امروز خاورمیانه بر لبه پرتگاهی خطرناک ایستاده است. تهدیدهای روزافزون و تنشهای فزاینده میان جمهوری اسلامی و اسرائیل بهروشنی نشان میدهد که جنگی بهمراتب خطرناکتر و مخربتر از جنگ قبلی در حال شکلگیری است. اظهارات تهدیدآمیز فزاینده تهران و تلآویو هم جای شکی باقی نمیگذارد که دور دوم رویارویی نظامی مستقیم میان اسرائیل و جمهوری اسلامی صرفا یک احتمال نیست، بلکه در مسیر تحقق قرار دارد و شاید زودتر از آنچه تصور میشود، به وقوع بپیوندد.
ارزیابیهای دو طرف نشان میدهد که رویارویی آینده ماهیتی کاملا متفاوت دارد و عواقب آن وخیم خواهد بود. تلآویو که در جنگ ژوئن گذشته به پیروزی نسبی دست یافت، بهخوبی میداند که «راهبرد چمنزنی» [سیاست ضربات مقطعی و مهار دورهای] اسرائیل مستلزم حملات مکرر برای جلوگیری از بازسازی زرادخانه موشکی جمهوری اسلامی و تقویت پدافند هوایی آن است. رهبران اسرائیل اعلام کردند که جنگ ژوئن تنها «فصل نخست» در رویارویی اسرائیل و جمهوری اسلامی بود؛ سخنی که نشاندهنده عزم آنها برای حمله دوباره است، آن هم با بهرهگیری از فرصت پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا، بهمنظور کشاندن پای واشینگتن به میدان نبرد.
در مقابل، جمهوری اسلامی از تجربه جنگ ژوئن درسهای مهمی آموخته و دریافته است که سیاست واکنش حسابشده و تدریجی با وجود آنکه توانست تا حدی از سد سامانههای دفاعی اسرائیل عبور کند، نتوانست مانع تهاجم آن کشور به ایران شود. هشدارهای رهبران جمهوری اسلامی، بهویژه اظهارات محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، مبنی بر اینکه «سیاست خویشتنداری پایان خواهد یافت» و «جبهههای تازهای گشوده خواهد شد» هم بیانگر تحول در ماهیت جنگ آینده است.
این بدان معنا است که پاسخ جمهوری اسلامی صرفا به قلمرو اسرائيل محدود نخواهد شد، بلکه ممکن است اهداف اسرائیلی و بینالمللی را در منطقه شامل شود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
به نظر میرسد جمهوری اسلامی از لحظه آغاز هرگونه جنگی در آینده، خود را برای یک حمله برقآسا و قاطع آماده میکند تا «هرگونه تصور» را در مورد توانایی اسرائیل برای شکست خود، منتفی کند. بنابراین، این تشدید متقابل، منطقه و جهان را به دلایلی گوناگون بر لبه پرتگاه قرار میدهد:
ــ خطر وقوع درگیری خارج از کنترل: وقتی یک طرف به «گشودن جبهههای جدید» تهدید میکند و طرف دیگر از «تشدید بیسابقه» سخن میگوید، کوچکترین اشتباه محاسباتی یا واکنش شتابزده میتواند منطقه را به چنان درگیری و خشونت مرگباری وارد کند که مهار آن عملا دشوار باشد. علاوه بر آن، تداوم جنگ و گسترش ابعاد آن قدرتهای دیگر را هم به ورود به صحنه درگیری ناگزیر میکند و به گسترش دامنه جنگ میانجامد.
ــ خطر استفاده از سلاحهای غیرمتعارف: برخی ناظران از احتمال بهکارگیری سلاحهای غیرمتعارف در چنین نبرد سرنوشتسازی سخن میگویند؛ جنگی که هر یک از طرفین باور دارد شکست در آن به معنای پایان موجودیتش است. از این رو، احتمال وقوع چنین سناریو هولناکی باید برای جامعه جهانی یک هشدار جدی تلقی شود.
ــ از بین رفتن تمام امیدها به گزینه دیپلماسی: حمله قبلی اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵، درست پیش از آغاز دور تازهای از مذاکرات هستهای انجام شد. در نتیجه، هر حمله جدید میتواند آخرین فرصتهای حلوفصل دیپلماتیک را نابود کند و جمهوری اسلامی را، همانگونه که رهبرانش هشدار میدهند، به بازنگری در موضع هستهای خود وادارد. افزون بر آن، در چنین شرایطی، ممکن است تهران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای خارج شود و با این اقدام، آینده منطقه و جهان را بهشدت در معرض خطر قرار دهد.
بنابراین، دیگر نمیتوان این بحران را صرفا یک درگیری منطقهای محدود دانست. وقوع درگیری مجدد میان تهران و تلآویو تهدیدی جدی برای امنیت منطقه و جهان، پایداری اقتصادهای وابسته به انرژی و سازوکارهای امنیت جمعی به رهبری سازمان ملل به شمار میآید. هشدار آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل، که گفت «ما به سمت بحران کشیده نمیشویم، بلکه با شتاب به آن نزدیک میشویم»، توصیفی دقیق از عمق این بحران است.
از این جهت باید جامعه جهانی، بهویژه کشورهایی که از نفوذ و توانایی فشار بر دو طرف متخاصم برخوردارند، بیدرنگ و باقاطعیت وارد عمل شوند و نگذارند که تنش به مرحلهای برسد که مهار آن ناممکن باشد. باید فشارها بر هر دو طرف درگیر افزایش یابد تا به جای رفتن به میدان جنگ، راه دیپلماسی و گفتگو را پیش گیرند.
همچنین باید به جمهوری اسلامی فهماند که گشودن جبهههای جدید جنگ، جز اینکه منطقه را به سمت فاجعهای بزرگ و ویرانگر سوق دهد، پیامد دیگری ندارد. تنها راه تضمین امنیت و ثبات در منطقه، مشارکت جدی در مذاکرات بینالمللی و رفع هرگونه ابهام درباره اهداف هستهای جمهوری اسلامی است، نه تهدید به بیثبات کردن کشورهای همسایه.
گروه ۱+۵، متشکل از پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل به همراه آلمان هم باید تلاشهایش را بهمنظور یافتن راهحل دیپلماتیک برای این بحران، شدت بخشند. هدف نهایی روشن است: رسیدن به توافقی فراگیر که جمهوری اسلامی را به اجرای کلیه تعهداتش تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی وادارد و شبح جنگ را از سر منطقه دور کند.
اگر جنگی در آینده رخ دهد، نه اسرائيل به پیروزی خواهد رسید و نه جمهوری اسلامی. اکنون لحظهای سرنوشتساز فرا رسیده است؛ انتخاب میان دیپلماسی و ویرانی، انتخابی است که همگان در آن سهیماند. پس باید پیش از آنکه فرصت از دست برود، با حکمت و دوراندیشی تصمیم بگیریم.