پیامدهای توافق نامه صلح میان واشنگتن و جنبش طالبان

بسیاری از جهت های داخلی و خارجی، اعتماد به تعهد طالبان ندارند

زلمی خلیل زاد، فرستاده ویژه ایالات متحده برای صلح افغانستان و ملا عبد الغنی برادر، رئیس هیئت جنبش طالبان. عکس از: ‏AFP‏

پس از امضای توافق نامه صلح میان زلمی خلیل زاد، فرستاده ویژه آمریکا برای صلح افغانستان و جنبش طالبان در دوحه، پایتخت قطر، افغانستان وارد مرحله ای جدیدی از تاریخ کشمکش های داخلی و منطقه ای می شود که عمده ترین آن ها، خروج نیروهای آمریکایی، بازگشت طالبان به بخش های از کشور و ورود آن ها به عرصه قدرت خواهد بود. اما به رغم امضا شدن توافق نامه صلح، تا هنوز در واشنگتن پرسش های بسیاری در مورد چگونگی دستیابی به این توافق از طریق مذاکرات به سرپرستی قطر و در غیاب دولت افغانستان مطرح می شود، به ویژه این که مردم آمریکا از جزئیات گفت و گوهای دو جانبه میان آمریکا و طالبان آگاهی ندارند.

البته امضا شدن این توافق نامه بیشتر به سود واشنگتن است و منافع آمریکا را تأمین می کند و مهم ترین بند این توافق نامه که به خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان تعلق می گیرد، می تواند برای پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات پیش رو تأثیر گذار باشد.

با آن که ساز و کار اجرای این توافق نامه تا هنوز مشخص نشده است اما عمده ترین نقاط آن حفظ آتش بس میان طالبان و آمریکا، خروج تدریجی نیروهای آمریکایی از افغانستان و تعهد طالبان به عدم همکاری با جهت های خارجی که منافع و مواضع آمریکا را تهدید کنند، خلاصه می شود. علاوه بر آن، جنبش طالبان تعهد کرده است گروه های تروریستی القاعده و داعش را از سراسر کشور به ویژه از مناطق تحت تصرف خود ریشه کن کند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

اکنون پرسشی که در این میان مطرح می شود این است که اهداف واقعی طالبان از امضای توافق نامه صلح با واشنگتن چیست؟

تردیدی نیست که در صورت اطمینان به خروج نیروهای آمریکایی از کشور، جنبش طالبان هر گونه آتش بس را خواهد پذیرفت تا زمینه خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان فراهم شود و البته گروه های افراطی در هر کجا همین اندیشه را دارند حتی اگر عقب نشینی آمریکا جزیی باشد. علاوه بر آن و  با توجه به همین سیاست، طالبان برای این که به قدرت باز گردند و زمام امور را در بسیاری از عرصه به دست گیرند، از همکاری به تمام جهت های که ممکن است منافع آمریکا را در منطقه به خطر اندازند، امتناع خواهند ورزید.

در پیوند به مسئله اخراج گروه های تروریستی از افغانستان، طالبان احتمالا اقدام به ریشه کن کردن سازمان تروریستی داعش خواهند کرد اما آرزوی تشکیل دولت خلافت را همواره در سر خواهند داشت و هرگز از این آرمان بزرگ دست بردار نخواهند شد.

از سوی دیگر می توان گفت که توافق نامه صلح برای طالبان دستاورد بزرگی محسوب می شود، زیرا به محض عقب نشینی نیروهای آمریکایی و ناتو از خاک افغانستان، طالبان مواضع از دست رفته خود را در جنوب کشور به دست خواهند آورد و در پی آن، برای سهیم شدن در قدرت وارد کابل خواهند شد.

البته ممکن است قطر، رهبری طالبان را متقاعد کرده باشد تا هنگام ورود به کابل اندکی عاقلانه عمل کنند و نخست در تلاش برای دستیابی به قدرت و مشارکت در دولت افغانستان باشند و فعالیت در عرصه سیاسی را بر پیشروی نظامی ترجیح دهند.

البته برای هیچ کسی پوشیده نباشد که هدف اصلی جنبش طالبان، تشکیل دولت اسلامی در افغانستان است، اما دولت اسلامی طالبان این بار با نظامی که این جنبش در 1996 تأسیس کرد تفاوت بسیاری خواهد داشت و بیشتر شبیه به دولت های خواهد بود که سازمان اخوان المسلمین تا کنون آن ها را در خاورمیانه و شمال آفریقا بر پا کرده است.

