سال خون؛ شهادت شهروندان از محاصره، آتش و رگبار حکومتی در رشت

«ماموران با شلنگ، آب سرد روی بازداشت‌شدگان می‌پاشیدند، به‌شدت کتک می‌زدند و هم‌زمان برای ایجاد رعب و وحشت، اعدام‌های نمایشی اجرا می‌کردند»

ایندیپندنت فارسی روزهای گذشته درباره شهر رشت به روایت‌هایی دست یافته است که از آنچه پنجشنبه و جمعه، ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه، روزهای ابتدایی فراخوان عمومی شاهزاده رضا پهلوی، در این شهر رخ داد، تصویری هولناک ترسیم می‌کند. در این روایت‌ها، مردم، اعضای کادر درمان و بازداشت‌شدگان همگی درباره یک الگوی واحد سخن می‌گویند: آتش‌سوزی عمدی، محاصره معترضان و شلیک مستقیم به مردمی که برای نجات جانشان، راهی جز خروج از میان دود و آتش نداشتند.

یک شاهد عینی که آن دو شب در مرکز شهر رشت حضور داشت، می‌گوید نیروهای امنیتی پس از آتش زدن بازار ماهی‌فروشان و میوه و تره‌بار، اطراف ورودی‌ها مستقر شدند. به گفته او، «وقتی دود بالا رفت و مردم برای نفس کشیدن مجبور شدند بیرون بیایند، حتی کسانی که دست‌هایشان را بالا گرفته بودند، هدف گلوله قرار گرفتند». او اضافه می‌کند: «عملا انتخابی وجود نداشت؛ یا باید در آتش و دود می‌مردی، یا بیرون می‌آمدی و تیر می‌خوردی.»

میلاد، جوان معترض رشتی، می‌گوید آتش‌سوزی بازار و ساختمان شهرداری از همان ابتدا مشکوک بود: «بعدا گفتند کار مردم بود، اما همه دیدند که نیروها بیرون ایستاده بودند و اجازه نمی‌دادند کسی فرار کند. هر کس را از بازار بیرون می‌آمد، به رگبار می‌بستند.» به گفته او، این صحنه‌ها در سبزه‌میدان و اطراف شهرداری به اوج رسید.

یک کارمند شهرداری رشت که نخواست نامش فاش شود، درباره موج بازداشت‌ها که پس از پایان شب اول آغاز شد، گفت: «هنوز کمر راست نکرده بودیم که ریختند به خانه‌ها. همکاران و دوستانمان را دسته‌دسته بردند. خیلی‌ها جرات نداشتند به خانه برگردند و شب را در جاده‌ها یا خانه آشنایان می‌گذراندند.»

روایت‌ها از کشتاری گسترده حکایت دارد. دو پزشک در رشت به ایندیپندنت فارسی گفتند که تنها در همین دو روز، شمار کشته‌شدگان در این شهر «بیش از ۲۰۰ نفر» بوده است. به گفته یکی از آن‌ها، انتقال اجساد در برخی ساعات با خودروهای باری انجام شد و ظرفیت سردخانه‌ها پاسخگو نبود. یکی از شاهدان می‌گوید: «ساعت ۳ و ۵ صبح، کامیون آمد تا جنازه‌ها را ببرد. کوچه‌ها پر از خون بود.»

در میان روایت‌ها، نام قربانیان نیز شنیده می‌شود. یکی از منابع از کشته شدن میثم صابری، پدر یک کودک هفت‌ساله، خبر می‌دهد که پس از زخمی شدن، یک ماشین آب‌پاش دوبار از روی بدنش عبور کرد. شاهدان می‌گویند از زیر گرفتن مجروحان با خودرو نیز موارد مشابهی گزارش شده است.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

روایت‌ خشونت‌ها تنها به آنچه در خیابان‌های رشت گذشت، ختم نمی‌شود. یکی از بستگان فردی بازداشتی می‌گوید او از داخل زندان لاکان رشت پیام داده که پس از بازداشت، معترضان را در حیاط برهنه کردند و ساعت‌ها در سرمای زمستان نگه داشتند. به گفته او، «ماموران با شلنگ، آب سرد روی بازداشت‌شدگان می‌پاشیدند، به‌شدت کتکشان می‌زدند و هم‌زمان برای ایجاد رعب و وحشت، اعدام‌های نمایشی اجرا می‌کردند.»

شاهدان از استفاده گسترده از سلاح‌های جنگی هم خبر می‌دهند. به گفته یکی از آن‌ها، «اول گاز اشک‌آور بود، بعد باتوم، اما خیلی زود تیر جنگی شلیک شد؛ مستقیم، نه هوایی.» او تاکید می‌کند که معترضان غیرمسلح و بیشتر قربانیان نوجوان و جوان بودند. از کشته شدن کودکان هشت یا ۹ ساله و سالمندان نیز روایت‌هایی شنیده می‌شود.

به گفته شاهدان، شب دوم سرکوب با آرایش تازه نیروهای امنیتی و حتی حضور ارتش همراه بود. چراغ‌ها خاموش شد، شهر عملا تعطیل و تیراندازی از حوالی خیابان معلم و سبزه‌میدان رشت از سر گرفته شد. یکی از معترضان می‌گوید پیامی از یک کارمند نیروی انتظامی دریافت کرد که در آن آمده بود: «حکم تیر داده‌اند؛ شلیک برای کشت.»

مجموعه این روایت‌ها در کنار گزارش‌های پزشکی و شهادت‌های میدانی، تصویری از یکی از خونین‌ترین رخدادهای قیام ملی ایرانیان را در رشت ارائه می‌دهد؛ رخدادی که به گفته ناظران حقوق بشری، می‌تواند مصداق کشتار فراقضایی و سرکوب مرگبارو  سازمان‌یافته غیرنظامیان باشد.