداران، قدرت را تثبیت کرده و تصمیمگیر اصلی است. او فردی است که حاضر به عقبنشینی نیست و تا زمانی که او در قدرت باشد، توافقی در کار نخواهد بود.
گزینه دیگری که مطرح شده، ادامه محاصره و سپس باز کردن تنگه هرمز با زور است. بر این اساس، اگر ارتش آمریکا تنگه را باز کند، ایران باید تصمیم بگیرد که آیا به کشتیهایی که تحت حفاظت آمریکا هستند حمله کند یا نه. اگر حمله کند، این به ترامپ بهانه میدهد که پاسخ دهد و عملیات نظامی را از سر بگیرد. اما این راهحل بیش از حد پیچیده است. روایت آن این خواهد بود که تلاش ترامپ برای باز کردن تنگه شکست خورده و او دوباره وارد جنگ شده است. وقتی جنگ از سر گرفته شود—و باید از سر گرفته شود—باید به ابتکار ترامپ باشد، نه ایران.
نگرانیهای جدی وجود دارد که اگر ترامپ دوباره عملیات نظامی را آغاز کند، ایران با حمله به اهداف انرژی در کشورهای متحد آمریکا در خلیج فارس پاسخ دهد. اما اینکه ایران پس از ۴۰ روز بمباران هنوز چنین توانایی دارد، نشان میدهد ارتش آمریکا هنوز در توقف حملات به اهداف کامل خود نرسیده بود.
آتشبس پیش از آن برقرار شد که دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، بتواند همه اهداف تعیینشده ترامپ را نابود کند. او حدود دو هفته زمان نیاز دارد تا ماموریت را کامل کند. ازسرگیری عملیات باید مانند مرحله قبلی، با حملات علیه رهبران آغاز شود. پس از آنکه رهبران سرسخت رزیم ایران و توان تهاجمی آنها در یک موج نهایی حملات نابود شوند، ترامپ میتواند با ریسک بسیار کمتر تنگه را باز کند—بهجز برای کشتیهای ایرانی. همچنین میتواند بخش بیشتری از توان نظامی آمریکا را به این مأموریت اختصاص دهد، بدون اینکه بخشی را برای ازسرگیری احتمالی جنگ نگه دارد.
در آن مرحله، ترامپ گزینههای دیگری هم خواهد داشت: او میتواند اعلام کند که همه اهداف نظامی اولیه را محقق کرده—از جمله عقب راندن توان ایران در برنامه هستهای، موشکهای بالستیک و صدور ترور در منطقه—و عملیات را متوقف کند. سپس با باز کردن تنگه، محاصره را ادامه دهد تا فشار برای تحویل باقیمانده مواد هستهای ایران—آنچه ترامپ «گرد و غبار هستهای» مینامد—افزایش یابد. او میتواند از عملیات مخفی برای حمایت از مردم ایران و تضعیف رژیم از درون استفاده کند، همانطور که آمریکا در دوران جنگ سرد از جنبشهای آزادیخواهانه در جهان حمایت کرد.
این حرف آخر است: جنگ ایران باید با یک پیروزی قاطع پایان یابد. و این پیروزی تنها از دو طریق ممکن است: یا رژیم ایران تسلیم شود، یا آمریکا موج نهایی حملات نظامی را انجام دهد.
ترامپ همه فرصتها را به رژیم داده تا صلح را بپذیرد، اما آن را رد کرده است. اینکه ترامپ با صبر پیش میرود قابل تحسین است، چون میداند کاری که انجام میدهد مهم است و نباید شتابزده باشد. اما واقعیت این است که او نمیتواند اعلام پیروزی کند مگر اینکه یا ایران تسلیم شود، یا خودش کار را تمام کند.

