در حالی که معترضان در ایران به خیابانها آمدهاند، میان شعارهای خشمآلود علیه رهبر جمهوری اسلامی و اعتراض به اقتصاد در حال سقوط آزاد، شعاری که برای دورهای کمتر شنیده میشد دوباره شنیده میشود و صدای جمعیتهایی که فریاد میزدند «جاوید شاه» در هوا میپیچید.
ویدیوها از داخل ایران نشان میدهد معترضان آشکارا از خانواده پهلوی حمایت میکنند. این شعارها در کنار خواسته سرنگونی پایان جمهوری اسلامی سر داده میشود و نشان میدهد دامنه نارضایتی از مطالبات اقتصادی فراتر رفته است.
اعتراضها پس از آن شدت گرفت که بازاریان در تهران و دیگر شهرها در واکنش به بحران مالی، مغازههایشان را تعطیل کردند. سقوط شدید ارزش ریال نارضایتی اقتصادی انباشته را به خشم علنی تبدیل کرد. اعتراضها بهسرعت از تهران به شهرهایی مانند اصفهان، مشهد، اهواز و همدان گسترش پیدا کرد و شعارها بهتدریج از مسائل معیشتی عبور کرد.
در میان جمعیت، شعارهایی مانند «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» و «شاه میآد به خونه، ضحاک سرنگونه» شنیده شد. همزمان، شعارهایی مانند «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» علیه سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی نیز سر داده شد که مخالفت با هزینهکرد منابع کشور در خارج از مرزها را نشان میدهد. این ترکیب شعارها مخالفت همزمان با ساختار سیاسی داخلی و جهتگیریهای منطقهای جمهوری اسلامی را بازتاب میدهد.
به نظر میرسد حکومت در بهکارگیری خشونت شدید محتاط است و تلاشهایی برای آرامسازی فضا از طریق پیامهای سیاسی و دعوت به گفتوگو صورت گرفته است، زیرا میداند خشونت میتواند اعتراضها را به مرحلهای کنترلناپذیر بکشاند. با این حال، شعارهای شنیدهشده نشاندهنده تغییر سطح و عمق اعتراضها است.
برای ناظران خارج از ایران، شعار «جاوید شاه» ممکن است صرفا بهمعنای بازگشت سلطنت تعبیر شود، اما در فضای داخلی، این شعار معنایی فراتر دارد. برای نظامی که انرژی عظیمی را صرف مهار ایده گذشته پادشاهی ایران کرده، بازگشت چنین شعارهایی بهشدت نگرانکننده است. جمهوری اسلامی در نهایت فقط لحظهای کوتاه در تاریخ طولانی ایران را نمایندگی میکند. اگر این نظام تا سال ۲۰۲۹ به پنجاه سالگی برسد، کمتر از دو درصد تاریخ ایران را تشکیل خواهد داد. در بیشتر این تاریخ، ایران را نه روحانیون، بلکه پادشاهان اداره کردهاند.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
شعار «جاوید شاه» در یک سطح، بیانگر تمایل مردم ایران به حکومتی است که در بخش عمدهای از تاریخ کشورشان داشتهاند. بسیاری از ایرانیان آیتاللهها را که بر امت اسلامی و حمایت از فلسطینیها و گروههای نیابتی مانند حزبالله تمرکز دارند، بیگانه با تاریخ ایران میدانند.
در چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی تلاش کرده است دوره پهلوی را عصری فاسد ترسیم کند. احیای نام شاه در شعارهای اعتراضی حملهای مستقیم به روایت بنیانگذار نظام به شمار میرود.
دگرگونیهای سیاسی اغلب با تابوشکنی آغاز میشوند؛ مانند اعتراضهای «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ که از حجاب اجباری عبور کرد. هنگامی که معترضان از زبان تحمیلشده دولت دست میکشند و به نمادهای ممنوعه متوسل میشوند، اقتدار حکومت شروع به فرسایش میکند. «جاوید شاه» دقیقا چنین نمادی است.
بازار در تاریخ ایران همواره نقشی فراتر از یک مرکز اقتصادی ایفا کرده است. بازاریان، بهعنوان ستون اقتصادی کشور و نیرویی سازمانیافته، در مقاطع بحرانی نقش تعیینکننده داشتهاند. تعطیلی بازار در اعتراضهای اخیر در امتداد سنتی تاریخی قرار میگیرد که پیشتر در لغو امتیاز تنباکو، انقلاب مشروطه، جنبش ملی شدن نفت و اعتصابهای سالهای ۱۳۵۷ مشاهده شده بود. حتی پس از استقرار جمهوری اسلامی، بازاریان در دورههای بحران اقتصادی از ابزار اعتصاب استفاده کردهاند.
