حدود دو دهه مذاکره درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران در نقاط مختلف جهان، از اروپا گرفته تا عمان، به نتیجه نرسید و سرانجام به وقوع جنگی سهمگین میان جمهوری اسلامی با آمریکا و اسرائیل انجامید. حالا پس از توافق آتشبس به میانجیگری شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، این بار عقربه ساعت مذاکرات به وقت اسلامآباد، پایتخت پاکستان، تنظیم شده است و آخرین خبرها از حضور هیئتهای مذاکرهکننده ایالاتمتحده آمریکا و جمهوری اسلامی در این کشور حکایت دارد؛ جغرافیایی که قرابت فرهنگی بسیار با ایران دارد، متاثر از قلمرو زبان فارسی است و به گواهی اسناد تاریخی، زمانی بخشی از تمدن بزرگ ایران بود.
این قرابت آنقدر سترگ و عمیق است که شاید برای خیلی از ما جالب باشد بدانیم، سرود ملی این کشور به زبان فارسی است. طبق با آداب دیپلماتیک، هیئتهای مذاکرهکننده واشنگتن و تهران در اسلامآباد به سرود ملی این کشور ادای احترام میکنند؛ سرودی که «قومی ترانه» نام دارد و سرشار از واژگان فارسی مانند «پاک سرزمین» و «شاد باد» است.
گورکانیان هند و شاعران سبک هندی ایران
برای آگاهی از چگونگی شکلگیری سرود ملی پاکستان، باید به دههها پیش از استقلال این کشور بازگردیم. یعنی دورانی که هنوز کشوری به نام پاکستان وجود نداشت، با این حال در جغرافیایی آن، یک دیرینه فرهنگی و زبانی شکل گرفته بود.
در آن دوران، بخشهای وسیعی از هند و پاکستان امروزی تحت نفوذ امپراتوری گورکانی (مغولان هند) قرار داشت که از قرن شانزدهم تا اوایل قرن نوزدهم، یکی از مهمترین قدرتهای منطقه محسوب میشد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در دیوان و ساختار حکومتی گورکانیان، زبان فارسی هم زبان رسمی بود و هم شاعران و نویسندگان به این زبان، آثار ادبی خلق میکردند. در همین دوره بود که سبک هندی در شعر فارسی که در تحولات ادبی ایران ریشه داشت، با مهاجرت برخی شعرای ایرانی به هند، در بستر فرهنگی دربار گورکانیان، به اوج شکوفایی رسید. سرآمد این شاعران که پرچمدار سبک هندی در تاریخ ادبیات ایران شد، صائب تبریزی بود.
گورکانیان به زبان و شعر فارسی بسیار علاقهمند بودند و در گسترش زبان فارسی هم بهعنوان زبان تخیل و شعر و هم بهعنوان زبان رسمی، نقش داشتند، اما آنها نیز عاقبت مانند هر سلسله و حکومت دیگری در تاریخ، افول کردند.
زنجیره فروپاشی گورکانیان که زمانی بر گستره بزرگی از رود سند در غرب، شمال افغانستان و کشمیر تا سرزمینهای مرتفع آسام امروزی، بنگلادش و سرزمینهای مرتفع فلات دکن در هند جنوبی حاکم بودند، بهتدریج آغاز شد و در نهایت با گسترش نفوذ بریتانیا و قدرتگیری «کمپانی هند شرقی»، تکمیل شد.
با شکست شورش بزرگ سال ۱۸۵۷ و تبعید آخرین پادشاه گورکانی، ساختار سیاسی پیشین فروپاشید و هند مستقیم تحت سلطه بریتانیا قرار گرفت. البته بریتانیاییها پیش از آن در سال ۱۸۳۷، زبان فارسی را از نظام دیوانی هند حذف و انگلیسی را جایگزین آن کرده بودند.
با حذف فارسی از دستگاه اداری، جایگاه آن در هند تضعیف شد، اما بهطور کامل از میان نرفت و ردپای آن همچنان در ادبیات و فرهنگ و بهویژه در شکلگیری زبان اردو باقی ماند. به همین دلیل است که هنوز هم در پاکستان، بخش قابلتوجهی از واژگان رسمی، ادبی و حتی ملی، ریشه فارسی دارند.
مسلمانان در پی بازیابی زبان و هویت
با تسط کامل بریتانیا بر هند، مسلمانان که پیشتر در ساختار قدرت نقش پررنگی داشتند، در نظام استعماری جدید، به حاشیه رانده شدند. این وضعیت زمینهساز ظهور جریانهایی شد که هدفشان بازتعریف هویت مسلمانان در جهان مدرن بود.
یکی از مهمترین چهرهها در این مسیر سید احمد خان بود؛ روشنفکری که با راهاندازی جنبش علیگر، مسلمانان را به فراگیری علوم جدید و سازگاری با تحولات زمانه فراخواند. در این دوره، زبان اردو بیشازپیش تقویت شد تا بهعنوان زبان مشترک و هویتی مسلمانان آن منطقه، ایفای نقش کند.
پس از آن بهتدریج این ایده شکل گرفت که مسلمانان و هندوها دو جامعه متمایز با هویتهای متفاوتاند و شاید نتوانند در یک ساختار سیاسی واحد بهطور پایدار، همزیستی داشته باشند.
