اکونومیست: قدرتمندترین نیروی نیابتی جمهوری اسلامی، دیگر توان چندانی ندارد

این گروه شبه‌نظامی هنوز هم نیرویی قابل توجه در سیاست لبنان است، اما توانایی‌های نظامی‌اش به‌شدت تضعیف شده است

برای حزب‌الله، گروه شبه‌نظامی شیعه که چهار دهه بر لبنان تسلط داشت، سپتامبر ۲۰۲۴ آغاز یک افول بود. در آن ماه، امدادگران جسد حسن نصرالله، رهبر دیرینه این گروه شبه‌نظامی، را از زیر خروارها آوار در حومه جنوبی بیروت بیرون کشیدند.

هنوز مشخص نیست آیا او در حمله هوایی اسرائیل کشته شد یا آنطور که برخی از مقام‌های لبنانی و جمهوری اسلامی اصرار دارند، در پناهگاه زیرزمینی‌اش دچار خفگی شد. در هر صورت، مرگ او شکنندگی فزاینده این جنبش را آشکار کرد.

این ضعف در هفته‌های اخیر، با اعتراض‌های ضدحکومتی در ایران، حامی حزب‌الله، و واکنش خشونت‌آمیز جمهوری اسلامی که آسیب‌پذیری‌های این رژیم را آشکار کرد، بیش‌از‌پیش نمایان شد.

حزب‌الله قدرتمندترین نیروی نیابتی خارجی جمهوری اسلامی است که وظیفه بازدارندگی اسرائیل و اعمال قدرت فراتر از مرزهای ایران را بر عهده داشت. گروهی که حالا بیش از هر زمان دیگری تحت فشار است، از نظر نظامی و مالی رو به زوال رفته و قدرت که برایش باقی‌مانده نه در رویارویی با اسرائیل، بلکه بیشتر در توانایی‌ آن در اثرگذاری بر سیاست لبنان نهفته است.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

منابع نقدی حزب‌الله به‌شدت کاهش یافته و دستگیری نیکولاس مادورو در ونزوئلا، جریان پرسود درآمد حاصل از جرائم سازمان‌یافته و مواد مخدر را که مدت‌ها به نفع این گروه در کار بود، مختل کرده است.

در زمان مادورو، کاراکاس به مرکزی برای صادرات غیرقانونی نفت ایران، نقطه ترانزیت کوکائین کلمبیایی و پناهگاهی برای پولشویی تبدیل شده بود. مادورو این پولشویی‌ها را تضمین می‌کرد و جمهوری اسلامی و ونزوئلا در سال ۲۰۲۲ با این هدف یک توافق‌نامه همکاری ۲۰ ساله امضا کرده بودند، اما پس بازداشت مادورو، آمریکا این شبکه‌ را از بین برد و منابع نزدیک به حزب‌الله می‌گویند که خط تامین مالی این گروه شبه‌نظامی از بین رفته است.

فشار بر این گروه در ابعاد دیگر نیز افزایش یافته است. حملات هوایی اسرائیل به اهداف حزب‌الله همچنان ادامه دارد. این گروه کنترل فرودگاه بیروت را که زمانی برای جابجایی نیرو، سلاح و پول بین لبنان و ایران حیاتی بود، از دست داده است.

سقوط بشار اسد در سوریه در سال ۲۰۲۴ هم مسیرهایی را که قبلا به حزب‌الله اجازه می‌داد بی‌سروصدا و ارزان زرادخانه‌اش را پر کند، بیشتر مختل کرد.

رهبری این جنبش از درون هم تهی شده است. حتی پس از آتش‌بس با اسرائیل، هدف گرفتن مقام‌ها ارشد این گروه شبه‌نظامی ادامه داشته است. در ماه نوامبر، هیثم طباطبایی، از فرماندهان ارشد و مسئول تسلیحاتی این گروه، در بیروت کشته شد. رهبران باقی‌مانده حزب‌الله نیز پیر، ناتوان یا پنهان شده‌اند. چهره‌های ارشد از حضور در جلسات اجتناب می‌کنند، زیرا می‌ترسند که هر تجمعی حمله اسرائیل را به دنبال داشته باشد.