پرسشی که ابتدا مطرح شد این بود که آیا بازاریان صرفا بهدلیل نارضایتی اقتصادی دست به اعتصاب زدهاند یا با خود رژیم نیز مخالفاند. شنیده شدن نام پهلوی در شعارهای آنان به نظر میرسد پاسخ این پرسش را میدهد.
در کنار بازاریان، دانشجویان نیز به صحنه اعتراضها بازگشتهاند. گزارشها از پیوستن دانشجویان چندین دانشگاه به تظاهرات حکایت دارد. در این تجمعها، شعارها نه تنها علیه رهبر جمهوری اسلامی، بلکه در حمایت علنی از شاهزاده رضا پهلوی بوده است. ویدیوهای منتشرشده از بازداشت دانشجویان گسترش دامنه اعتراضها را نشان میدهد.
دانشجویان در انقلاب ۱۹۷۹ نقشی محوری داشتند. دانشگاهها در دهههای پیش از انقلاب کانون فعالیت جریانهای اسلامگرا و چپ سکولار بودند و بخش مهمی از نیروهای موثر در سقوط سلطنت از دل این فضاها برخاستند. جنبش دانشجویی آن دوره بیشتر ضدسلطنتی بود.
اکنون همان گروه جمعیتی شعارهای حامی پهلوی سر میدهد و حاکی از آن است که نقاط مرجع سیاسی در ایران تا چه اندازه در لایههای زیرین و دور از دید تغییر کردهاند. بیشتر دانشجویان امروز دههها پس از انقلاب متولد شدهاند و تجربه مستقیمی از دوران پیش از جمهوری اسلامی ندارند. برای این نسل، شاه شخصیتی تاریخی است، در حالی که جمهوری اسلامی نظامی است که تمام عمر در آن زیستهاند. برای آنان، دوره پهلوی نماد ایران بدون سلطه روحانیت، بدون تحمیل ایدئولوژی بر زندگی روزمره و برای کسانی که میخواهند ثمره کار ایرانیان در داخل کشور مصرف شود، دورهای بدون انحراف ثروت ملی به جنگهای نیابتی منطقهای است.
همزمانی حرکت بازاریان و دانشجویان از نظر تاریخی نادر و از نظر سیاسی انفجاری است. هنگامی که این دو نیرو با هم حرکت کردهاند، حکومتها در ایران برای بقا با دشواری روبهرو شدهاند. در سال ۱۹۷۹، همسویی آنها در وقوع انقلاب نقش داشت. در سال ۲۰۲۵، آنها بار دیگر در حال همگراییاند، این بار علیه همان نظامی که خود در به قدرت رسیدنش نقش داشتند.
در چنین پسزمینهای، شاهزاده رضا پهلوی به کانون اصلی اپوزیسیون پراکنده ایران تبدیل شده است. او در نشست خبری در پاریس در ماه ژوئن، آشکارا خواستار تغییر رژیم شد و از برنامههایی برای تشکیل جبههای گسترده از مخالفان خبر داد. او اصول محوری ایران پس از جمهوری اسلامی را تمامیت ارضی، برابری همه شهروندان، آزادیهای فردی و جدایی دین از سیاست عنوان کرد.
این پیام در گردهمایی بزرگ مخالفان در مونیخ در ماه ژوییه تقویت شد و شاهزاده رضا پهلوی بیش از ۵۰۰ مخالف ایرانی از طیفهای ایدئولوژیک گوناگون را گرد هم آورد. سلطنتطلبان و جمهوریخواهان، کنشگران سکولار، رهبران قومی، هنرمندان، ورزشکاران و زندانیان سیاسی پیشین در آنچه «گستردهترین ائتلاف مخالفان در دهههای اخیر» توصیف شد، حضور داشتند.
شاهزاده رضا پهلوی بارها در پاریس، مونیخ و بیانیههای بعدی تاکید کرده است که بهدنبال تصدی مقام سیاسی نیست و تاجوتخت را تنها در صورت انتخاب دموکراتیک خواهد پذیرفت. او منتظر نیست تا ناگهان وارد صحنه شود، بلکه میگوید خود مردم ایران باید آیندهشان را انتخاب کنند. با این حال، صداهایی که از خیابانها به گوش میرسد نشان میدهد او از حمایت قابلتوجهی میان معترضان برخوردار است.
هنوز مشخص نیست اعتراضهای کنونی ایران شتاب خود را حفظ خواهد کرد یا خیر. حکومت ممکن است سرکوب را تشدید کند و اراده معترضان را بیازماید.
اما در خیابانهای ایران اتفاقی برگشتناپذیر رخ داده است: مردم خواستار بازگشت پادشاهاند.
ترجمه از اورشلیم پست

