موشک در کلانتری باغ فیض؛ روایت بازداشت‌شدگان از سال‌ها خشونت و سرکوب

آنچه شامگاه ۱۱ اسفند در پونک فرو ریخت، تنها دیوارهای یک مرکز انتظامی نبود، بلکه یکی از ستون‌های اصلی ماشین سرکوب شهری جمهوری اسلامی بود

ویدیویی که شامگاه دوشنبه ۱۱ اسفند به دست ایندیپندنت فارسی رسید، نشان می‌دهد ساختمان اصلی کلانتری ۱۴۰ باغ ‌فیض در غرب تهران به‌طور کامل منهدم شده است. در تصاویر، سقف بخش‌های مرکزی فروریخته، دیوارهای طبقات بالا شکافته شده و تنها چند ستون بتنی از سازه اصلی باقی مانده است. شدت انفجار به‌گونه‌ای بوده که بخش عمده ساختمان اصلی تخریب شده و محوطه اطراف نیز آسیب دیده است.

این حمله در ادامه موج هدف‌گیری مراکز انتظامی در تهران رخ داد. اطلاعات رسیده به ایندیپندنت فارسی نشان می‌دهد که طی سه روز گذشته، علاوه بر کلانتری ۱۴۰ باغ ‌فیض، کلانتری‌ ۱۰۴ عباس‌آباد، ۱۰۹ بهارستان، ۱۱۳ بازار ۱۵ خرداد، ۱۲۱ پیروزی، ۱۳۳ شهرزیبا، ۱۳۸ جنت‌آباد، ۱۳۱ شهرری، ۱۵۳ شهرک ولی‌عصر، ۱۵۸ کیانشهر، ۱۳۹ مرزداران و همچنین کلانتری ۱۵۱ یافت‌آباد هدف حملات موشکی قرار گرفتند و به‌طور کامل تخریب شدند.

با این حال در این میان، کلانتری ۱۴۰ محله باغ ‌فیض برای بسیاری از معترضان در تهران تنها یک مرکز انتظامی نبود، بلکه نقطه‌ای شناخته‌شده در چرخه بازداشت‌های خشونت‌آمیز و نخستین مرحله فشار امنیتی به شمار می‌رفت.

مردی ۳۲ ساله که در جریان اعتراض‌های روز ۱۸ دی در انقلاب ملی ایرانیان بازداشت شد، می‌گوید پس از دستگیری در غرب تهران، او را به همین کلانتری منتقل کردند. او به ایندیپندنت فارسی گفت: «آن‌قدر زدند که هنوز بعد از دو ماه نمی‌توانم درست راه بروم. پاهایم را شکستند. هیچ رسیدگی پزشکی نکردند. فقط می‌گفتند باید اعتراف کنی.» به گفته او، ضرب‌وشتم‌ها در همان ساعات اولیه بازداشت انجام شد و هیچ دسترسی به وکیل یا تماس با خانواده نداشت.

او همچنین توضیح داد که بسیاری از نیروهای یگان ویژه که در شب‌های ۱۸ و ۱۹ دی در محدوده پونک به سمت معترضان شلیک می‌کردند، پس از پایان عملیات به همین کلانتری در باغ فیض بازگشتند: «خیلی از دوستانمان همان شب کشته شدند. بعضی‌ها را که بردند، دیگر برنگشتند. وقتی دیدم این ساختمان فرو ریخته است، حس کردم بخشی از آن کابوس فرو ریخت.»

پریا، زن جوان ۲۷ ساله و اهل محله پونک، هم می‌گوید نخستین تجربه بازداشتش به سال ۱۳۹۸ بازمی‌گردد؛ زمانی که تنها ۲۱ سال داشت و به دلیل آنچه «حجاب نامناسب» خوانده شد، بازداشت و به کلانتری ۱۴۰ منتقل شد. او روایت می‌کند: «در حیاط کلانتری نگهمان داشتند. ماموران زن و مرد بودند. فحش می‌دادند، هل می‌دادند و می‌زدند. تحقیر می‌کردند. احساس می‌کردم هیچ قانونی وجود ندارد.» به گفته او، فضای حیاط و اتاق‌های داخلی کلانتری برای بازداشت‌شدگان محیطی پر از تهدید و فشار روانی بود.

او می‌گوید پدرش که همان شب برای آزاد کردن او مراجعه کرد، نیز با توهین و برخورد تحقیرآمیز مواجه شد: «پدرم را جلو من تحقیر کردند. برای من آنجا یک شکنجه‌گاه بود.» پریا می‌گوید خانواده‌ها در سال‌های گذشته بارها شنیده بودند که جوانانی از این مرکز منتقل و هفته‌ها بعد با پرونده‌های امنیتی یا احکام قضایی سنگین روبرو شده‌اند.

مردی ۴۵ ساله نیز می‌گوید سال ۱۳۸۷ مقابل همین کلانتری به دلیل داشتن یک بطری مشروب (عرق کشمش) دست‌ساز بازداشت شد. او می‌گوید: «مست هم نبودیم. فقط یک بطری بود. ما را تا صبح کتک زدند. بعد دادگاه رفتیم و برای هرکدام سه ماه زندان بریدند.» او افزود در تمام سال‌هایی که این مرکز فعال بود، برخورد ماموران آن با تمامی اهالی پونک «خشونت‌آمیز و تحقیرکننده» بود.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

به گفته او، در اعتراض‌های ۱۸ و ۱۹ دی امسال نیز ماموران همین کلانتری را در محدوده پونک دید که به سمت مردم شلیک می‌کردند: «ساچمه می‌زدند، تیر جنگی می‌زدند. بعضی‌ها را کور کردند، ده‌ها نفر را هم در چهارراه پونک کشتند.»

گزارش‌های پیشین ایندیپندنت فارسی طی هفته‌های اخیر، از شکنجه، مرگ در بازداشت، ناپدیدسازی و اعدام‌های پنهانی در کلانتری‌ها و بازداشتگاه‌های ایران پرده برداشته‌اند. در آن گزارش‌ها، چرخه‌ای توصیف شد که از خیابان آغاز می‌شد، به کلانتری می‌رسید و در مواردی به بازداشتگاه‌های بزرگ‌تر، شکنجه، مرگ و انتقال پنهانی اجساد ختم می‌شد. خانواده‌های بسیاری گفته‌اند نخستین مراجعه برای یافتن عزیزان بازداشت‌شده‌شان، به همین مراکز انتظامی بوده؛ مراجعاتی که در موارد متعدد با تهدید، تحقیر یا بی‌پاسخی روبرو شده است.

در چنین زمینه‌ای، هدف قرار گرفتن کلانتری ۱۴۰ باغ‌ فیض برای بخشی از اهالی تهران و محله پونک، صرفا تخریب یک ساختمان تلقی نمی‌شود. این مکان برای بسیاری یادآور نخستین ضربات، نخستین توهین‌ها و نخستین ساعت‌های بی‌پناهی در بازداشت است؛ جایی که بازداشت خیابانی به پرونده‌سازی، فشار روانی و گاه آسیب‌های جسمی جبران‌ناپذیر ختم می‌شد.

آنچه شامگاه ۱۱ اسفند در باغ‌ فیض فرو ریخت، تنها دیوارهای یک مرکز انتظامی نبود، بلکه یکی از ستون‌های اصلی ماشین سرکوب شهری جمهوری اسلامی بود؛ محلی که در حافظه بخشی از معترضان با سال‌ها بازداشت خشونت‌آمیز و برخوردهای تحقیرآمیز گره خورده است.