تفاوت‌ اولویت‌های آمریکا و اسرائیل درقبال جمهوری اسلامی درحال آشکار شدن است

آمریکا ایران را از دریچه مسئولیت‌های جهانی و اهداف راهبردی‌اش می‌بیند، در حالی که رویکرد اسرائیل بیشتر منطقه‌ای است

حمله گسترده اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی ایران در هفته گذشته واکنش تلافی‌جویانه جمهوری اسلامی علیه کشورهای حاشیه خلیج فارس را درپی داشت و نگرانی‌هایی درباره امنیت عرضه جهانی انرژی و افزایش قیمت سوخت برانگیخت. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، ابتدا اعلام کرد آمریکا از این حمله اطلاعی نداشت، اما بعد موضعش را تغییر داد و گفت به اسرائیل درباره حمله به این تاسیسات هشدار داده بود. نیویورک تایمز می‌نویسد این تلاش برای فاصله‌گیری از حمله نشان‌دهنده تفاوت اهداف آمریکا و اسرائیل در ادامه جنگ با جمهوری اسلامی است.

آمریکا به‌عنوان یک قدرت جهانی، توجه زیادی به امنیت عرضه انرژی در سطح جهان و حفاظت از متحدان منطقه‌ای‌اش در خلیج فارس دارد. همچنین، با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای، مسئله افزایش قیمت بنزین در آمریکا برای دولت ترامپ اهمیت ویژه‌ای دارد. در مقابل، اسرائیل به‌عنوان یک قدرت منطقه‌ای، اهداف راهبردی متفاوت و محدودتری دارد. این کشور دارای منابع گاز طبیعی است، وابستگی اندکی به تنگه هرمز دارد و مسئولیتی در قبال جریان آزاد تجارت جهانی احساس نمی‌کند. از دید اسرائیل، جمهوری اسلامی، به‌ویژه به‌دلیل برنامه هسته‌ای و موشک‌های بالستیک، تهدیدی مستقیم به‌شمار می‌رود.

آرون دیوید میلر، از بنیاد کارنگی، تاکید می‌کند تفاوت در جایگاه جهانی دو کشور به تفاوت در ارزیابی تهدیدها و اهداف منجر می‌شود. 

سوزان مالونی، مدیر برنامه سیاست‌گذاری خارجی در موسسه بروکینگز، نیز معتقد است علاوه بر تفاوت اهداف، توانایی دو کشور در تحمل هزینه‌های جنگ، به‌ویژه در بلندمدت، متفاوت است. از نظر آمریکا، بسته‌شدن طولانی‌مدت تنگه هرمز می‌تواند به رکود جهانی و افزایش قیمت سوخت  منجر شود، در حالی که اسرائیل حساسیت کمتری به این مسئله دارد و بیشتر بر تحقق اهداف نظامی‌اش متمرکز است.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

اسرائیل مصمم‌تر از آمریکا به دنبال تغییر رژیم در ایران، نابودی برنامه موشکی و تضعیف نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی مانند حزب‌الله است. تحلیلگران می‌گویند اسرائیل حتی احتمال فروپاشی و بی‌ثباتی در ایران را نیز قابل‌قبول‌تر می‌داند. این کشور که از زمان حمله حماس در اکتبر ۲۰۲۳ در وضعیت جنگی قرار دارد، آمادگی بیشتری برای تحمل تلفات و خسارت‌های اقتصادی دارد و این شرایط را فرصتی برای تضعیف جمهوری اسلامی با حمایت آمریکا می‌بیند.

حمله به میدان گازی پارس جنوبی در این چارچوب اقدامی منطقی برای اسرائیل تلقی می‌شود. پیش از آن نیز حملاتی به انبارهای سوخت ایران انجام شده بود که واشنگتن به‌طور خصوصی از این اقدام انتقاد کرده بود. واکنش اولیه تند ترامپ به این حمله پس از حملات تلافی‌جویانه جمهوری اسلامی به تاسیسات گازی قطر و عربستان سعودی ابراز شد.

این موضع‌گیری ترامپ احتمالا بر تصمیم‌‌های اسرائیل تأثیر خواهد گذاشت، زیرا بنیامین نتانیاهو، که باید تا ماه اکتبر انتخابات برگزار کند، به حفظ حمایت آمریکا اهمیت زیادی می‌دهد. درنتیجه، اسرائیل ممکن است تحت فشار قرار گیرد تا از حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران یا حتی ادامه جنگ خودداری کند. به گفته میلر، در نهایت منافع نتانیاهو برای تغییر وضعیت ایران با نیاز ترامپ برای پایان جنگ روبه‌رو خواهد شد و ممکن است اسرائیل ناچار به پذیرش این تصمیم شود.

در سطح اهداف کلان، هر دو کشور ابتدا بر سر تغییر رژیم و تضعیف توان نظامی جمهوری اسلامی، از جمله برنامه هسته‌ای، اشتراک نظر داشتند. اما ترامپ از راه‌حلی مشابه ونزوئلا سخن گفته است که ساختار سیاسی باقی می‌ماند اما افراد راس قدرت تغییر می‌کنند، در حالی که اسرائیل خواستار تغییرات عمیق‌تری در ساختار رهبری ایران است. اسرائیل بیشتر بر برنامه‌های هسته‌ای و موشک‌های بالستیک و نهادهای اصلی نظام تمرکز دارد، در حالی که آمریکا توجه بیشتری به تهدید موشک‌های کوتاه‌برد، پهپادها و توان دریایی جمهوری اسلامی، به‌ویژه در خلیج فارس و تنگه هرمز دارد.

کارشناسان همچنین اشاره می‌کنند حتی درصورتی‌که تغییر رژیم رخ ندهد، تضعیف جمهوری اسلامی می‌تواند به اسرائیل امکان اجرای سیاست «مهار قهری» از طریق حملات دوره‌ای را بدهد. در مقابل، کشورهای خلیج فارس و ترکیه ایران ورشکسته و فروپاشیده نمی‌خواهند، زیرا آن را عامل افزایش مهاجرت و بی‌ثباتی می‌دانند.

منافع راهبردی گسترده‌تر آمریکا شامل ثبات بازارهای انرژی، وضعیت تنگه هرمز، میزان مصرف مهمات، استقرار طولانی‌مدت نیروهای نظامی و تاثیر این جنگ بر سایر جبهه‌ها مانند اوکراین و منطقه آسیا-اقیانوسیه است. این ملاحظات لزوما در اولویت تصمیم‌گیری اسرائیل قرار ندارد، که بر رفع تهدید جمهوری اسلامی متمرکز است.

با این حال، هر دو کشور نگرانی مشترکی درباره سرنوشت ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده ایران دارند که از لحاظ نظری برای ساخت چندین سلاح هسته‌ای کافی است. مشخص نیست این مواد پس از حملات اخیر در چه وضعیتی قرار دارند و چگونه می‌توان آن‌ها را نابود یا ایمن‌سازی کرد. برخی تحلیلگران احتمال می‌دهند که درنهایت، حتی در صورت تضعیف شدید جمهوری اسلامی، جنگ با مذاکراتی درباره برنامه هسته‌ای به پایان برسد.

در همین حال، برخی مقام‌های سابق اسرائیلی هشدار می‌دهند که پایان سریع جنگ ممکن است به نتایج نامطلوبی منجر شود و تاکید دارند که با ورود به درگیری نظامی، باید به دنبال دستیابی کامل به اهداف بود. درنهایت، ادامه یا توقف جنگ به میزان تمایل سیاسی دولت آمریکا برای ادامه مسیر بستگی خواهد داشت.