«بامداد خمار»، فرصتی تازه برای تماشای گنجینه‌های معماری قاجاری

پیش از این «کفش‌های میرزا نوروز»، «شب دهم»، «بانوی عمارت» و «جیران» نیز از قزوین برای بازآفرینی صحنه‌های تاریخی استفاده کرده بودند

تصویر  ترکیبی از سریال بامداد خمار که در خانه تاریخی  امینی‌ها  فیلمبرداری شده‌است

سریال «بامداد خمار» با جان بخشیدن به تالارهای باشکوه، ارسی‌های رنگین و اتاق‌های تاریخی خانهٔ امینی‌های قزوین، تصویری زنده از زندگی در خانه‌های اعیانی دورهٔ قاجار را پیش چشم تماشاگران گذاشته است. این بنا که پیش‌تر نیز میزبان فیلمبرداری چند ساختهٔ تاریخی بود، بار دیگر یادآوری می‌کند که صدها خانهٔ تاریخی در گوشه‌وکنار ایران، با زیبایی‌های کمتر دیده‌شده، می‌توانند مقصد سفر علاقه‌مندان به تاریخ و معماری باشند.

وقتی به دیدن خانه‌های تاریخی می‌رویم، اغلب با اتاق‌های خالی، درهای بسته، حیاط‌های خاموش و دیوارهایی روبه‌رو می‌شویم که تنها می‌دانیم روزگاری شاهد زندگی چند نسل بودند، اما مجموعه‌هایی مانند «بامداد خمار» فرصتی فراهم می‌کنند تا این دست بناها با آدم‌هایی که در اتاق‌ها رفت‌وآمد می‌کنند، سفره‌هایی که گسترده می‌شوند، ظرف‌های غذا، پرده‌ها، فرش‌ها، گل‌های باغچه و صدای زندگی در راهروها و حیاط، دوباره پیش چشممان جان بگیرند.

Read More

This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)

قزوین، پایتخت صفویان پس از تبریز و پیش از اصفهان، از نظر برخی پژوهشگران هنر «یکی از رنگین‌ترین شهرهای ایران» است. بخشی از این جلوه را می‌توان در حسینیهٔ امینی‌ها دید؛ بنایی از دورهٔ قاجار که با تالارهای باشکوه، ارسی‌های بلند و شیشه‌های رنگی‌اش از دیدنی‌ترین آثار تاریخی شهر است.

این بنا که در اصل بخشی از مجموعهٔ مسکونی خاندان امینی بود، در سال‌های گذشته بارها میزبان گروه‌های فیلمبرداری شده است. پیش از «بامداد خمار»، برای فیلمبرداری آثاری مانند فیلم «کفش‌های میرزا نوروز»، «شب دهم»، «بانوی عمارت» و «جیران» نیز از فضاهای تاریخی قزوین به منظور بازآفرینی زندگی در گذشته استفاده کرده بودند.

حسینیهٔ امینی‌ها اسفند ۱۳۲۷ با شمارهٔ ۳۷۷ در فهرست آثار ملی ثبت شد و به‌صورت موقوفه اداره می‌شود. دربارهٔ چگونگی وقف بنا روایتی مشهور در قزوین وجود دارد که می‌گوید ناصرالدین‌شاه در یکی از سفرهایش به این شهر، مهمان حاج محمدرضا امینی بود و هنگام بازدید از خانه، با دیدن شکوه آن گفت: «این خانه قشنگ است.» امینی پاسخ داد: «بله، قشنگ است؛ مبارک صاحبش باشد.» وقتی شاه پرسید صاحب‌ خانه چه کسی است، او جواب داد: «صاحبش حضرت ابوالفضل است.»

در روایت‌های محلی، وقف خانه راهی برای مصون نگه داشتن آن از تصرف صاحبان قدرت دانسته شده است؛ شیوه‌ای که در دوره‌هایی از تاریخ ایران برای حفاظت از املاک در برابر دست‌اندازی افراد پرنفوذ به کار می‌رفت.

با این حال بیش از یک قرن بعد، همین موقوفه بار دیگر درگیر مسئلهٔ قدرت و تصرف شد. در سال ۱۴۰۲، انتشار اسنادی دربارهٔ واگذاری بخشی از املاک موقوفهٔ امینی‌ها با اجاره‌ای بسیار پایین به عروس مهدی خاموشی، رئیس سازمان اوقاف جمهوری اسلامی ایران، جنجال گسترده‌ای به راه انداخت.

