بازار رشت نماد بیچونوچرای سرزندگی بود؛ از روی گشاده و خندان پیرزنها و پیرمردهای سبزیفروش که بوی سیر و پونه کوهی را به پیادهروها میآوردند، تا فریادهای آهنگین ماهیفروشها که نبض تپنده بازار بودند. مجموعهای دایرهشکل و متشکل از کوچههای بههمپیوسته که میتوانستی یک استکان چای، بهدور از هیاهو، بنوشی، تاریخ را ببینی و لمس کنی و همزمان در زمان حال حرکت کنی و گاهی هم رقص و شادی مردم و بازاریان بیشیلهوپیله را به تماشا بنشینی.
هیچگاه بازار رشت فقط محلی برای دادوستد نبود؛ حافظه جمعی یک شهر و نهادی اجتماعی بود که نسلها را به هم پیوند میداد. بازاری روباز که نهتنها یک مرکز خرید، بلکه آینهای تمامنما از تاریخ، فرهنگ و اقتصاد شمال ایران به شمار میرفت. اما حالا، این ویترین درخشان شمال ایران که روزگاری پناهگاه و میعادگاه مردم بود، در آتش سرکوب سوخته است و بازاریان و معترضانی که به آن هویت انسانی میبخشیدند، یا در شعلهها جان باختهاند یا به رگبار بسته شدهاند؛ جنایتی هولناک که هر روز ابعاد تازه و تکاندهندهتری از آن فاش میشود.
این گزارش، به بررسی پیشینه تاریخی این مرکز اقتصادی مهم و حوادث مشابه برای آن در طول تاریخ میپردازد.
نخستین تصاویر از اعتراض بازاریان رشت در جریان انقلاب ملی ایرانیان، روز چهارشنبه هفدهم دیماه منتشر شد. بازاریان با شعار «نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم»، به اعتراضهای سراسری پیوستند و در راستههای بازار به حرکت درآمدند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
اما فاجعه روز پنجشنبه هجدهم دیماه رقم خورد. در این روز، بازاریان که با بستن مغازهها به اعتصاب سراسری پیوسته بودند، با فشار و تهدید نیروهای امنیتی مواجه شدند که تلاش کردند آنان را به بازگشایی مغازهها وادار کنند. روایت شاهدان عینی از آخرین ساعات سرکوب مرگبار و آتشسوزی بازار رشت، تصویری هولناک از یک عملیات سازمانیافته ارائه میدهد.
با آغاز تیراندازیها، بازاریان و مردم برای نجات جانشان به درون بازار پناه بردند و نیروهای سرکوب هم آنجا را بهطور کامل محاصره و به تلهای مرگبار تبدیل کردند. در همین لحظه، آتش از میانه بازار در فضایی با ساختمانهای قدیمی، بههمچسبیده و کاملا مستعد گسترش سریع حریق، شعلهور شد؛ شعلهها با سرعتی مهارنشدنی زبانه کشیدند و دود غلیظ مسیرهای فرار را بست و سپس آتش همهجا را فرا گرفت.
در این حین خودروهای مسلح مجهز به تیربار بیرون بازار مستقر شدند؛ آماده شلیک. به این ترتیب، مردمی که در وضعیتی خطرناک گرفتار شده بودند، دو انتخاب مرگبار داشتند: یا ماندن و سوختن یا دویدن به سوی خروجی و روبرو شدن با گلوله. راویان میگویند به کسانی که برای نجات جانشان بیرون میدویدند، شلیک شد.
تصاویری هم که از بازار سوخته رشت و سرکوب معترضان بیرون آمد، اثبات میکرد که در این بازار سنتی و تاریخی ایران، جنایت علیه بشریت رخ داده است.
بازار سنتی رشت؛ نماد زندگی و مقاومت
بازار رشت با مساحتی نزدیک به ۲۴ هکتار، در بخش مرکزی شهر و در ضلع جنوب شرقی میدان شهرداری واقع است. این بازار برخلاف بیشتر بازارهای سنتی ایران که سرپوشیدهاند، به دلیل اقلیم خاص استان گیلان و ضرورت جذب نور خورشید در شهر همیشه بارانی رشت، ساختاری روباز دارد.
بازار سنتی رشت از مجموعهای از میدانهای بزرگ و کوچک، چهارسوقها و ۱۴ کاروانسرا تشکیل شده که به وسیله راستههای متعددی به هم متصل میشوند. شکل دایرهای و در هم تنیده این بازار آن را به یک هزارتوی زنده بدل کرده است که داستانهای بیشمار از گذشته تاکنون دارد.
