جمعه ۲۱ فروردین ۱۴۰۵، در حالی سومین روز از آتشبس موقت میان جمهوری اسلامی با ایالات متحده و اسرائیل سپری میشود که فضای عمومی در داخل ایران نهتنها نشانی از بازگشت به وضعیت عادی ندارد، بلکه بر اساس گزارشهای دریافتی از شهرهای مختلف، همچنان در شرایط امنیتی، محدود و پرتنش است که با روایت رسمی مقامهای جمهوری اسلامی از «به زانو درآمدن دشمن» تضادی بنیادین دارد.
با گذشت سه روز از توقف درگیریها، محدودیتهای اینترنتی گسترده همچنان در سراسر ایران ادامه دارد و دسترسی مردم به اینترنت جهانی کاملا قطع است. بر اساس گزارش نتبلاکس، این اختلال اکنون وارد چهلودومین روز شده و از مرز ۹۹۰ ساعت گذشته است. در این گزارش تاکید شده که دسترسی عمومی به اینترنت بینالمللی مسدود و به شبکه ملی اطلاعات محدود شده است، در حالی که برخی حسابهای خاص و گزینششده مانند دارندگان «سیمکارت سفید» همچنان میتوانند بهمنظور دفاع از جمهوری اسلامی در شبکههای اجتماعی فعالیت کنند.
همزمان، گزارشهای رسیده به ایندیپندنت فارسی نشان میدهد تماس تلفنی با خارج از ایران نیز کاملا قطع است؛ آنچه ارتباط خانوادهها را با بستگانشان در خارج از ایران را مختل کرده و بر احساس انزوا و بیخبری افزوده است.
در سطح شهرهای مختلف بهویژه تهران، تبریز، کرج، مشهد، اصفهان، همدان، اهواز یا بندرعباس، جو امنیتی همچنان برقرار است و منابع محلی از ادامه فعالیت ایستبازرسیها، حضور گسترده نیروهای بسیج و گشتهای موتوری خبر میدهند. به گفته شاهدان، تعداد این ایستها در برخی مناطق حتی نسبت به روزهای پیش از آتشبس، افزایش یافته و کنترل تردد مردم با دقت بیشتری انجام میشود.
گزارشها حاکی از آن است که با وجود گذشت ۴۲ روز از آغاز جنگ و مرگ علی خامنهای، همچنان هرشب تجمعهایی با حضور نیروهای بسیجی و مداحان حکومتی در نقاط مختلف شهرها برگزار میشود که در آنها با استفاده از بلندگو، شعارهای تند و تهدیدآمیزی علیه مردم سر داده میشود. یکی از ساکنان غرب تهران در پیامی به ایندیپندنت فارسی گفت: «هر شب صدای بلندگوها میآید، شعار میدهند و فریاد میزنند. بیشتر شبیه تلاش برای ترساندن مردم است تا جشن پیروزی.»
در کنار این تجمعها، رسانههای حکومتی نیز با انتشار تصاویری، از ادامه حضور نیروهای مسلح وابسته به گروههای شبهنظامی خارجی در خیابانهای تهران و چند شهر دیگر خبر میدهند که شهروند کشورهایی چون عراق و افغانستان و عضو گروههایی چون حشدالشعبی و فاطمیوناند و بهصورت مسلح، در سطح شهرها تردد میکنند.
این شرایط در حالی ادامه دارد که رسانهها و مقامهای رسمی جمهوری اسلامی آتشبس را نتیجه «پیروزی» و «عقبنشینی دشمن» توصیف کردهاند. با این حال، تداوم محدودیتهای امنیتی و ارتباطی شدید برای بسیاری از ناظران و مردم، این پرسش را مطرح کرده که اگر روایت رسمی از پیروزی صحیح است، چرا نشانهای از کاهش فشارها و بازگشت به وضعیت عادی دیده نمیشود.
دهها تن از افرادی که از داخل ایران با خرید فیلترشکنهای گرانقیمت یا استفاده پنهانی از اینترنت ماهوارهای استارلینک در ساعاتی از روز به شبکه جهانی وصل میشوند، در گفتگو با ایندیپندنت فارسی میگویند بر این باورند که ادامه قطع اینترنت و محدودسازی جریان اطلاعات بیش از هر چیز با هدف کنترل روایتها و جلوگیری از انتشار دیدگاههای انتقادی در داخل کشور صورت میگیرد.
به گفته آنان، در شرایطی که نارضایتی عمومی به دلیل کشتارههای بیسابقه در اعتراضهای دیماه، فشارهای اقتصادی، تلفات انسانی و «تحولات اخیر» به طرز چشمگیری افزایش یافته، دسترسی آزاد به اینترنت میتواند به انتشار گستردهتر این نارضایتیها منجر شود.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
همزمان، وضعیت اقتصادی نیز همچنان بحرانی توصیف میشود. گزارشهای میدانی از شهرهای مختلف ایران نشان میدهد بازارها راکد است، بسیاری از کسبوکارها با کاهش شدید درآمد مواجهاند و قیمت کالاهای اساسی در هفتههای اخیر چندبرابر شده است. آتشبس نیز تاکنون تغییری در وضعیت معیشتی ایجاد نکرده است.
در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز در پیامهای مردمی تکرار میشود، حس بیاعتمادی عمیق به روایت رسمی است. فردی ۳۵ ساله از تهران میگوید: «اگر واقعا بردهایم، چرا اینقدر نیروی مسلح در خیابانها است؟ چرا هر شب بلندگو میگذارند و داد میزنند؟ این بیشتر شبیه ترس خودشان است تا پیروزی.» به گفته او، فضای شهر نهتنها آرام نشده، بلکه «سنگینتر و عصبیتر» از روزهای قبل از آتشبس است.
در همین حال، برخی مردم هم مستقیم به تحولات نظامی اخیر اشاره میکنند. یک مرد ۴۲ ساله از شیراز در پیامی نوشت: «همه میدانند چه ضربهای خوردند. این همه رهبر و فرمانده را از دست دادند، ولی حتی نتوانستند یک پاسخ جدی بدهند. حالا با تبلیغات میخواهند فضا را برگردانند.»
این نگاه در پیامهای مشابهی از شهرهای دیگر نیز دیده میشود و بسیاری از مردم آتشبس را یک «وقفه اجباری» میدانند تا نتیجه برتری نظامی.
قطع ادامهدار اینترنت و خطوط تلفن هم به یکی از مهمترین نشانههای این شکاف تبدیل شده است. یک کاربر از تبریز میگوید: «اگر مردم با آنها هستند، چرا اینترنت را باز نمیکنند؟ بگذارند صدای واقعی مردم هم شنیده شود.» به گفته او، در حالی که دسترسی عمومی مسدود است، برخی حسابهای خاص همچنان فعالاند و «فقط یک روایت مشخص را به بیرون منتقل میکنند».
یک دانشجوی ۲۶ ساله از اصفهان هم میپرسد: «اگر همهچیز تمام شده و پیروز شدهاند، چرا هنوز نمیتوانیم حتی یک تماس ساده با خارج بگیریم؟ چرا باید در این وضعیت بمانیم؟»
به این ترتیب به نظر میرسد برای بسیاری از مردم، تداوم این محدودیتها نه نشانه پایان بحران، بلکه نشانه نگرانی عمیق در درون ساختار حاکمیت است؛ نگرانی از اینکه در صورت برداشته شدن این کنترلها، صدای واقعی جامعه شنیده شود و به فروپاشی نظام بینجامد.

