آنچه افغان‌ها از قاسم سلیمانی به یاد دارند

سلیمانی در تشکیل لشکر فاطمیون، کمک به طالبان و نیرو‌های ضدطالبان، نقش اساسی داشت

 مراسم تشیع جنازه کشته‌شدگان حمله تروریستی به مجلس شورای اسلامی در تهران- AFP

قاسم سلیمانی تنها در عراق و سوریه چهره‌ای اثرگذار نیست؛ او در 25 سال گذشته افغانستان نیز به اندازه کافی حضور و نفوذ داشته است.

سردار قاسم سلیمانی در بحبوحه قدرت گرفتن طالبان در افغانستان، به‌خصوص پس از کشتن دیپلمات‌های ایرانی در شهر مزار شریف توسط طالبان، به عنوان فرمانده سپاه قدس - نیروی برون مرزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از سوی علی خامنه‌ای منصوب شد. او در آن زمان شروع کرد به برقراری رابطه با مجاهدینی که در صف مبارزه با طالبان قرار داشتند، و حمایت‌های سپاه قدس از گروه ائتلاف شمال به رهبری احمد شاه مسعود بیشتر شد. در آن زمان تسلیحات نظامی از فرودگاه مشهد مستقیما توسط هواپیما‌های مسافربری افغانستان به پایگاه نظامی بگرام انتقال داده می‌شد. پس از تصرف کابل و بگرام به دست نیرو‌های طالبان، کمک‌های ایران به منطقه کولاب تاجیکستان - که پایگاه مجاهدین افغان در آن قرار داشت، انتقال داده می‌شد.

پس از سقوط طالبان و شکل گیری حکومت مردم‌سالار در افغانستان، توجه قاسم سلیمانی بیشتر به سمت عراق و تحولات شکل‌گرفته در آن معطوف شد. با این حال تحولات افغانستان هم به صورت مداوم زیر ذره‌بین سپاه پاسداران و سپاه قدس قرار داشت. در آن زمان حکومت ایران به طور مستمر پول هنگفتی برای حامد کرزای می‌فرستاد که گفته می‌شد از سوی سپاه پاسداران پرداخت می‌شود. هرچند حامد کرزای رسما دریافت این مقدار پول را تایید کرد، مشخص نیست سپاه پاسداران به چه دلیلی این پول را به حکومت افغانستان می‌پرداخت. این پول در زمان حکومت اشرف غنی قطع شد و باز هم معلوم نیست که ایران پرداخت پول را قطع کرد یا افغانستان از گرفتن آن ابا ورزید. با شکل‌گیری دولت اسلامی در عراق و سوریه و نفوذ این گروه در افغانستان، یک بار دیگر توجه سلیمانی به سمت افغانستان جلب گردید.

سپاه قدس رابطه خود را با طالبان - که از قبل شکل گرفته بود، تقویت کرد. جمهوری اسلامی ایران به محض سقوط طالبان در افغانستان بخشی از آنان را در کشور خود پناه داد. جمهوری اسلامی دقیقا همان پایگاهی را به طالبان داد، که زمانی در اختیار مجاهدین غرب افغانستان قرار داده بود، و در استان سیستان و بلوچستان و خراسان جنوبی نیز امکاناتی را برای طالبان فراهم ساخت. طالبان با حمایت تسلیحاتی و تکنیکی ایران تمام هواداران داعش در غرب افغانستان را از بین برد و رابطه ایران با طالبان وارد فاز جدیدی شد. سلیمانی با مدیریت این روابط نفوذش بر طالبان را بیشتر از هر زمانی گسترش داد. تا جایی که رهبری طالبان هرازگاهی به تهران سفر می‌کرد و با رهبر سپاه پاسداران دیدار به عمل می‌آورد. با آغاز بحران در سوریه، تهران احساس کرد که رژیم بشار اسد در آستانه سقوط قرار گرفته. به همین دلیل قاسم سلیمانی برای مقابله با مخالفان بشار اسد به سوریه اعزام شد و توانست با حمایت روسیه، بشار اسد را از سقوط حتمی نجات دهد.

