سفرههای هفتسین سال ۱۴۰۵ هجری خورشیدی (۱۲۸۵ شاهنشاهی)، با سالهای پیش تفاوتی معنادار دارد و «سین» دیگری هم به سفرهها افزوده شده است: سینِ سوگ هزاران جان عزیزی که در دیماه خونین، هدف گلولههای استبداد قرار گرفتند. اکنون میلیونها ایرانی در حالی سال جدید را آغاز میکنند که اندوهی سترگ و داغی سهمگین بر دل دارند.
سال ۱۴۰۴ برای مردم ایران، به درازای یک عمر گذشت؛ عمری سرشار از لحظههای سخت. جهان از قساوتی که بر این مردم روا شد، انگشت به دهان ماند و روان جمعی جامعه از این سوگ بزرگ زخمی عمیق برداشت. زخمی مشابه ترومای شکست از سپاه اسلام در قادسیه، حمله ویرانگر چنگیز، ویرانی میهن زیر پای تیمور، سقوط اصفهان به دست محمود افغان و وحشیگریهای آغامحمدخان در کرمان.
با این حال، زخم سالی که گذشت از رخدادهای پیشین سهمگینتر هم بود، چرا که این بار عامل کشتار ایرانیان نه مهاجم خارجی که قدرت داخلی بود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
با وجود این جراحت عمیق و در بحبوحه جنگ جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل، ایرانیان در داخل و خارج از کشور سنت باستانی نوروز را از یاد نبردهاند و سفرههای هفتسین خانههایشان را بهعنوان نماد استقامت، نوزایی و برخاستن دوباره آراستهاند. با این تفاوت که اکنون تصاویر جاویدنامان میهن نیز کنار سفرهها جای گرفته است.
در روزهای منتهی به پایان سال، بسیاری از ایرانیان تصاویری از سفرههای هفتسین خود را با عکسهای جاویدنامان میهن و پرچمهای شیر و خورشید در شبکههای اجتماعی منتشر کردند.
همانگونه که ایرانیان باستان بر این باور بودند که هنگام سال نو، فروهرها و ارواح گذشتگان به خانههایشان بازمیگردند تا شگون و برکت بیاورند، تصاویر جاویدنامان بر سفرههای امسال هم فراتر از یک یادبود صرف، بازگشتی به همین باور عمیق است؛ گویی ایرانیان دریافتهاند که یاد این جانهای عزیز اسم رمز آزادی و رهایی ایران خواهد بود.
سنت نوروزی «شگون» و «خوشقدمی» نیز در همین باور ریشه دارد. در بخشهایی از ایران و برخی خانوادهها رسم است که هنگام تحویل سال، یکی از اعضا با ظرفی آب و شاخه گل یا سبزهای در دست، پشت در میایستد. پس از تحویل سال، در میزند، از او میپرسند «کیستی؟» و پاسخ میدهد: «خوشبختی، رهایی، سلامتی، ثروت و برکت.»
در ایران باستان، آب جایگاهی مینوی داشت و نماد روشنایی بود و سبزه، نویدبخش رویش دوباره. مرسوم است کسی که پشت در میایستد، یا کودکی معصوم باشد یا فردی که به پاکنهادی و خوشقدمی شهرت دارد.
باورهای اساطیری همواره معانی چند لایه و عمیق داشتهاند، همانگونه که آب، مظهر نور و سبزی نماد نوزایی است، خانه نیز میتواند استعارهای از سرزمین باشد. به همین ترتیب خانواده را نیز میتوان ملت بههم پیوسته ایران دانست.
بر اساس این خوانش، هزاران جاویدنام پاکنهاد که در راه آزادی جان باختند، در حالی که نام و یادشان مظهر نور و نوزایی است به مثابه نیروهای پیشبرنده و زنده به خانه بازمیگردند و آزادی، رهایی و برکت را با خود به ارمغان میآورند. چنانکه بهرام بیضایی، استاد مسلم هنرهای نمایشی سرود: «من مردمی را میشناسم که هنوز میگویند آرش بازخواهد گشت.»