دست‌اندازی مقام‌های جمهوری اسلامی ایران به خانه امینی‌ها و روایت چشم داشتن شاه قاجار به این ملک، به سنت وقف املاک برای حفظ آن‌ها از دست‌اندازی صاحبان قدرت در دوره‌های گذشته پیوند خورده و خود به بخشی از روایت محلی این خانه تبدیل شده است. بازدیدکنندگان نیز معمولاً در یک نکته هم‌نظرند: بنا آن‌قدر زیبا و باشکوه است که باور اینکه توجه ناصرالدین‌شاه، ساکن کاخ گلستان را جلب کرده باشد، چندان دشوار نیست.

خانهٔ امینی‌ها سال ۱۲۷۵ قمری ساخته شد و گفته می‌شود هزینهٔ ساخت آن در زمان خود، به ۴۸ هزار تومان رسید که رقمی بسیار بالا است. برای مقایسه، حدود یک دهه بعد عمارت پنج‌ طبقهٔ شمس‌العماره در کاخ گلستان تهران، به فرمان ناصرالدین‌شاه، با هزینه‌ای نزدیک به ۴۰ هزار تومان ساخته شد.

در این خانه، سه تالار به موازات یکدیگر قرار گرفته‌اند که با ارسی‌ها یا پنجره‌های چوبی مشبک، به هم مرتبط می‌شوند. تالار جنوبی ۹ دهانهٔ ارسی با شیشه‌های رنگی نفیس دارد و سقف آن با نقاشی تزیین شده است. آینه‌کاری، طاقچه‌ها و تزیینات چوبی ظریف نیز بر شکوه فضا افزوده‌اند. زیر تالارها فضاهایی مانند سرداب و شربت‌خانه قرار دارد. سرداب بزرگ این خانه پیش‌تر در مجموعهٔ «سمندون» هم دیده شده است.

تماشای این خانه‌ها در قاب سینما و تلویزیون لطف دیگری دارد. بازدیدکنندهٔ امروز می‌تواند گچ‌بری‌ها، نقاشی‌ها، آینه‌کاری‌ها و پنجره‌ها را تحسین کند، اما همیشه آسان نیست تصور کند زندگی روزمره در این اتاق‌ها چگونه می‌گذشته است. یک مجموعهٔ تاریخی، حتی اگر داستانی خیالی روایت کند، می‌تواند نشان دهد که معماری ایرانی فقط مجموعه‌ای از دیوارها و تزیینات نبودند و برای زندگی، مهمانی، آشپزی، استراحت و معاشرت طراحی شده بودند.

وقتی قزوین نقش تهران قدیم را بازی می‌کند

داستان کتاب «بامداد خمار»، برگرفته از رمانی پرفروش اثر فتانه حاج‌سیدجوادی، در تهران می‌گذرد، اما بخش مهمی از فیلمبرداری سریال نرگس آبیار در قزوین انجام شده است. این جابه‌جایی در سینما و تلویزیون اتفاق عجیبی نیست. شهرها و بناهای تاریخی بارها به جای یکدیگر ظاهر شده‌اند و گاه یک خانه یا خیابان قدیمی طی چند دهه محل وقوع داستان‌هایی در شهرها و دوره‌های متفاوت بوده است.

تهران در یک قرن گذشته چنان تغییر کرده است که یافتن کوچه‌ها، خانه‌ها و محله‌هایی با بافت تاریخی پیوسته در آن دشوار شده است. در مقابل، قزوین هنوز مجموعه‌ای ارزشمند از خانه‌ها، بازارها، مسجدها و گذرهای تاریخی را در خود دارد که می‌توانند فضای زندگی در دورهٔ قاجار را بازآفرینی کنند. نزدیکی شهر به تهران نیز رفت‌وآمد گروه‌های فیلمبرداری را آسان‌تر می‌کند.

قزوین البته تنها شهری نیست که چنین نقشی داشته است. کاشان، اصفهان، یزد و شیراز نیز با خانه‌ها و محله‌های تاریخی خود بارها میزبان تولیدات سینمایی و تلویزیونی بوده‌اند. گاهی بنایی واقعی برای فیلمبرداری انتخاب می‌شود و گاهی گروه سازنده ترجیح می‌دهد فضای موردنظرش را از نو بسازد.

خانه‌هایی که سینما دوباره به آن‌ها زندگی بخشید

در سال‌های گذشته، بسیاری از خانه‌ها و باغ‌های تاریخی ایران از طریق فیلم‌ها و مجموعه‌های تلویزیونی به مخاطبان بیشتری معرفی شده‌اند.

مجموعهٔ «شهرزاد» به کارگردانی حسن فتحی یکی از نمونه‌های شناخته‌شده است. باغ وثوق‌الدوله در تهران که در سریال به خانهٔ بزرگ‌آقا تبدیل شد و خانهٔ تاریخی مؤتمن‌الاطبا، از جمله بناهایی بودند که تماشاگران آن‌ها را نه فقط به‌عنوان آثار معماری، بلکه به‌عنوان خانهٔ شخصیت‌های داستان شناختند.