لشکر فاطمیون شکل می‌گیرد

در سال 1392 نخستین هسته لشکر فاطمیون، متشکل از افغان‌ها، در سوریه اعلام حضور کرد. در آن زمان از این لشکر - که فقط 22 افغان با خود داشت، به نام سپاه محمد یاد می‌شد. آنان با شعار حفاظت از اماکن مقدس اهل تشیع به سوریه رفته بودند. قاسم سلیمانی به بهانه حمایت از زیارتگاه‌های امامان اهل تشیع، فراخوان حراست از این زیارتگاه‌ها را صادر کرد. در همین راستا سپاه قدس لشکر فاطمیون را - از افغان‌های مهاجر در ایران و همچنان داوطلبانی از اهل تشیع افغانستان، تشکیل داد و به سوریه فرستاد. این لشکر در جنگ‌های متوالی سوریه شرکت کرده وهزار‌ان افغان در آن‌ها کشته شدند. بر اساس آماری که فرماندهان این لشکر داده‌اند، 2 هزار افغان از لشکر فاطمیون در سوریه کشته و 8 هزار نفر دیگر زخمی شده‌اند.

دولت افغانستان هرچند به صورت تلویحی از فشار ایران بر مهاجران برای شرکت در جنگ سوریه انتقاد کرد، در عمل نتوانست جلو این کار را بگیرد و لشکر فاطمیون هنوز در سوریه می‌جنگد. از همین زمان بود که نام سرلشکر سلیمانی - که تا آن زمان آن‌قدرها شناخته شده نبود، بر سر زبان‌ها افتاد. هرچند تعدادی از رهبران جهادی – به‌خصوص رهبران جهادی اهل تشیع، شناخت خوبی از او داشتند، در افکار عامه افغانستان کسی او را نمی شناخت. با مطرح شدن بحث لشکر فاطمیون نام او نیز در افغانستان بر سر زبان‌ها افتاد. سلیمانی در میان اهل تشیع افغانستان هواداران بسیاری دارد و او را نگهبان زیارتگاه‌های اهل تشیع و مبارز علیه استکبار می‌دانند. محمد محقق، از رهبران جهادی اهل تشیع، او را «سردار استوار اسلام » لقب داده بود.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

سلیمانی در اواخر حکومت حامد کرزای در قالب هیئتی به کابل آمد. در این ملاقات او، از کرزی درخواست کرد در مورد امضای پیمان استراتژیک با آمریکا، احتیاط کند. گفته می‌شود هیئت ملاقات‌کننده به کرزای وعده داده بودند که در صورت عدم امضای پیمان امنیتی با آمریکا، یک و نیم میلیارد دلار برای تقویت ارتش ملی افغانستان کمک کنند.

کشته شدن قاسم سلیمانی با واکنش‌های مختلفی در افغانستان روبه‌رو شد. تمامی رسانه‌های افغانستان به محض نشر خبر کشته شدنش، قتل او را سرخط خبر‌های خود ساختند. تعدادی از رسانه‌ها نیز به سرعت کارشناسان را برای بررسی تبعات قتل سلیمانی فراخواندند. در شبکه‌های اجتماعی نیز قتل سلیمانی به سرعت تبدیل به گسترده ترین بحث روز شد.

با توجه به هشدار مقام‌های ایرانی در رابطه با انتقام سخت از آمریکا، عده زیادی در افغانستان نگران این موضوع‌اند که جمهوری اسلامی ایران برای انتقام از آمریکا بر افغانستان متمرکز نشود. مقام‌های ایرانی قبل از این گفته بودند در صورت جنگ با آمریکا، هیچ پایگاه این کشور و هیچ شهروند این کشور در هیچ گوشه جهان مصون نخواهد بود. با توجه به این هشدار، شهروندان افغان نگران‌اند که مبادا افغانستان ناخواسته در چنگال درگیری خونینی میان ایران و آمریکا بیفتند. به هر صورت سلیمانی یک بار خطاب به رؤسای سی‌آی‌ای گفته بود که او نفوذ گسترده ای در عراق، سوریه و افغانستان دارد.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مقاله، نظر نویسنده بوده و سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی‌کند.

بیشتر از دیدگاه