سرانجام روز موعود فرا رسید و یکی از مهمترین جشنهای ملی ایران که از حدود پنج دهه پیش تاکنون، بیشترین خشم و انزجار کارگزاران نظام اسلامی را برانگیخته بود، به هنگامه آخرین نبرد برای پیروزی نور بر تاریکی تبدیل شد.
چهارشنبهسوری که فصل پایانی کتاب زمستان است، امسال برای ایرانیان علاوه بر اینکه رسیدن بهار و فصل شکفتن را نوید میدهد، ارمغان شکست تاریکی و پایان استبداد دینی نیز هست؛ پایانی از نوع همان چیزی که مردم در طولانیترین شب سال آرزو کردند: پایان شب سیه سفید است.
یک سال پیش، در آستانه برگزاری چهارشنبهسوری ۱۴۰۳، پس از اینکه شاهزاده رضا پهلوی از ایرانیان خواست در سراسر جهان این جشن را با شور ملی برگزار کنند، ویدیوها و تصاویری در شبکههای اجتماعی فراگیر شد که اشتیاق مردم ایران را برای رسیدن به روز رهایی آشکار میکرد؛ از نوجوانانی که تصاویر خمینی و خامنهای را در آتش میانداختند تا فریاد «آزادی» که از شهرک اکباتان تا رشت طنینانداز شد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در این یک سال، اتفاقهای زیادی رخ داد. جمهوری اسلامی در دیماه ۱۴۰۴، سرکوبی مرگبار و خونین را رقم زد و در نهم اسفندماه نیز علی خامنهای کشته شد تا روزنههای نور و رهایی به روی ایرانیان گشوده شود.
حالا بار دیگر نظام اسلامی در میانه جنگ با اسرائیل و آمریکا، هراس خود را از مردم آشکار و تهدیدها درباره برگزاری این روز را آغاز کرده است. در سوی دیگر شاهزاده رضا پهلوی از ایرانیان خواسته است که امسال چهارشنبهسوری را به یاد کسانی که برای بازپسگیری ایران و هویت ملی جان خود را از دست دادهاند، با شوری ملی برگزار کنند. او از ایرانیان خارج از کشور نیز درخواست کرد این مراسم را مقابل سفارتخانههای جمهوری اسلامی در شهرهای مختلف دنیا برگزار کنند و فریاد آزادی سر دهند.
شاهزاده رضا پهلوی آتش چهارشنبهسوری را «نماد نور و پاکی ایران» خواند و گفت که یقین دارد این نور بر «تاریکی و پلیدی جمهوری اسلامی» پیروز میشود و ایران را از «اشغالگران جنایتکار» پاک میکند.
جشن پیروزی نور بر تاریکی
در ایران باستان، آتش مظهر پاکی و راستی و گذر از آن به معنای رهایی از هرگونه آلودگی و ناپاکی بود. ایرانیان باستان برای گشایش گرههای زندگی خود به فرشته نگهبان آتش که در زبان فارسی به نام «آذر» معروف است، پناه میبرند و برای خشنودی او، در آتشدانها و آتشکدهها چوبهای خوشبو میسوزاندند.
کهنترین منبع تاریخی که به جشن آتش افروختن پایان سال در ایران باستان اشاره کرده، کتاب «تاریخ بخارا» اثر ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی است. در این کتاب، این جشن «شب سوری» نام دارد و به روز چهارشنبه اشارهای نشده است، اما حکیم ابوالقاسم فردوسی آنجا که نبرد بهرام چوبین با پسر ساوهشاه را شرح میدهد، به موعد برگزاری این جشن در روز چهارشنبه اشاره میکند و میسراید:
بشد چارشنبه هم از بامداد/ بدان باغ کامروز باشیم شاد
ببردند پرمایه گستردنی/ می و رود و رامشگر و خوردنی
ز جیحون همی آتش افروختند/ زمین و هوا ار همیسوختند
ابوریحان بیرونی در کتاب «نمونههای نخستین انسان و نخستین شهریار» درباره آداب برگزاری چهارشنبهسوری نوشته است: «در این شب همه بر بامهای خانه آتش میافروختند. در پایان پنج روز کبیسه و در آغاز نوروز بزرگ، بر بامها آتش میافروختند.»
در میان ایرانشناسان متاخر نیز ژاله آموزگار، استاد برجسته زبانهای باستانی ایران، رسم کهن چهارشنبهسوری را آیینی برای زدودن ناپاکیها به وسیله آتش میداند؛ آیینی که نتیجهاش «نیکبختی و شادکامی» است.
سور در زبان فارسی دو معنا دارد: جشن و سرخ که هر دو معنی در «چهارشنبهسوری» کاربرد دارند. چه آن را «چهارشنبه سرخ» بدانیم، چه «جشن چهارشنبه»، هر دو گذر از مرحلهای به مرحلهای دیگر همراه با کامروایی و سرور را تداعی میکنند.