از سوی دیگر، به نظر می رسد که پس از به اجرا در آمدن توافق نامه صلح، جنبش طالبان نخست اقدام به تصرف مناطق از دست رفته ای خود کند، سپس حضور جنبش طالبان را به عنوان یک جریان سیاسی مشروعیت بخشد و به دنبال آن، در صدد جلب کمک و همکاری برای جنبش طالبان شود. شکی نیست که موفقیت در مشروعیت بخشیدن به جنبش طالبان تأثیر شگرفی در تثبیت حضور این جنبش دارد و زمینه بهره برداری های سیاسی و مالی جنبش طالبان را در داخل و خارج کشور فراهم می کند.

در پیوند به شیوه برخورد با نیروهای شمال که تا هنوز نقش گسترده ای در دولت افغانستان دارند، به نظر می رسد که جنبش طالبان در نخست تلاش خواهد کرد تا موقعیت سیاسی خود را در درون دولت تثبیت کند و تا زمانی که این هدف به صورت کامل بر آورده نمی شود، از درگیری با نیروهای شمال خودداری کند، اما در عین حال، جنبش طالبان از هیچ فرصتی برای ضربه زدن به نیروهای شمال و متحدان آن ها دریغ نخواهد کرد.

امضای توافق نامه صلح میان طالبان و آمریکا، در سطح منطقه نیز تأثیر گذار خواهد بود، طوری که قطر و سازمان اخوان المسلمین به دلیل فراهم کردن زمینه برگزاری گفت و گوهای صلح و حمایت مالی از این پروژه می توانند نفوذ خود را در تحولات منطقه افزایش دهند. افزون بر آن، تحولات اخیر می تواند مسیر هماهنگی میان جنبش طالبان افغانستان و پاکستان را هموار کند و منجر به آغاز گفت و گو ها میان طالبان و اسلام آباد شود و در نتیجه، دولت افغانستان و جناح های سیاسی متحد آن در شمال کشور ناگزیر شوند برای بقای خود به دنبال متحدان دیگری در منطقه شوند. از این جهت احتمال می رود، دولت کابل و متحدان آن از یک سو در صدد تقویت روابط خود با ائتلاف عربی به ویژه با کشورهای عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر شوند و از سوی دیگر تعلقات خود را با هند افزایش دهند و بدین شیوه، توازن قوی را در کشور حفظ کنند.

از سوی دیگر، رژیم ایران سعی خواهد کرد نفوذ خود را از طریق گروه های شیعه مذهب هزاره گسترش دهد و از فرصت رویارویی میان نیروهای میانه رو مستقر در شمال افغانستان و طالبان بهره برداری کند. روسیه و چین نیز سعی خواهند کرد از پیامدهای توافق نامه صلح میان جنبش طالبان و واشنگتن استفاده کنند، اما ایالات متحده افزون بر تلاش برای حفظ تعادل در افغانستان، تلاش خواهد کرد تا روابط خود را از یک سو با ترکیه و قطر و از سوی دیگر، با ائتلاف عربی گسترش دهد.

البته تلاش قطر برای بازگرداندن طالبان به عرصه سیاست افغانستان و حضور این گروه در معادلات منطقه ای و بین المللی، عمدتا ناشی از لابی گری مشترک قطر و اخوان المسلمین در واشنگتن است، به گونه ای که دولت ترامپ را متقاعد کرده است که توافق با طالبان می تواند مسیر عقب نشینی نیروهای آمریکایی را از افغانستان هموار کند و در نتیجه، به سود برنامه انتخاباتی دونالد ترامپ منتهی شود.

بدین ترتیب، می توان گفت که جنبش طالبان بدون این که اندیشه اخوانی و افراط گرایی را کنار گذارد، سعی خواهد کرد برای مدتی در ظاهر سیاست اعتدال و میانه روی را اختیار کند اما در اساس به دنبال همان استراتژی رادیکال درازمدت خود باشد.

البته هواخواهان رئیس جمهور ترامپ در واشنگتن، نگاهی متفاوتی به امضای توافق نامه صلح با جنبش طالبان دارند، طوری که شماری از آن ها، توافق نامه صلح را یک دستاورد بزرگ تلقی می کنند، در حالی که شمار دیگر، به تعهد طالبان اعتمادی نداشته و از آینده اوضاع نگرانی دارند.

https://www.independentarabia.com

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مقاله، نظر نویسنده بوده و سیاست یا موضع ایندیپندنت فارسی را منعکس نمی‌کند.

© IndependentArabia

بیشتر از دیدگاه