«جیران» نیز با استفاده از فضاهای تاریخی و بازآفرینی زندگی دربار قاجار، بار دیگر توجه مخاطبان را به معماری آن دوره جلب کرد. در این مجموعه، خانه‌ها، تالارها، حیاط‌ها و باغ‌ها فقط پس‌زمینهٔ ماجرا نبودند؛ بخشی از شیوهٔ زندگی شخصیت‌ها را نشان می‌دادند.

همین اتفاق در مجموعه‌هایی مانند «بانوی عمارت» و «شب دهم» نیز افتاد. شاید بسیاری از تماشاگران هنگام دیدن این آثار نام دقیق خانه یا بنای تاریخی را نمی‌دانستند، اما تصویر پنجره‌های رنگی، حوض‌های میان حیاط و اتاق‌های آراسته در ذهنشان باقی ماند. گاهی همین تصویر نخستین انگیزه برای جست‌وجوی نام بنا و سفر به شهری می‌شود که پیش‌تر جایی در برنامهٔ گردشگری آن‌ها نداشت.

در صنعت گردشگری جهان، این علاقه با عنوان «گردشگری فیلم» (Film Tourism) شناخته می‌شود؛ پدیده‌ای که در آن تماشاگران پس از دیدن یک فیلم یا مجموعهٔ تلویزیونی برای بازدید از مکان‌های واقعی فیلمبرداری به آنجا سفر می‌کنند.

یکی از نمونه‌های مشهور مجموعهٔ «بازی تاج‌وتخت» (Game of Thrones) است که توجه گردشگران را به شهر دوبروونیک در کرواسی و برخی دیگر از مکان‌های فیلمبرداری جلب کرد. گردشگران می‌توانند در کوچه‌ها و میدان‌هایی قدم بزنند که پیش‌تر در قاب تلویزیون دیده‌اند.

فیلمبرداری سه‌گانهٔ «ارباب حلقه‌ها» (The Lord of the Rings) در نیوزیلند نیز در معرفی مناظر طبیعی این کشور به گردشگران بین‌المللی نقش مهمی داشت.

این نوع گردشگری تنها به بازدید از یک ساختمان محدود نمی‌شود. مسافری که برای دیدن خانه‌ای تاریخی به شهری سفر می‌کند، ممکن است از بازارهای قدیمی، موزه‌ها، رستوران‌ها و کارگاه‌های صنایع‌دستی آن شهر نیز دیدن کند. به این ترتیب، شهرت یک محل فیلمبرداری می‌تواند برای کسب‌وکارهای محلی و معرفی دیگر آثار تاریخی منطقه فرصتی فراهم کند.

برای شهرهایی مانند قزوین که با وجود پیشینهٔ تاریخی و معماری ارزشمندشان هنوز به اندازهٔ برخی مقصدهای مشهور گردشگری ایران شناخته نشده‌اند، حضور در مجموعه‌های پرمخاطب می‌تواند فرصتی برای معرفی دوبارهٔ شهر باشد.

البته استفاده از بناهای تاریخی برای فیلمبرداری همیشه بی‌دردسر نبوده است. گاهی نصب تجهیزات، تغییر دکور یا رفت‌وآمد گروه‌های بزرگ نگرانی کارشناسان میراث فرهنگی دربارهٔ احتمال آسیب به بنا را برانگیخته است. فیلمبرداری «بامداد خمار» در قزوین نیز با بحث‌هایی دربارهٔ تغییرات ایجادشده در مسجد جامع عتیق و حسینیهٔ امینی‌ها همراه شد. با این حال، استفادهٔ مسئولانه از این فضاها، با نظارت متخصصان و رعایت اصول حفاظت، می‌تواند هم به تولید آثار تاریخی کمک کند و هم فرصتی برای شناساندن میراث معماری ایران باشد.

برای لذت بردن از این خانه‌ها لازم نیست منتظر ساخت سریال دیگری بمانیم. در شهرهای کوچک و بزرگ ایران، از خانه‌های اعیانی با تالارهای آینه‌کاری‌شده تا خانه‌های ساده با حیاط‌های کوچک و باغچه‌های پرگل، صدها بنای تاریخی باقی مانده‌اند که هرکدام بخشی از شیوهٔ زندگی نسل‌های گذشته را در خود نگه داشته‌اند.

صدها خانهٔ تاریخی ایران منتظر دیدارند؛ خانه‌هایی که برای تماشای زیبایی‌شان نه به دوربین سینما نیاز دارند و نه به دکور و بازیگر. کافی است در یکی از سفرهای بعدی، در خانه‌ای قدیمی را باز کنیم و چند ساعتی مهمان گذشته شویم.

بیشتر از فرهنگ و هنر