هر آنچه درباره عملیات نجات افسر و خلبان آمریکایی می‌دانیم

پس از دریافت «سیگنال‌های موقعیت‌یاب اضطراری» و تایید زنده‌بودن افسر و خلبان، عملیات جست‌وجو و نجات رزمی با هدف «بازگرداندن هر دو آمریکایی به خانه» آغاز شد

یک فروند جنگنده اف-۱۵ئی استرایک ایگل در آسمان - U.S. Air Force photo by Staff Sgt. Jackson Manske

وب‌سایت تحلیلی نظامی وارزون از نحوه اجرای عملیات پرخطر نجات سرنشینان جنگنده ساقط‌شده آمریکا در عمق خاک ایران جزئیاتی را منتشر کرده است که با اتکا به روایت رسمی دولت ایالات متحده و داده‌های تکمیلی منابع دیگر، تصویری نسبتا کامل از این عملیات ارائه می‌دهد.

این عملیات که با سرنگونی جنگنده ضربتی اف‌ــ۱۵ئی استرایک ایگل» (F-15E Strike Eagle) در سوم آوریل آغاز شد، نخستین مورد از دست رفتن یک هواگرد سرنشین‌دار در جریان عملیات «خشم حماسی» بود. در این عملیات صدها نیروی نظامی، ده‌ها هواگرد شرکت داشتند و عملیات‌های انحرافی در بیش از شش نقطه مختلف ایران اجرا شد تا دو سرنشین این جنگنده نجات یابند.

ماجرا در ساعات اولیه بامداد ۳ آوریل در ایران آغاز شد. پس از سرنگونی اف‌ــ۱۵ئی، مقام‌های فرماندهی مرکزی آمریکا پیامی دریافت کردند که آغازگر عملیات شد. خلبان و افسر سامانه‌های تسلیحاتی جنگنده ساقط شده، با موفقیت از هواپیما خارج شده بودند، اما در عمق خاک ایران از یکدیگر جدا افتادند. 

ژنرال کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح ایالات متحده آمریکا، درباره نجات خلبان توضیح داد که نیروی هوایی آمریکا به‌سرعت یک نیروی ویژه جست‌وجو و نجات رزمی (CSAR) را سازماندهی کرد که شامل ۱۰ فروند هواپیمای پشتیبانی نزدیک ای‌ــ۱۰ (A-10) ، هواپیماهای ترابری مدل اچ‌سی-۱۳۰ (HC-130J Combat King II)، هلی‌کوپترهای اچ‌اچ-۶۰ دبلیو  (HH-60W Jolly Green II) و نیروهای عملیات ویژه نیروی هوایی بود.

هم‌زمان با نفوذ تیم نجات به خاک ایران، هواگردهای پشتیبانی از جمله ای‌ــ‌۱۰ها و پهپادها وارد درگیری نزدیک با نیروهای دشمن شدند تا آن‌ها را از خلبان دور نگه دارند و به نیروهای بازیابی اجازه دهند به منطقه هدف برسند.

در جریان این درگیری، یکی از هواپیماهای ای‌ــ‌۱۰، همانی که مسئول ارتباط با خلبان سقوط‌کرده بود، هدف آتش دشمن قرار گرفت. با این حال خلبان آن به ماموریت خود ادامه داد و پس از آن که هواپیمایش را به کشور دیگری رساند، تشخیص داد که هواپیما قابل فرود نیست. بنابراین تصمیم گرفت در قلمرو خودی ایجکت کند. او به‌سرعت و با امنیت بازیابی شد و حالش خوب است.

در ادامه، هلی‌‌کوپتر نجات اچ‌اچ‌ــ۶۰ دبلیو که خلبان را پیدا و سوار کرده بود، هدف شلیک گسترده سلاح‌های سبک قرار گرفت، زیرا تقریبا هر کسی در ایران که سلاح سبک داشت، به سمت آن شلیک کرد. یکی از هلی‌‌کوپترها که در عقب حرکت می‌کرد، هم چندین بار هدف اصابت قرار گرفت و خدمه آن دچار جراحات جزئی شدند.

به این ترتیب خلبان عصر جمعه ۳ آوریل نجات داده شد، اما نجات خلبان اولین گام بود، زیرا افسر سامانه‌های تسلیحاتی هنوز در ایران بود و تحت تعقیب نیروهای نظامی و حتی غیرنظامیان قرار داشت و مقام‌های تهران برای دستگیری او جایزه هم تعیین کرده بودند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا،  که در زمان وقوع این رویدادها به‌صورت زنده آن‌ها را دنبال می‌کرد، در مورد نجات افسریادشده گفت که او به‌شدت زخمی و در منطقه‌ای گرفتار شده بود که مملو از نیروهای سپاه و بسیج و مقام‌های محلی بود. با وجود این، افسر طبق آموزش‌هایش عمل کرد و وارد مناطق کوهستانی شد و خود را به ارتفاعات بالاتر رساند، زخم‌هایش را بست و با نیروهای آمریکایی تماس گرفت تا موقعیتش را ارسال کند.

موقعیت این افسر تا حد زیادی با کمک سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، شناسایی شد. جان رتکلیف، رئیس این سازمان، دراین‌باره گفت: «سیا توانمندی‌های منحصربه‌فردی دارد که فقط رئیس‌جمهوری می‌تواند آن‌ها را به کار بگیرد. برخی از این توانمندی‌ها در چارچوب عملیات‌های مخفی قرار می‌گیرند و چون سری‌اند، نمی‌توانم همه چیز را برای شما توضیح بدهم. به دستور رئیس‌جمهوری، ما از منابع انسانی و فناوری‌های پیشرفته‌‌ای استفاده کردیم که هیچ سرویس اطلاعاتی دیگری در جهان در اختیار ندارد.»

ترامپ ضمن تمجید از رتکلیف و سیا گفت: «به لطف همین‌ها بود که موفق شدند نشانه‌هایی از حرکت او را در فاصله حدود ۶۴ کیلومتری شناسایی کنند و گفتند ما چیزی را می‌بینیم که در کوه در حال حرکت است. آن‌ها دوربین را ۴۵ دقیقه روی همان نقطه نگه داشتند. او حرکت نمی‌کرد. گفتند شاید اشتباه باشد، اما ناگهان بعد از ۴۵ دقیقه، او حرکت بیشتری کرد و بلند شد و آن‌ها گفتند: پیدایش کردیم.»

با تثبیت موقعیت، مرحله دوم عملیات آغاز شد که از نظر حجم نیرو و پیچیدگی، ابعادی کم‌سابقه‌ داشت. بنا بر اعلام ترامپ، در این بخش ۱۵۵ هواگرد به کار گرفته شدند. از جمله چهار بمب‌افکن، ۶۴ جنگنده، ۴۸ هواپیمای سوخت‌رسان، ۱۳ هواگرد نجات و موارد دیگر. با این حال، همه این تجهیزات فقط به محل حضور افسر اعزام نشدند. بسیاری از این هواگردها در عملیات‌های فریب برای منحرف کردن ایرانی‌ها شرکت داشتند.

ارتش آمریکا هم‌زمان یک باند و پایگاه سوخت‌گیری و تسلیحاتی (FARP) موقت در یک مزرعه ایجاد کرد که البته برای چنین عملیاتی اصلا ایده‌آل نبود. این پایگاه و باند موقت برای فرود دو هواپیمای ترابری عملیات ویژه ام‌سی‌ــ۱۳۰ جی بود که کاملا بارگیری شده بودند و درون آن‌ها چندین هلی‌کوپتر عملیات ویژه ام‌اچ-۶ لیتل برد و تجهیزات دیگر قرار داشت. زمین مرطوب و شنی محل فرود و به‌ویژه برخاست را بسیار دشوار می‌کرد.