یکی از برجستهترین اندیشمندان و چهرههای تاثیرگذار در این روند، محمد اقبال لاهوری بود؛ شاعری که بیشتر آثارش را به زبان فارسی سرود و دلبستگی عمیقی به فرهنگ ایرانی داشت.
او نخستین بار سال ۱۹۳۰ در نشست اللهآباد، رسما ایده تشکیل یک واحد سیاسی مستقل برای مسلمانان در شمالغرب هند را مطرح کرد؛ ایدهای که بعدها به یکی از پایههای نظری شکلگیری کشوری به نام پاکستان تبدیل شد. آثار و اشعار اقبال در برانگیختن روحیه خودآگاهی، مقاومت در برابر استعمار و بازتعریف هویت مسلمانان نقشی مهم ایفا کرد. از جمله این شعر معروف که نماد بسیاری از خیزشها است:
ساحل افتاده گفت گرچه بسی زیستم/ هیچ نه معلوم گشت آه که من کیستم
موج زخودرفتهای تیز خرامید و گفت/ هستم اگر میروم، گر نروم، نیستم
سرود ملی پاکستان از ملودی تا شعر
تلاشها برای رهایی از استعمار بریتانیا و ایجاد کشوری مستقل برای مسلمانان شبهقاره، هرچند مسیری دشوار، خونین و پرتلاطم بود، سرانجام در سال ۱۹۴۷ به نتیجه رسید و کشور پاکستان با رهبری محمدعلی جناح اعلام موجودیت کرد.
در همان زمان، در سوی دیگر شبهقاره، جنبشهای استقلالطلبانه به رهبری چهرههایی چون مهاتما گاندی نیز در جریان بود که به استقلال هند انجامید.
پس از استقلال، نام «پاکستان» از کنار هم قرار گرفتن حروف نخست ایالتهای پنجاب، افغانیا، کشمیر و سند، بههمراه پسوند «ستان» برگرفته از بلوچستان شکل گرفت. در عین حال، معنای لغوی آن نیز به معنای «سرزمین پاکان» است که به آن مفهومی نمادین میبخشید.
با تولد کشور جدید پاکستان، نیاز فوری به تعریف نمادهای ملی مانند پرچم، نشان و سرود ملی احساس شد. در سال ۱۹۴۸، دولت پاکستان مسابقهای برای انتخاب سرود ملی برگزار کرد، اما آثار ارائهشده نتوانست رضایت مسئولان را جلب کند. در نتیجه، یک کمیته ویژه برای بررسی و انتخاب سرود مناسب تشکیل شد.
در این فرایند، ابتدا تصمیم گرفته شد که ملودی سرود ساخته شود. آهنگ این اثر را احمد غلامعلی چاگلا در سال ۱۹۴۹ ساخت که بهسرعت تایید شد و حتی پیش از انتخاب شعر، در برخی مراسم رسمی و بینالمللی به اجرا درآمد.
شعر سرود ملی پاکستان را چند سال بعد، در سال ۱۹۵۲، شاعری به نام حفیظ جالندھری سرود؛ شعری که اگرچه گفته میشود به زبان اردو است، ۹۰ درصد واژگان آن فارسی و برای هر فارسیزبانی قابل فهماند. این شعر که از میان آثار متعدد انتخاب شد و به دلیل غنای ادبی، ایجاز و هماهنگی با ملودی موردپذیرش قرار گرفت، حالا به میراثی گرانبها از زبان فارسی در این سرزمین تبدیل شده است تا اثبات کند گستره و قلمرو زبان و تمدن فارسی تا کجا پیش رفته بود.
سرود ملی پاکستان یا همان «قومی ترانه» علاوه بر فارسی بودن، به دلیل برآمدن از فرهنگ و تمدن ایرانی، یک ویژگی ممتاز دیگر هم دارد و آن ستایش زیبایی و پاکی و تاکید بر مفاهیمی چون همبستگی، سازندگی، نظم و روشنایی است.
وقتی از تمدن و فرهنگ ایرانی سخن میگوییم منظور گسترهای بسیار بزرگتر و وسیعتر از مرزهای سیاسی امروزی است. جهانی که در طول قرنها، از آسیای مرکزی تا شبهقاره هند و از فلات ایران تا بخشهایی از آناتولی و بینالنهرین امتداد داشت.
در این جهان تمدنی ایرانی بود که شهرهایی مانند سمرقند، بخارا، هرات، لاهور و دهلی در برهههایی از تاریخ به اوج شکوفایی رسیدند؛ شهرهایی که در آنها زبان فارسی، زبان اندیشه، دیوان و شعر بود و مفاهیمی چون زیبایی، یقین، آرمان و شکوه در قالب واژگان شکل میگرفت.
همین میراث زبانی و فرهنگی است که قرنها بعد، در یکی از مهمترین نمادهای ملی پاکستان یعنی سرود ملی نیز خود را نشان داد:
پاک سرزمین شاد باد/ کشور حسین شاد باد
تو نشانِ عزمِ عالیشان/ ارضِ پاکستان/ مرکزِ یقین شاد باد
پاک سرزمین کا نظام/ قوتِ اخوتِ عوام/ قوم، ملک، سلطنت/ پاینده تابنده باد
شاد باد منزلِ مراد/ پرچمِ ستاره و هلال/ رهبر ترقی و کمال
ترجمانِ ماضی، شانِ حال/ جانِ استقبالِ مستقبل/ سایه خدایی ذوالجلال