بر اساس اسناد تاریخی، نخستین پایههای شکلگیری بازار سنتی رشت که اکنون گفته میشود، حدود ۴۰۰ مغازه آن در آتش سوختهاند، به دوران صفویان بازمیگردد؛ هنگامی که شاه عباس اول به تجارت ابریشم از گیلان توجه ویژه نشان داد و با رونق این تجارت، رشت از روستایی کوچک به مرکزی تجاری تبدیل شد و بازار در میان دو رودخانه «گوهررود» و «زرجوب» سربرآورد.
در دوره قاجاریه، بازار رشت به اوج رونق و شکوه رسید و به دلیل نزدیکی به بندر انزلی و روسیه، به «دروازه اروپا» شهرت یافت. کالاهایی مانند ابریشم، برنج و چای گیلان از طریق بازار رشت به روسیه و سپس اروپا صادر میشدند و در مقابل، قند، پارچه، بلور و ماشینآلات صنعتی از اروپا به ایران میآمدند.
این دادوستد گسترده باعث شد تا تجار بزرگ ارمنی، روسی و گیلانی در این بازار مستقر شوند و ثروتی عظیم در کاروانسراهای آن انباشته شود. هرچند عنوان «دروازه اروپا» فقط به معنای ورود کالای لوکس نبود؛ رشت اولین ایستگاه ورود «تجدد» به ایران هم به شمار میرفت و نخستین شعب بانکهای خارجی، چاپخانهها و روزنامهها در نزدیکی بازار رشت شکل گرفتند.
بازرگانانی هم که بین رشت و قفقاز (باکو و تفلیس) در رفتآمد بودند، با خود اندیشههای سوسیالدموکراسی، قانونخواهی و نقد استبداد را آوردند. همین آگاهی سیاسی بود که بعدها بازار رشت را به یکی از اصلیترین کانونهای جنبش مشروطه و نهضت جنگل تبدیل کرد.
آتشسوزیهای مرگبار در بازار رشت
بازار رشت در طول تاریخ خود بارها در کانون تحولات و تنشهای سیاسی قرار گرفته است. از جمله سال ۱۲۹۹ خورشیدی که در جریان درگیریها میان نیروهای قزاق و نیروهای نهضت جنگل به رهبری میرزا کوچکخان جنگلی، آسیب دید و بخشهایی از آن دچار حریق شد.
در سده دوازدهم هجری قمری نیز همزمان با کشمکش میان دولت مرکزی زندیه و حاکمان محلی گیلان، از جمله هدایتالله خان فومنی، شهر رشت دورههایی از ناامنی، غارت و آشوب را پشت سر گذاشت. در جریان این درگیریها با نیروهای وابسته به کریمخان زند، بخشهایی از شهر و بازار رشت دچار آسیب و آتشسوزی شد. ساختار چوبی بناها، سقفهای سفالی و بههمپیوستگی راستهها باعث میشد هر حریق شهری بهسرعت گسترش یابد و بازار، بهعنوان قلب اقتصادی شهر، بیشترین خسارت را متحمل شود.
پیامد این ناامنیها رکود موقت فعالیتهای تجاری و خروج برخی بازرگانان از رشت بود. پس از تثبیت نسبی قدرت، دولت زندیه با سیاستهایی همچون تسهیل فشارهای مالیاتی و حمایت از تجارت، کوشید رونق اقتصادی گیلان و بازار رشت را تا حدی بازگرداند.
یکی از هولناکترین آسیبهای تاریخی واردشده به بازار رشت، در اواخر قرن هجدهم میلادی و پس از تصرف شهر به دست آغا محمدخان قاجار رخ داد. منابع تاریخی از غارت گسترده شهر، انبارهای کالا و بهویژه مراکز مرتبط با تجارت ابریشم خبر میدهند. در این یورش، بخشهایی از بازار و انبارها به آتش کشیده شدند.
این حمله، افزون بر خسارتهای اقتصادی سنگین ، جان شماری از بازاریان و ساکنان شهر را نیز گرفت؛ کسانی که یا در جریان غارت و درگیریها کشته شدند یا در میان آتش و آشوب جان باختند.
اکنون، با گذشت بیش از یک قرن، تاریخ با همان قساوت اما با ابزاری مرگبارتر تکرار شده است؛ این بار رگبار گلوله نیز به همراه آتش به سوی مردم گشوده شد تا بازار دایرهای رشت را از یک پناهگاه به قربانگاه تبدیل کند.
این شباهت تکاندهنده نشان میدهد که منطق سرکوب در طول تاریخ تغییر نکرده و نماد بیچونوچرای آن نیز بازار رشت است که هرگاه بهعنوان یک مرکز دادوستد به جریان اعتراضها پیوست، پاسخی مرگبار و خونین گرفت.

