راهبرد ترامپ در قبال ایران آشفته نیست بلکه فشاری حساب‌شده است

هماهنگی آمریکا و اسرائیل در حملات علیه جمهوری اسلامی باعث شد که رژیم حاکم بر ایران بیش از همیشه تضعیف شده و فشار در جبهه‌های مختلف داخلی و خارجی علیه این حکومت افزایش یابد

۴۰ روز عملیات نظامی مشترک ایالات متحده و اسرائیل که اکنون در وضعیت آتش‌بسی دو هفته‌ای قرار گرفته است، علاوه بر نظر مثبت موافقان، با انتقادها و هجمه‌های برخی تحلیلگران و مفسران هم همراه بود؛ هجمه‌هایی که ممکن است برخی را به این باور رسانده باشد که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، بدون برنامه ازپیش‌‌تعیین‌شده، وارد این جنگ شد و در ادامه حملات سردرگم شد یا کنترل جنگ را از دست داد. اما به عنوان کسی که نزدیک به یک دهه است سیاست‌های ترامپ را از نزدیک دنبال کرده‌، باید بگویم این کاملا دور از حقیقت است.

آنچه در طول عملیات «خشم حماسی» و «غرش شیران» شاهد بودیم، یک نمونه کامل از «ابهام راهبردی» بود. ترامپ همه گزینه‌ها را باز نگه داشت و هم‌زمان در چندین جبهه فشار وارد آورد تا اطمینان حاصل می‌کند که طرف مقابل هرگز نمی‌داند گام بعدی چیست. برای افراد غیرحرفه‌ای، این وضعیت شبیه هرج‌ومرج به نظر می‌رسد، اما برای کسانی که می‌دانند ترامپ چگونه مذاکره و رهبری می‌کند، روشن است که این رویکردی هدفمندانه، حساب‌شده و موثر است.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

به آنچه در میدان واقعیت رخ داد، نگاه کنید. رژیم حاکم بر ایران که زمانی در سراسر خاورمیانه شکست‌ناپذیر به نظر می‌رسید، اکنون سردرگم است، رهبری‌اش تضعیف شده، نیروهای نیابتی‌اش ناتوان‌تر از قبل شده‌اند و به‌طور فزاینده‌ای در تشویش از اعتراض بعدی مردم این کشور به سر می‌برد. این‌ها رویدادهایی تصادفی نیستند، بلکه نتیجه کارزار مداوم و هماهنگی‌اند که با هدف فروپاشی رژیم از درون، طراحی شد.

در مورد عملیات زمینی، باید گفت که آمریکایی‌ها با توجه به بیش از دو دهه تجربه دشوار در عراق و افغانستان، به‌شکل قابل درکی، محتاطانه عمل کردند. خود ترامپ از همان ابتدا گفت که به یک تهاجم زمینی گسترده تمایلی ندارد اما این به معنای حذف چنین گزینه‌ای نیست. هزاران نیروی ویژه آمریکا برای اجرای ماموریت مشخص تامین امنیت تنگه هرمز، خنثی‌سازی اهداف کلیدی و احتمالا کنترل صادرات نفت ایران از جمله جزیره راهبردی خارگ که ۹۰ درصد انتقال انرژی ایران از آنجا انجام می‌شود، در حال استقرار در منطقه‌اند. ترامپ نشان داده که هر زمان و به هر شکلی که خودش تصمیم بگیرد، اقدام خواهد کرد و این دقیقا همان‌طور است که باید باشد.

موضوع دیگر در جبهه سیاسی داخلی آمریکا است که تصویر آن پیچیده‌تر اما در نهایت به نفع او است. حمایت جمهوری‌خواهان از این ماموریت همچنان بسیار گسترده و درون حزب تا حدی نزدیک به اجماع کامل است. در نگاه کلی هم حمایت عمومی در آمریکا از زمان آغاز عملیات خشم حماسی به‌طور پیوسته افزایش یافت و اکنون اکثریت روبه‌رشدی شدت تهدید جمهوری اسلامی ایران را درک کرده‌اند.

از سوی دیگر باید به این موضوع اشاره کرد که هماهنگی آمریکا و اسرائیل در طول این عملیات، چیزی کمتر از یک حماسه تاریخی نبود. برنامه‌ریزی مشترک، حملات هماهنگ، پیام‌رسانی همراستا میان واشنگتن و تل‌آویو همان چیزی است که یک اتحاد راهبردی واقعی را به نمایش می‌گذارد. کسانی که هفته‌ها ادعا می‌کردند این رابطه دچار شکاف شده، نتانیاهو و ترامپ اختلاف دارند و این همکاری در حال فروپاشی است، کاملا در اشتباه بودند.

مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده، همین هفته به‌صراحت گفت که ایرانی‌ها دروغ می‌گویند و قصد دارند به هر قیمتی‌ــ حتی به بهای جان مردم خود‌ــ به سلاح هسته‌ای دست یابند. ترامپ از روز نخست این موضوع را می‌دانست. هدف او هرگز تغییر نکرده است. تهران هرگز اجازه نخواهد داشت به توانایی تولید سلاح هسته‌ای دست پیدا کند، نه حالا و نه هیچ‌گاه. این خط قرمز قابل‌مذاکره نیست و عملیات تا تحقق آن، ادامه خواهد یافت.

ترامپ در مجموعه‌ای از مطالب در شبکه اجتماعی تروث سوشال، اعلام کرد که سه‌شنبه ۷ آوریل «روز نیروگاه‌ و روز پل» در ایران خواهد بود و حتی ساعت دقیق را مشخص کرد: ساعت هشت شب به وقت شرق آمریکا. او در این تهدید جدی بود و رژیم جمهوری اسلامی را به پذیرش شرایط مدنظرش وادار کرد. حملات اولیه به جزیره خارک و پل‌هایی در سراسر ایران هم آغاز شد. ترامپ به سبک همیشگی‌، دقیقا اعلام نمی‌کند گام بعدی چیست. او طرف مقابل را تا آخرین لحظه در حالت حدس و گمان نگه می‌دارد، اما یک چیز قطعی است: حرکت بعدی هرچه باشد، برای حکومت در تهران بسیار بسیار دردناک خواهد بود.

هدف ایالات متحده از روز اول تغییر نکرده است: ایجاد شرایطی که مردم ایران بتوانند سرنوشت خود را به دست بگیرند. آن لحظه در حال نزدیک شدن است و بنا به ارزیابی من، چندان دور نیست. رژیم ایران شکست‌ناپذیر نیست. حتی باثبات هم نیست و رئیس‌جمهوری آمریکا، همراه با دولت اسرائیل، این واقعیت را به جهان نشان می‌دهند.

منتقدان می‌توانند همچنان به حدس و گمان ادامه دهند و نیات و توانایی‌های ترامپ را زیر سوال ببرند، اما واقعیت این است که این راهبرد در حال نتیجه دادن است.

برگرفت از وب‌سایت وای‌نت

دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی کند.

بیشتر از دیدگاه