تسلط سیاسی آن‌ها در لبنان نیز از بین رفته است. جوزف عون، به‌عنوان فرمانده ارتش، از رویارویی با شبه‌نظامیان اجتناب کرد، اما در مقام رئیس‌جمهوری، سلاح‌های خارج از کنترل دولت را باری بر دوش کشورش توصیف کرد. کمتر کسی شک دارد که اشاره او به زرادخانه حزب‌الله است. او تنها کسی نیست که چیزی را که زمانی تصورناپذیر بود، بیان می‌کند. تابو بحث در مورد خلع سلاح حزب‌الله از بین رفته است و اکنون برنامه‌های تلویزیونی آشکارا در مورد آن بحث می‌کنند.

 واکنش جمهوری اسلامی ایران به شکست‌های حزب‌الله، تشدید نفوذ بر این گروه بود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اکنون حزب‌الله را کاملا تحت کنترل دارد و استقلالی که حزب‌الله زمانی از آن برخوردار بود، با کشته شدن حسن نصرالله، از بین رفته است و تصمیم‌ در مورد سلاح، راهکارها و تصمیم‌ها، اکنون از تهران صادر می‌شود.

این وابستگی در حالی است که نارضایتی‌ها در لبنان، حتی در میان شیعیان، که پایگاه حزب‌الله‌اند، در حال افزایش است. در جنوب، جایی که این گروه زمانی به بازسازی سریع‌تر از دولت افتخار می‌کرد، از زمان جنگ با اسرائیل در سال ۲۰۲۴، چیز زیادی ترمیم نشده است. روستاها همچنان ویران‌اند و کمک‌های مالی به طرفداران این گروه در لبنان در حال کاهش است.

به گفته ناظران در لبنان، جمهوری اسلامی هنوز حقوق جنگجویان حزب‌الله را پرداخت می‌کند، اما دیگر نه مایل است و نه می‌تواند بازسازی مناطق ویران‌شده را تضمین کند یا برای جذب پایگاه مردمی کمک‌های مالی ارائه کند. اولویت رژیم حاکم بر ایران در حال حاضر حفظ توانایی حزب‌الله برای تهدید اسرائیل است، نه احیای جنوب لبنان. این موضوع اختلاف‌نظرها درباره لزوم ادامه حضور این گروه‌ شبه‌نظامی را تشدید می‌کند.

با این حال و با وجود همه این نقاط ضعف، حزب‌الله همچنان می‌خواهد یک نیروی قدرتمند در داخل لبنان محسوب شود. این گروه در حال بازگشت به روش‌هایی است که اولین بار از طریق آن‌ها قدرت گرفت: حضور در پایگاه‌های غیرمتمرکز، ساخت تونل‌ها، ادامه مسیرهای قاچاق و جنگ چریکی. برخی مقام‌های اطلاعاتی می‌گویند که این گروه در حال بررسی دقیق تجربه حماس در غزه است.

حزب‌الله بخش عمده‌ای از قلمرو خود در جنوب رودخانه لیتانی را واگذار کرده و به ارتش لبنان اجازه داده است هزاران سرباز را در امتداد مرز با اسرائیل مستقر کند. با این حال، به نظر می‌رسد در جاهای دیگر، در حال تثبیت موقعیت خود است. از اواخر سال ۲۰۲۵، این گروه در حال بازیابی سلاح‌های رهاشده در سوریه بود. مسیرهای قاچاق قدیمی دوباره شلوغ شده‌اند و شبکه‌ای از تونل‌ها در دره بقاع اهمیت جدیدی پیدا کرده است.

قدرت سیاسی این گروه امروز در ابهام موضع آن نهفته است. این گروه نه به طور کامل خلع سلاح می‌شود و نه مستقیم با دولت مقابله می‌کند. این ابهام برای آن‌ها فرصت مناسبی برای ادامه حیات و قدرت چانه‌زنی است، زیرا می‌دانند که درگیری آشکار با نیروهای مسلح لبنان، زوال آن‌ها را تسریع می‌کند، اما با توجه به ناآرامی‌های درون ایران، آینده این گروه شبه‌نظامی از همیشه نامشخص‌تر است.

برگرفته از اکونومیست

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه