اطلاعات رسیده به ایندیپندنت فارسی نشان میدهد که علاوه بر ماموران گارد ویژه نیروی انتظامی و نیروهای بسیج و سپاه پاسداران، نیروهای وابسته به شهرداری تهران با مدیریت علیرضا زاکانی، در کنار نیروهای افغان تیپ فاطمیون و همچنین نیروهای سپاه قدس نیز در روزهای اوج انقلاب ملی ایرانیان نقشی کلیدی در سازماندهی پروژه سرکوب و کشتار خونین معترضان در پایتخت ایران داشتهاند.
این سرکوب همزمان با فراخوان عمومی شاهزاده رضا پهلوی و حضور میلیونی شهروندان تهرانی در خیابانها علیه جمهوری اسلامی، طی روزهای ۱۸ تا ۲۱ دی رخ داد و از نظر گستره و شدت، در دهههای اخیر ایران و حتی در سطح منطقه بیسابقه توصیف میشود.
بر اساس روایتهای متعدد شهروندان، شهروندان بازداشتی و کارکنان شهرداری تهران، ساختار شهرداری در این روزها عملا در خدمت ماشین سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت؛ از در اختیار گذاشتن فضاهای شهری و ساختمانهای عمومی گرفته تا استفاده سازمانیافته از نیروهایی که پیشتر با عنوان «حفاظت شهری»، «سد معبر» یا پیمانکاران وابسته به شهرداری فعالیت میکردند.
یک معترض ساکن شرق تهران که در جریان تجمعات ۱۹ دی از ناحیه پا هدف گلوله قرار گرفته، به ایندیپندنت فارسی میگوید: «بعد از تیراندازی، دیدیم یه عده با لباسشخصی، بدون اسلحه گرم، ولی با قمه و تبر و کاتر ریختن سر مجروحها. به هرکی روی زمین افتاده بود حمله میکردند. معلوم بود آموزشدیده هستند و از قبل میدونستند کجا بیایند.»
به گفته چند شاهد عینی، این افراد نه یونیفورم نظامی داشتند و نه نشان رسمی نیروهای انتظامی، اما رفتارشان شباهت زیادی به گروههای سازمانیافته داشت. منابع ایندیپندنت فارسی تاکید میکنند بخشی از این نیروها از میان افراد سابقهدار، مجرم و زندانی جذب شدهاند که سالهاست با پوششهای مختلف در مجموعههای وابسته به شهرداری تهران به کار گرفته شدهاند.
این اولینبار نیست که مدیران ارشد جمهوری اسلامی و فرماندهان سپاه پاسداران برای سرکوب خیزشهای خیابانی مردم ایران، به استفاده از افراد موسوم به «اراذل و اوباش» رو میآورند. پیش از این حسن همدانی، سرتیپ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که بنیانگذار سپاه همدان، سپاه کردستان و لشکر ۳۲ انصارالحسین بود و مهر ۱۳۹۴ در جریان سرکوب مردم سوریه در حلب کشته شد، اعتراف کرده بود: «سال ۱۳۸۸ حدود ۵ هزار نفر از اشرار و اراذل را استخدام کردیم و بعدا این سه گردان نشان دادند که اگر بخواهیم مجاهد تربیت کنیم، باید چنین افرادی که با تیغ و قمه سر و کار دارند را پای کار بیاوریم.»
در کنار این نیروها، اطلاعات دیگری نیز درباره چگونگی کشتار وسیع معترضان در تهران که برخی رسانهها آن را «قتلعام» مینامند، به دست ایندیپندنت فارسی رسیده است. یک منبع آگاه در وزارت کشور ایران میگوید که تنها «یک تیپ فاطمیون»، یگان متشکل از اتباع افغانستان که نخستینبار با دستور قاسم سلیمانی و تحت فرماندهی سپاه قدس برای جنگ سوریه شکل گرفت، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی دستکم ۹ کشته در جریان سرکوبهای تهران داده است.
این منبع تاکید میکند: «وقتی از یک تیپ خارجی فقط در تهران ۹ نفر کشته میشوند، یعنی حجم درگیری و حضور این نیروها بسیار گسترده بوده است.» به گفته این منبع، یکی از نیروهای مجروح فاطمیون که در بیمارستانی در تهران بستری شده، به پزشکان گفته است سپاه قدس، نهادی که ذاتا ماموریت برونمرزی دارد، در جریان انقلاب ملی ایرانیان در تهران نقشی مستقیم و مهم در سرکوبها ایفا کرده است.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
همزمان، روایتهای رسیده از درون شهرداری تهران نشان میدهد که بسیاری از زیرساختهای شهری به مقرهای امنیتی تبدیل شدهاند. یکی از کارکنان بخش پسماند شهرداری تهران به ایندیپندنت فارسی میگوید: «مثلا چند کانکس پشت ساختمان پسماند آوردند و پرش کردند از نیروهای یگان ویژه و نوپو. بعد فهمیدیم پشت اداره، امامزادهای هست که اونجا هم پر از نیرو شده.»
به گفته این کارمند، ماجرا به همینجا ختم نشده است: «بعدش شنیدیم چند مجموعه ورزشی شهرداری و حتی چند مدرسه رو هم مقر نیروها کردند. بچهها میگفتند دارن پادگانها رو خالی میکنن، چون لو رفتهاند و میترسند. هدف اینه که نیروها همهجا پخش باشند تا اگه بازم جنگ خیابانی شد، جلوی مردم رو بگیرند. خود ما هم دیگه احساس امنیت نمیکنیم؛ محل کارمون شده پادگان.»
نام علیرضا زاکانی، عضو سابق سپاه پاسداران، از زمان اعتراضات دانشجویی سال ۱۳۷۸ و حمله نیروهای بسیج به کوی دانشگاه تهران تاکنون، بارها در ارتباط با سرکوب اعتراضات مردمی مطرح شده است. ایندیپندنت فارسی پیشتر در چند گزارش مستند نشان داده بود که شهردار تهران در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ نیز نقشی فعال در امنیتیسازی پایتخت، همکاری با نهادهای نظامی و بهکارگیری تجهیزات نظارتی و سرکوبگر ایفا کرده است.
از سفرهای پرحاشیه زاکانی به اروپا و تلاش برای تطهیر چهره جمهوری اسلامی گرفته تا قراردادهای میلیاردی خرید تجهیزات امنیتی از چین و پروژههای موسوم به «پناهگاه» در بوستانها، همگی بخشی از کارنامه مدیری هستند که شهر را نه برای زندگی شهروندان، بلکه برای کنترل و مهار آنان طراحی کرده است.
بررسی دادهها، روایتها و شهادتهای رسیده به ایندیپندنت فارسی نشان میدهد در روزهای ۱۸ تا ۲۱ دی، تهران بازهم عملا تحت مدیریت قرارگاه امنیتی-نظامی ثارالله سپاه پاسداران اداره میشد و شهرداری تهران، به ریاست علیرضا زاکانی نیز یکی از بازوهای اصلی آن بود.

