نزدیک به یک ماه از کشته شدن علی خامنهای در عملیات نظامی مشترک ایالات متحده آمریکا و اسرائیل میگذرد و حالا مسئله خاکسپاری او به یکی از چالشهای جدی برای ساختار قدرت در جمهوری اسلامی تبدیل شده است.
ادامه تاخیر در دفن یا نحوه برگزاری مراسم خاکسپاری او در هر حال برای حکومت رسوایی به بار خواهد آورد. از یک سو، دفن مخفیانه میتواند بهعنوان نشانهای از ضعف و بحران، به رسوایی سیاسی گسترده منجر شود و از سوی دیگر، برگزاری مراسمی «باشکوه» نیز عملا با موانع جدی روبرو است، چرا که علاوه بر احتمال بروز واکنشهای اعتراضی در داخل، شرایط امنیتی و سیاسی هم بهگونهای است که نه امکان دعوت از رهبران خارجی وجود دارد و نه حضور بسیاری از مقامهای داخلی ممکن است، زیرا یا در اختفا بهسر میبرند یا کشته شدهاند و مرگشان پنهان نگه داشته شده است. در نتیجه، هر دو سناریو میتواند هزینههای سنگینی برای حاکمیت به همراه دارد و مسئله خاکسپاری را به بحرانی جدی تبدیل کرده است.
پس از کشته شدن علی خامنهای در صبح نهم اسفند ۱۴۰۴، با وجود تایید این خبر از سوی ایالات متحده و اسرائیل، مقامها و رسانههای رسمی جمهوری اسلامی تا بامداد دهم اسفند آن را تکذیب کردند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
پس از تایید، خبرگزاری فارس، رسانه وابسته به سپاه پاسداران، اعلام کرد که مراسم «وداع» با خامنهای قرار است در فاصله روزهای ۱۳ تا ۱۵ اسفند ۱۴۰۴ در مصلای تهران برگزار شود و پس از آن جسد او برای دفن به مشهد منتقل خواهد شد، اما اندکی بعد اطلاع دادند که این مراسم لغو شده است.
آرمان و ایدهآل کارگزاران جمهوری اسلامی این بود که مراسم تشییع و خاکسپاری بهگونهای برگزار شود که تصویری از تشییع «رهبر جهان اسلام» را بازسازی کند؛ مراسمی حتی گستردهتر و پرشکوهتر از آنچه ۳۶ سال پیش برای روحالله خمینی برگزار شد.
با این حال، تحقق چنین سناریویی مستلزم مقدماتی گسترده است؛ از بسیج نیروهای نیابتی در کشورهای مختلف که سالها از حمایت مالی و سیاسی جمهوری اسلامی برخوردار بودهاند گرفته تا حضور رهبران کشورهای جهان و مشارکت گسترده مقامها داخلی، اما در عمل، هیچیک از این شرایط فراهم نیستند.
اعزام نیروهای نیابتی به سازماندهی نیاز دارد که در شرایط جنگی امکانپذیر نیست. حضور سران کشورهای جهان نیز به دلیل لغو پروازها عملا غیرممکن است. ضمن اینکه رهبران بسیاری از کشورها به دلیل سیاستهای تنشزای خامنهای، حتی از ارسال پیام تسلیت نیز خودداری کردند، چه رسد به شرکت در مراسم او در تهران.
در داخل کشور نیز وضعیت بحرانی است. شماری از مقامهای ارشد، به دلیل ترس از ترور مخفی شدهاند و امکان حضور در مراسمی علنی را ندارند. افزون بر این، گزارشهایی تاییدنشده هم از احتمال کشته شدن برخی دیگر وجود دارد. مثلا رئیسجمهوری آمریکا تاکنون چندین بار گفته است که جلسه خبرگان رهبری هدف قرار گرفته و اعضای آن کشته شدهاند. این سخنان و بیخبریهای معنادار درباره وضعیت برخی چهرههای نظام اسلامی ابهامهایی را ایجاد کرده است.
مجموعه این عوامل دست به دست هم دادهاند تا جسد علی خامنهای همچنان دفن نشود؛ وضعیتی که حتی با موازین فقهی شیعه نیز در تعارض قرار میگیرد.
در منابع موجود شیعه، بر تعجیل در دفن میت (فرد فوت شده) تاکید جدی وجود دارد. در وسائلالشیعه، یکی از مهمترین منابع فقه شیعه، احادیث متعدد به نقل از پیامبر اسلام، بر ضرورت دفن سریع مردگان تاکید دارند. از جمله نقل شده است: «هرگاه یکی از شما بمیرد، او را نگه ندارید و سریع به قبرش برسانید» یا «اگر میت در روز بمیرد، نباید نیمروز را جز در قبر بگذراند». همچنین در روایتی کوتاه و صریح آمده است که «مردگان خود را معطل نگه ندارید».
خود علی خامنهای نیز در پاسخ به استفتائات مرتبط با احکام میت، در مورد دفن میت حتی در شب اظهارنظر کرده، از جمله اینکه حتی اگر فردی شبهنگام فوت کند، دفن او در ساعات شبانه هم «بدون اشکال» است.
در باور عمومی، نیز تاخیر در دفن مردگان ناپسند است و این اعتقاد وجود دارد که روح میت تا زمان دفن بهنوعی در وضعیت تعلیق قرار میگیرد و تا به خاک سپرده نشود، آرامش ندارد. حتی گفته میشود که روح چشمانتظار تعیین تکلیف بدن است و هرگونه تاخیر در خاکسپاری میتواند موجب رنج، سرگردانی یا بیقراری آن شود. به همین دلیل، خانوادهها معمولا تلاش میکنند در کوتاهترین زمان ممکن، مراحل غسل، کفن و دفن عزیزان فوتشده خود را انجام دهند تا به اصطلاح عمومی، «حرمت مرده» را نگه دارند.
با در نظر گرفتن تمامی این موارد، میتوان دریافت که طولانی شدن دفن علی خامنهای تا چه اندازه با اصول مذهبی شیعه و هنجارهای اجتماعی در تعارض است.
البته در طول تاریخ موارد متعددی از تاخیر یا امتناع از دفن شخصیتهای مهم یا رهبران کشورها وجود دارد. از نگهداری و مومیایی کردن جسد رهبران سیاسی مانند لنین و مائو برای اهداف نمادین گرفته، تا تعویق در خاکسپاری پادشاهانی مانند ادوارد دوم به دلیل بحرانهای سیاسی. با این حال، نکته قابلتوجه آن است که هیچیک از این افراد در چارچوب سنتها و احکام اسلامی قرار نمیگرفتند و تاخیر در دفن آنان نیز در بستری متفاوت از دستورات دین اسلام رخ داده است.
همین تعارض بین تاخیر در دفن خامنهای و اصول فقه شیعه بر تعجیل دفن میت است که اکنون دستمایه طنز و کنایه بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی شده است و آنها در واقع خشم، نفرت و حتی میل به انتقام خود را در قالب هجو و طعنههای گزنده درباره دفن نشدن خامنهای بروز میدهند.