نیروهای ویژه پس از یافتن افسر زخمی، او را به‌سرعت به این پایگاه موقت منتقل کردند، اما خارج کردن او و همچنین هواگردهایی که برای یافتنش به کار رفته بودند، بسیار چالش‌برانگیز شد. ترامپ گفت: «وقتی هواپیماهای ام‌سی‌ــ۱۳۰ جی در آن زمین‌های مرطوب و شنی گیر کردند، ما آن‌ها را کاملا منهدم کردیم. هلی‌کوپترهای ام‌اچ-۶ لیتل برد نیز در همان محل منهدم شدند، زیرا هواپیماهای جایگزین قادر به انتقال آن‌ها نبودند. برای جایگزینی ام‌سی‌ــ۱۳۰ جی‌ها، هواپیماهای سبک‌تر و سریع‌تری آمدند و نیروها و تجهیزات را خارج کردند.»

او به احتمال زیاد به هواپیمای سی‌ــ۲۹۵ دبلیو (CASA C-295W) اشاره می‌کرد که هواپیمایی با قابلیت نشست و برخاست کوتاه اصلاح‌شده برای ماموریت‌های عملیات ویژه است.

گزارش‌ها حاکی است خلبانان برای ارسال موقعیت و وضعیت خود از سیستم ارتباطی سی‌اس‌ئی‌ال (CSEL) استفاده کردند که ارتباط امن ماهواره‌ای با احتمال پایین رهگیری را فراهم می‌کند. نیروهای آمریکایی حدود ۱۴ ساعت پس از سرنگونی جنگنده، توانستند موقعیت افسر سامانه‌های تسلیحاتی را از طریق این سیگنال‌ها شناسایی کنند. 

سازمان سیا برای خرید زمان بیشتر، یک طرح فریب هم طراحی کرد. به این صورت که وانمود شود افسر سامانه‌های تسلیحاتی پیدا شده و در حال انتقال به خارج از ایران از مسیرهای زمینی است تا به ساحل برسد و از آنجا از طریق دریا خارج شود. با این حال، یکی از چندین گروه جست‌وجوی ایرانی در دامنه کوهی که این افسر آنجا پنهان شده بود، مستقر شدند

نیروهایی که در باند موقت مستقر شده بودند، آتش پشتیبانی فراهم کردند، اما وارد درگیری مستقیم با دشمن نشدند. با این حال، ارتش آمریکا اقدام‌های دیگری نیز انجام داد. از جمله اخلال در سامانه‌های الکترونیکی و بمباران جاده‌های کلیدی اطراف منطقه برای جلوگیری از نزدیک شدن افراد. تصاویر ماهواره‌ای هم نشان می‌دهد جاده‌های منتهی به محل فرود با دقت و به‌صورت یکنواخت با مهمات دقیق تخریب شده‌اند.

بر اساس گزارش فاکس‌نیوز، به نقل از منابع ارشد آمریکا، بمب‌افکن‌های بی-۲ اسپیریت (B-2 Spirit) هم در جریان این عملیات، از مهمات سنگرشکن سنگین برای هدف قرار دادن یک مقر زیرزمینی سپاه پاسداران در نزدیکی تهران استفاده کردند.

این عملیات نجات در شرایطی که انتقادها از این جنگ بالا گرفته بود، به نقطه‌ای مثبت برای کاخ سفید و پنتاگون تبدیل شد و بیش از هر چیز، یادآور این نکته بود که آمریکا تا چه حد حاضر است پیش برود و برای بازگرداندن نیروهایش چه میزان هزینه (جانی و مالی) کند. در عین حال، نشان می‌دهد که با وجود آسیب‌های سنگینی که آمریکا و اسرائیل به سامانه‌های پدافند هوایی جمهوری اسلامی وارد کرده‌اند، ایران در حریم هوایی خود همچنان تهدیدی برای جنگنده‌های خارجی محسوب می‌شود.

طبق گزارش فاکس‌نیوز، هر دو خدمه جنگنده ساقط‌شده به مرکز پزشکی نظامی لندشتول در آلمان منتقل شده‌اند و به‌زودی به آمریکا بازخواهند گشت. خلبان در وضعیت خوبی قرار دارد و افسر دوم نیز با وجود جراحات بیشتر، بهبود خواهد یافت.

بیشتر از جهان