چهارشنبهسوری از غروب آخرین سهشنبه اسفندماه شروع میشود و تا ساعات اولیه بامداد آخرین چهارشنبه سال ادامه دارد. این سنت باستانی علاوه بر برافروختن آتش و پریدن از روی آن، آداب دیگری هم دارد؛ ایرانیان هنگام پریدن از روی آتش زردی خود را به آن میسپارند و به جایش سرخی میگیرند تا از شر ناپاکی، بیماری و مشکلات خلاص شوند.
چهارشنبهسوری در مناطق مختلف ایران، آداب و رسوم خاص و متفاوتی دارد که مختص مردم آن دیار است، اما برخی رسمهای این مناسبت مثل فالگوش ایستادن و قاشقزنی در اکثر نقاط ایران رایجاند.
تمام این رسمها و سنتها که از ایران باستان به یادگار ماندهاند، نماد امید ایرانیان به از راه رسیدن روزهایی نیکو به شمار میروند؛ روزهایی که در آنها از رنج و ستم خبری نیست و آدمیان با صلح و شادی کنار هم زندگی میکنند و در کاسه یکدیگر نقلونبات میریزند.
معنای پنهان و عمیق چهارشنبهسوری
از آنجا که آتش در جهانبینی ایران باستان، مرتبه مینوی دارد، عبور یا پریدن از روی آن نیز به معنای نوعی پاکسازی و طی طریق از مرحلهای به مرحله دیگر است. فردی که از روی آتش میپرد، از ستم، آلودگی، بیماری و اندوه عبور میکند و با سپردن زردی خود به آتش، از آن سرخی و رهایی هدیه میگیرد.
در معنای پنهان و عمیق، این جشن در اصل آیینی آتشمحور برای بدرقه زمستان و یادآور این است که هیچ شب و ظلمتی ماندگار نخواهد بود. ایرانیان در واقع انتظار برای رسیدن به این جشن را از شب یلدا که بلندترین شب سال است، آغاز میکنند که در آن نیز معنایی نمادین نهفته است.
شاید برای همین است که رهبران جهموری اسلامی همواره به مناسبت تاختهاند و سعی بر زدودن آن داشتهاند. علاوه بر اینکه دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی هر سال به روشهای مختلف، میکوشد مانع برگزاری این جشن شود. انزجار حاکمان جمهوری اسلامی از این روز را میتوان در میان سخنرانیها و اظهارنظرهایشان پیدا کرد. مثلا مرتضی مطهری این جشن را «مراسم احمقها» خواند و مکارم شیرازی ادعای «حرام» و «خرافه» بودن این جشن را مطرح کرد. احمد خاتمی هم پیشتر گفته بود دشمنان میخواهند با پررنگ کردن چهارشنبهسوری، مراسم مذهبی را در ایران کمرنگ کنند.
همین نفرت، انزجار و خشم بود که باعث شد شورای عالی انقلاب فرهنگی نام چهارشنبهسوری را در تقویم رسمی ایران به نام جعلی «روز تکریم همسایگان» تغییر دهد. این شورا زیر نظر مستقیم علی خامنهای، رهبر کشتهشده جمهوری اسلامی، طی سالهای متمادی مسئولیت تدوین سیاستهای کلان جمهوری اسلامی در حوزههای فرهنگ و آموزش را بر عهده داشت.
بهرغم تمام تلاشهای حکومت برای به حاشیه راندن آیینهای ملی از جمله چهارشنبهسوری، ایرانیان هر سال با عزم و اراده بیشتری این آیینها را برگزار کردهاند و در تقابل آشکار با حکومت به میراث ملی و فرهنگیشان توجه بیشتری نشان دادهاند.
در سالهای اخیر نیز آیینهایی مانند جشن سده، شب یلدا و چهارشنبهسوری به فرصتی برای همگرایی مردم و نافرمانی مدنی در برابر حکومت مستبد تبدیل شدهاند. اکنون که جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری به فروپاشی نزدیک است، ایرانیان در داخل و خارج از کشور قصد دارند این جشن و آیین ملی را با آرمانهای آزادیخواهانه و عبور از تاریکی و استبداد پیوند بزنند.
شاید بتوان اینگونه تفسیر کرد که سرخی امسال آتش چهارشنبهسوری، نماد خونهای پاکی است که در راه آزادی میهن بر زمین ریخت و زردی آن نیز نشانهای آشکار از زوال استبداد است. ایرانیان آمادهاند با پشت سر گذاشتن زمستان بیداد، طلوع خورشید آزادی را در آغوش بگیرند.

